مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۷ چهارشنبه ۲۱ آذر -اِلأَربِعا ٣ ربيع الثاني ١٤٤٠ - Wednesday December 2018
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  404   بازدید    تاریخ درج مطلب  19/10/1395    
 
 
بررسي علل، زمينه‌ها،‌چگونگي، بازتاب ها و نتايج قيام 19 دي ماه سال 1356 قم

رحلت مشكوك آيت‌الله مصطفي خميني، آغاز قيام عمومي

 

پس از چند حركت اعتراض‌آميز، از جمله تظاهرات دانشجويان و مردم در روز عيد فطر و در صحن حضرت عبدالعظيم حسني در شهر ري، رحلت فرزند ارشد امام،‌ آيت‌الله مصطفي خميني، در آبان 1356،‌ شتاب خاصي به حركت انقلاب اسلامي بخشيد كه مي ‌توان موج ناشي از آن را به عنوان آغاز قيام عمومي مردم عليه شاه دانست. پس از رحلت حاج آقا مصطفي، مجالس ختم مفصلي در داخل و خارج كشور به مناسبت شب هفت و چهلم ايشان،‌ برگزار شد. در خلال هر يك از اين ها، تظاهرات گسترده‌اي عليه رژيم شاه براه مي‌افتاد. امام نيز به مناسبت چهلم فرزندش، طي بياناتي، ضمن تشكر از همه طبقات مردم و علما، رحلت آقا مصطفي را"از الطاف خفيه الهي‌"‌ دانسته و ضمن تأكيد بر اهميت فرصت سياسي به دست آمده، به روحانيون متذكر شد كه مبارزه عليه رژيم را شدت ببخشند. رحلت آقا مصطفي فرصت مغتنمي بود تا امام، بار ديگر به عنوان رهبر حركت اسلامي مردم مطرح شود. اين مسئله براي رژيم پهلوي بسيار گران بود. رژيم اذعان داشت كه اگر امام خميني بتواند بار ديگر رهبري تشكل هاي سياسي را به دست بگيرد، ‌با استفاده از تشكيلات سراسري روحانيت، خواهد توانست بيداري آحاد مردم را نسبت به جنايات پهلوي، سبب گردد. آتش حركت مردم و انقلاب به مرور افروخته مي ‌شد و پيام ها و سخنراني هاي امام نيز جهت گيري نهضت را مشخص مي‌ كرد. ضربه‌اي كه به تصور رژيم شاه با رحلت آقا مصطفي بايد بر امام وارد مي ‌شد، ‌كارگر نيفتاد و امام در پاسخ به پيام هاي تسليت،‌ نه تنها از تألمات شخصي خود ياد نكرد، بلكه از وحدت مردم و استفاده از فرصتي كه براي سرنگوني رژيم بدست آمده سخن به ميان آورد.

 

جرقه قيام 19 دي ماه 1356 قم

 

بعد از قيام پانزده خرداد 1342،‌ رژيم شاه براي خنثي نمودن حركت اسلامي مردم، ‌امام را تبعيد كرد و سعي فراوان داشت تا فرد يا تشكيلاتي را جايگزين خلاء‌ وجودي امام بكند؛ تا به اين وسيله بتواند از يك سو با ظاهر اسلامي و عوام‌پسند،‌ نظر توده‌ها را از امام منحرف سازد و از سوي ديگر اين فرد يا تشكيلات خطر چنداني براي حكومت ايجاد نكند. مرجع ‌تراشي در مقابل امام و .... از حركت هاي مشكوك بعد از تبعيد امام تا روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي بود. شخص شاه و رژيم وي،‌ همواره سعي كردند تا ياد و خاطره امام را از اذهان ملت محو كنند و در اين راستا با پخش اعلاميه و شبنامه، به امام توهين مي ‌كردند. پس از رحلت آيت‌ الله مصطفي خميني، دگرباره ياد و خاطره امام در دل ها زنده شد و بار ديگر مردم و حوزه‌ هاي علميه متوجه نجف ‌اشرف شدند و در مجالس و محافل از علل و چرايي عدم وجود امام در ايران سخن به ميان آمد. در روز هفدهم دي ماه سال 1356، هم زمان با سالروز كشف حجاب توسط رضا شاه و اعلام اصلاحات ارضي به وسيله محمدرضا شاه، ‌روزنامه اطلاعات مقاله توهين ‌آميزي را عليه امام،‌ روحانيت و مقدسات اسلامي منتشر كرد.

 

توزيع روزنامه اطلاعات در قم

 

در روز شنبه هفدهم دي ماه 1356، روزنامه اطلاعات در قم پخش شد. در صفحه هفتم روزنامه،‌ مقاله‌اي با عنوان"ايران و استعمار سرخ و سياه" با نام مستعار"احمد رشيدي مطلق" نظر خوانندگان را به سوي خود جلب كرد. نويسنده در آن مقاله، به طور صريح بي‌حجابي را فضيلت دانسته و حجاب كهنه‌پرستي و ارتجاع سياه معرفي شده و به امام خميني، بزرگ مرجع عالم تشيع، اهانت كرده بود و قيام پانزده خرداد 1342 توطعه استعمار سرخ و سياه معرفي شده بود. روزنامه رستاخيز نيز در همان روز،‌ تظاهرات گروه قابل توجهي از زنان مشهد را در مخالفت با كشف حجاب"تظاهري از يك اتحاد نامقدس"‌ ناميد. داغي كه رحلت آقا مصطفي بر دلهاي عاشقان امام نهاده بود،‌ به انبار باروتي مي‌ مانست كه با جرقه‌اي هر چند كوچك، انفجار مهيبي را باعث مي‌ شد و مقاله رشيدي مطلق در حكم اين جرقه بود،‌تا مجددا تظاهرات گسترده‌اي عليه رژيم تدارك ديده شود. حوزه علميه قم به دنبال درج مقاله در روزنامه اطلاعات،‌ حالت غيرعادي به خود گرفت و طلاب با رفتن به منازل مراجع، ‌اعتراض خود را به رژيم شاه اعلام داشتند و با پيوستن مردم قم به جمع طلاب، ‌اين اعتراضات تبديل به قيام نوزدهم دي ماه شد، كه شرح حادثه در زير مي ‌آيد.

 

عكس‌العمل مدرسين حوزه علميه قم

 

انتشار مقاله مذكور، موجي از خشم و نفرت را در دل هاي دوستداران امام برانگيخت و مدرسين حوزه علميه آن زمان(حضرات آيات و حجج اسلام،‌يوسف صانعي، سيدحسن طاهري خرم‌آبادي،‌محمد مومن،‌علي مشكيني، ناصر مكارم شيرازي، سيدحسن موسوي تبريزي، ‌وحيد خراساني و محمد يزدي)‌ را واداشت كه در منزل آيت‌الله حسين نوري گرد هم آيند تا اقدامي هماهنگ عليه رژيم داشته باشند. پس از بررسي ابعاد گوناگون برخورد با رژيم، تصميم گرفته شد كه روز هجدهم دي،‌ درس هاي حوزه علميه قم تعطيل گردد و قرار بر اين شود تا هر يك از اعضاي جلسه، ‌تعطيلي دروس را در آن روز معين، به ديگر مدرسان حوزه و مراجع اطلاع دهند. شب يك ‌شنبه و روز يكشنبه،‌ بعد از نماز صبح به وسيله تلفن و ملاقات هاي خصوصي،‌به مراجع و اساتيد و بسياري از طلاب اطلاع داده شد و اين مسئله مورد گفت و گوي بيشتر طلاب قرار گرفت و تصميم بر آن شد تا كليه دروس حوزه علميه در آن روز، تعطيل گردد.

 

تظاهرات و حركت به سوي منازل مراجع

 

طلاب تا ساعت 9 صبح هجدهم دي، تنها به نقل اخبار مربوط به مقاله روزنامه اطلاعات پرداختند و بعد از آن با تشكيل اجتماع بزرگي در بيرون مدرسه خان،‌ تظاهرات خود را هم چون امواج آرام رودخانه، به سوي منازل مراجع وقت آغاز كردند. آن گاه با تجمع در مقابل منازل هر يك از مراجع با دادن شعارهايي به حمايت از امام خميني پرداختند. پليس، ساواك و گروهي از افراد مسلح با سلاح گرم و سرد در مسير ارم چهارمردان، به كمين نشستند تا مانع حركت طلبه‌هاي تظاهر كننده كه خالصانه در اين راه قدم گذاشته بودند،‌ شوند. نيروهاي امنيتي،‌ در ابتدا با يورش به صف تظاهركنندگان،‌ سعي در جلوگيري از رفتن نمودند، اما با مقاومت طلاب كه با سنگ و آجر و چوب، مقابله مي ‌كردند، مواجه شدند، در نهايت دژخيمان اعلام داشتند در صورتي كه راهپيمايان شعار ندهند و آرام حركت كنند،‌ مي‌ توانند به تظاهرات خود ادامه دهند. آن گاه طلاب در خيابان چهارمردان به منزل آيت‌الله گلپايگاني رفتند و ايشان طي سخناني فرمود: "اينها به آن آقا[امام خميني] توهين نكردند، ‌اين ها به ما توهين كردند. براي اين كه اين ها با اين كارشان شان دادند و خواستند بگويند كه آن آقا[امام خميني] با ما مخالف است و مفهوم حرف شان اين است كه ما با اين ها[رژيم شاه] موافقيم، اين كه ما با اين ها موافقيم، توهين به ماست. ما در گذشته با اين ها مخالف بوده‌ايم و در آينده نيز مخالف خواهيم بود". سپس به ايشان در منزل خود براي طلاب خشمگين سخنراني كرد و به طلاب وعده داد كه ما ساكت ننشسته ‌ايم، زيرا در پشت پرده اقداماتي در اين زمينه انجام مي ‌دهيم و از طلاب خواست تا تشنج و آشوب برپا نكنند. برنامه تظاهرات و رفتن به منازل مراجع، تا هنگام ظهر روز هجدهم دي ادامه يافت،‌ تا اين كه تظاهركنندگان براي اداي فريضه ظهر و عصر پراكنده شدند و قرار گذاشتند ساعت سه بعد از ظهر، جهت حركت به سوي منزل آيت‌الله نجفي مرعشي، جلوي مدرسه خان تجمع نمايند. در ساعت مقرر بار ديگر جمعيت متشكلي در جلوي مدرسه خان به وجود آمد و حركت خود را به سوي منزل آقاي نجفي مرعشي شروع كردند. آيت‌الله نجفي مرعشي هم به ايراد سخن پرداخت و براي رفع گرفتاري هاي مسلمين و از جمله مسئله اهانت به مرجع تقليد جهان تشيع و... دعا نمود. بدين ترتيب برنامه تظاهرات عيه رژيم و حركت به سوي منازل مراجع ادامه پيدا كرد.

 

شركت دانش‌آموزان در تظاهرات

 

در حالي كه روز هجدهم دي ماه مي ‌رفت تا به غروب پايان پذيرد، نوجوانان دانش‌آموز دبيرستان هاي قم، با بيشترين ميزان غرور و شهامت، به صف روحانيون پيوستند. نماز جماعت مغرب و عشا در مسجد اعظم برگزار شد و بعد از نماز، طلاب و دانش‌آموزان و مردم همراه، مسجد را با شعارهايي كه از جانشان برمي‌خاست تكان داده و فرياد زدند:

 

"مرگ بر اين حكومت يزيدي"

"مرگ بر اين حكومت پهلوي"

"دانش‌آموز روحاني پيوندتان مبارك"

 

مردم به تظاهرات خود آرامش بخشيده و در مسجد اعظم و در حرم حضرت معصومه ادامه دادند. فريادهاي خالصانه آنان در سنگر مبارزه،‌با الهام از مكتب توحيد، باعث تحريك عواطف و احساسات مردم موجود در حرم حضرت معصومه(س)‌ و به حركت در آمدن آنان شد. در مقابل اين صحنه پرشور و فضاي روحاني، پليس به وحشت افتاد و دستور داد كه همه مردم را از حرم و صحن مطهر خارج كنند. نيروهاي نظامي و انتظامي،‌ همراه با ماشين هاي آتش‌نشاني، براي پاشيدن آب به مردم و متفرق كردن آنان، در خيابان موزه و در برابر دو در"مسجد اعظم"،‌ آماده ايستاده‌اند. كثرت جمعيت، قدرت كنترل را از دست پليس خارج ساخت؛‌ چرا كه اين وحدت و همبستگي، پاسخي محكم بود به مخالفان. سرانجام پس از يك ساعت، شعارهاي مردم قطع شد و جمعيت، آرام آرام از مسجد و حرم حضرت معصومه(س) بيرون آمدند. پليس در ابتداي خروج مردم از حرم و مسجد، واكنشي نشان نداد اما آخرين نفرات مردم مورد ضرب و جرح نيروها قرار گرفته و در دو طرف پل آهنچي طلاب نيز با باتوم،‌ مورد ضرب و جرح قرار گرفتند. بعد از خروج از مسجد اعظم و حرم، عده‌اي از جمعيت به سمت خيابان صفائيه و عده بيشتري به سوي چهار مردان حركت كردند. آن شب در ظاهر مبارزه تمام شده بود، ‌اما نه براي هميشه. آن روز آغازي بود براي مبارزان تا در خلوت تنهايي خويش، رشته افكارشان را حلاجي كنند.

 

تظاهرات روز 19 دي ماه 1356

 

در آن روز، بعضي از آقايان، درس خود را شروع كردند؛ اما وقتي با اجتماع طلاب روبه رو شدند، بناچار درس را تعطيل كرده و در نهايت، ‌تمام دروس حوزه، همان روز تعطيل شد. عده‌اي از بازاريان، روز قبل، با فضلاي آن زمان كه در حقيقت رهبري حركت را به عهده داشتند،‌ وارد مذاكره شدند و قرار بر اين شد تا روز نوزدهم دي ماه بازار نيز تعطيل شود. در آن روز،‌ بازاريان از ساعت 8 صبح به صفوف طلاب پيوستند و بدين سان موجي از اقشار مختلف مردم، در مقابل مدرسه خان و ميدان آستانه تجمع كردند و شهر قم، حالت روز عاشورا به خود گرفت. طلاب و تظاهر كنندگان،‌ شروع به رفتن به در منازل بزرگان حوزه نمودند. مقصد و منزل اول، منزل آيت ‌الله ميرزاهاشم آملي(ره) بود. وقتي كه تظاهر كنندگان به مقابل منزل ايشان رسيدند،‌ آيت‌الله آملي طي سخناني به بيان عظمت و شخصت فوق‌ العاده امام خميني پرداخت و هيئت حاكمه و رژيم پهلوي را مورد نفرت روحانيت و ملت قلمداد نمود. سپس طلاب و مردم خشمگين در مقابل منزل علامه طباطبايي تجمع كردند، ولي به علت كسالت علامه، آيت‌الله محمد يزدي كه همسايه علامه بود، به نمايندگي از طرف وي، راجع به شخصيت امام خميني و مبارزات ايشان و محكومت رژيم پهلوي در اهانت به امام و روحانيت، سخناني ايراد كرد. تظاهر كنندگان آن گاه در منزل و مدرسه آيت‌الله مكارم شيرازي تجمع نمودند و وي طي سخناني گفت: "مسئله، مسئله هتاكي نسبت به آيت‌الله العظمي آقاي خميني نيست، اين در واقع هتاكي به تمام مقدسات و به همه ماست... طلاب نبايد از همديگر جدا شوند و بايد وحدت داشته باشند. اگر بناست زنده بمانيم همه بايد زنده بمانيم،‌ و اگر بناست بميريم،‌همه بايد بميريم، جدايي بين ما نخواهد بود". سپس طلاب به منزل آيت‌الله وحيد خراساني رفتند،‌ وي در اجتماع طلاب و تظاهركنندگان درباره مسئله آزادي زن و جايگاه آن در اجتماع از نظر اسلام به سخنراني پرداخت. حركت طلاب و تظاهركنندگان ادامه يافت، تا اين كه هنگام ظهر جمعيت پراكنده شدند و براي ساعت 3 بعد از ظهر قرار گذاشتند كه به منزل آيت‌الله حسين نوري بروند و اظهار تظلم كنند.

 

چهره و فضاي شهر قم در 19 دي ماه

 

تظاهرات عظيم و گسترده طلاب و تعطيلي بازار،‌ چنان اثر مثبت و عميقي در مردم قم گذاشت كه حتي صاحبان مغازه ‌هاي اطراف حرم حضرت معصومه كه جز در ايام عاشورا، 21 رمضان و 28 صفر تعطيل نمي‌ كردند، همگي مغازه ‌هاي خود را بستند. در بين مردم همه جا بحث و گفتگو درباره مقاله روزنامه اطلاعات بود. زن و مرد، بچه و بزرگ از اهانت رژيم سخن به ميان آورده و نفرت و انزجار خود را از رژيم سفاك پهلوي و تهيه‌ كنندگان مقاله، اعلام مي‌ كردند. هر كس به ميزان آشنايي ‌اش با مسائل سياسي و اجتماعي، در اين باره به صحبت مي ‌پرداخت. عده‌اي از رواج بي ‌عفتي‌ها سخن گفتند و عده‌اي از نابود شدن فرهنگ اسلامي. آري! ريشه درخت اسلام را افعي گزيده بود و با زهر دندانش، ‌ديگر شاخساران سبز نمي ‌شدند مگر اين كه نسيمي ملكوتي نوازشش دهد و نهالي به بار نشاند، تا عاشقاني درخت اسلام را با نثار خون پاكشان سيراب سازند،‌ چگونه مي ‌توان پادزهري بر آن جست؟!

 

بعد از ظهر 19 دي ماه 1356

 

طلاب و مردم ساعت 15/3 روز دوشنبه، نوزدهم دي در ميدان آستانه و مقابل مدرسه خان جمع شدند و به سوي منزل آيت‌الله حسين نوري حركت كردند. به مرور به علت كم شدن ترس و وحشت و همين طور عادي شدن مسئله،‌ جمعيت بيشتري از طبقات مختلف مردم وارد تظاهرات مي ‌شدند. كماندوهاي زبده و مأمورين انتظامي و نظامي در سه راه موزه و چهار راه بيمارستان و خيابان ارم، ‌با آمادگي كامل مي‌ ايستادند. جمعيت انبوه تظاهر كننده به منزل آيت‌الله حسين نوري در خيابان صفائيه و كوچه بيگدلي رسيدند؛ انبوه جمعيت به گونه‌اي بود كه اتاق ها و حياط منزل ايشان و كوچه بيگدلي تا خيابان صفائيه مملو از جمعيت شده بود. در منزل آيت‌الله نوري، ابتدا حجت‌الاسلام سيد حسين موسوي تبريزي سخنراني كرد. وي در سخنان خود به مسئله امامت و رهبري امام خميني و همين طور حكومت اسلامي و وظيفه مردم در قبال مسئله اهانت روزنامه اطلاعات اشاره كرد،‌ حسپس آيت‌الله نوري براي مردم خشمگين چنين گفت: "هر كجا نهضت قابل توجهي به وجود آمده،‌ روحانيت راستين اسلام در پيشاپيش آن نهضت ها در حركت بوده و رهبري نهضت به دست آنان هدايت مي ‌شده،‌ روحانيت در حركت جامعه نقش مؤثر و خلاقي داشته است و مردم مسلمان با روحانيت اصيل هستند و روحانيت اصيل با آيت‌الله العظمي آقاي خميني و در پشت سر ايشان و مبارزه دستگاه طاغوتي با اسلام و رهبري آيت‌الله خميني به جايي نخواهد رسيد." آيت‌الله نوري خطاب به شاه و مقايسه كارهاي امام با شاه،‌ اين شعر را خواند:

 

چون تو خفاشان بسي بيند به خواب  

اين جهان ماند يتيم از آفتاب

مه فشاند نور و سگ عوعو كند

هر كسي بر طينت خود مي‌ تند

 

جمعيت پس از استماع سخنان تند و صريح آيت‌ الله نوري عليه رژيم شاه و در حمايت از امام خميني و نهضت اسلام،‌ جري‌ تر شده و با شعارهاي تند عليه رژيم،‌ به حمايت از امام خميني پرداختند و حركت خود را به طرف خيابان صفائيه ادامه دادند. در ميان تظاهر كنندگان، زنان، كارگران، كسبه، دانشجويان و كودكان مدرسه‌اي مشاهده مي ‌شدند. تا آن جايي كه حركت جمعيت بلامانع بود و آن ها بدون اين كه مشكل اساسي برايشان به وجود آيد به محكوم كردن عمل ننگين رژيم در اهانت به امام و روحانيت پرداختند.

 

كشتار علني مردم

 

هنگام غروب روز دوشنبه نوزدهم دي ماه،‌ جمعيت تظاهر كننده خشمگين،‌ از خيابان صفائيه به طرف چهار راه بيمارستان(چهار راه شهدا فعلي) حركت كردند و قصدشان اين بود كه از طريق خيابان ساحلي به منازل آيت‌الله سلطاني طباطبايي و آيت‌الله مشكيني بروند و نزد آن ها نيز اظهار تظلم نمايند. هنوز ده دقيقه از راهپيمايي نگذشته بود كه يك مرتبه جمعيت با شتاب و فشار هر چه تمام تر به عقب برگشت. هر كس و هر گروهي به سمت و سويي رفت؛ چرا كه در جلوي صف تظاهرات، ضحاكيان قد علم كرده بودند. گويا به دستور كامكار و محمدي كه از رؤساي نيروهاي امنيتي قم بودند، براي زمينه ‌سازي حمله به تظاهرات مردمي كه با گام هاي آزاد و خاطري بي ‌تشويش پيش مي ‌آمدند، اقدام به شكستن شيشه ‌هاي بانك و مؤسسات واقع در ميدان شهدا نمودند. پليس با اين بهانه با باتوم و چماق به طلاب و مردم حمله ‌ور شد و سپس تيرهوايي شليك كرد. بعد از آن به طور علني مردم را مورد هدف قرار داد و بر زمين انداخت. سپس پيكار خونين آغاز شد و طلاب و جمعيت ابتدا با مشت و لگد به مقابله با مأموران پرداختند و سپس بلوط كهنسال در ميدان نبرد حضور يافت و شاخه ‌هاي خشكيده‌اش را به دستان آتشين سرسپردگان توحيد نهاد. بدين صورت بعد از دو روز تظاهرات آرام تظاهركنندگان عليه اهانت و بي ‌حرمتي رژيم به مرجع عاليقدر جهان تشيع، بعد از ظهر روز دوشنبه نوزدهم دي ماه به خاك و خون كشيده شدند. تظاهركنندگان با ديدن اجساد چهار تن از شهداي اين تظاهرات،‌ به آرامي آنان را به دوش گرفتند و با شعارهاي"الله اكبر" و"لا اله الا الله" حركت كردند و قصدشان بر اين بود كه شهدا را به منزل آيت‌الله نجفي مرعشي برسانند. در اين زمان صداي رگبار گلوله از هر سو طنين ‌انداز مي‌ شد و نشانگر آن بود كه راهپيمايان در هر نقطه‌اي از شهر پراكنده شده‌اند. آتش دژخيم هم چنان ادامه داشت، به طوري كه به شهادت آمار، حدود پانزده نفر از اقشار مردم، در آن روز شهيد و يا زخمي شدند.

 

انتقال مجروحين و شهدا

 

بعد از حمله مأموران رژيم به صف تظاهركنندگان بي‌دفاع، مرم در حد توان خود، به انتقال مجروحين و پيكر شهدا پرداختند. سه تن از شهدا و عده‌اي از مجروحين به بيمارستان آيت‌ الله گلپايگاني انتقال يافتند. مأموران به محض اطلاع از اين انتقال،‌ به بيمارستان گلپايگاني رفته و از مسئولين بيمارستان خواستند كه اجساد شهدا را به آنان تحويل دهند. ولي مسئولين بيمارستان، با آيت‌الله گلپايگاني مشورت كردند و ايشان هم موافقت نكرد كه اجساد را به مأموران تحويل شود. مجروحين اين قيام با همكاري مردم و پزشكان، سرپايي و در بيمارستان هايي كه احتمال همكاري پزشكان و كاركنان با مردم انقلابي داده مي ‌شد، مداوا شدند.

 

بازتاب ها

 

روز بيستم دي ماه، طلاب در دروس خود حاضر نشدند و حوزه، خود به خود تعطيل شد و شهر قم در سكوتي غمناك و بسيار تلخ فرو رفت. مدرسان و علما با يكديگر به شور و مشورت پرداختند تا اطلاعيه‌اي در محكوميت كشتار مردم و طلاب صادر كنند. اطلاعيه نوشته شد و به امضاي علماي وقت رسيد و آن گاه منتشر گرديد. طي آن، ضمن محكوم كردن كشتار مردم، اين سوال را مطرح كردند كه: "آيا فضاي باز سياسي به اين معناست كه اگر كساني به مطالب غيرواقعي روزنامه،‌ اعتراض مي ‌كنند، در برابر گلوله قرار گيرند؟". رژيم شاه با وحشت از ارتكاب كشتار قم، شب بيستم دي ماه،‌ به عنوان اولين اقدام، شهر را مملو از نيروهي امنيتي كرد، جو رعب و وحشت ايجاد نموده و شهر را به نوعي به حكومت نظامي تبديل كرد. مأموران ساواك از روز بيستم دي ماه به بعد، به منازل علما و روحانيون مبارز و طلاب انقلابي يورش برده و به دستگيري و تبعيد آنان پرداختند. پزشكان متدين و متعهد قم نيز در روز بيستم دي ماه با صدور اطلاعيه‌اي، ضمن محكوم كردن اعمال رژيم، كميته‌اي جهت مداواي مجروحين و مصدومين واقعه تشكيل دادند. روز بيست و يكم، دانشجويان دانشگاه صنعتي تهران، در محوطه دانشگاه اجتماع كردند تا به كشتار بي ‌رحمانه مردم قم و ساير بيدادگري هاي رژيم اعتراض كنند، كه با حمله كماندوها و ديگر نيروهاي دولتي رو به رو شدند. در اين جريان، حدود هشتاد دانشجو مجروح و مضروب شدند. علما و وعاظ تهران و ساير شهرستان ها، با انتشار يك اعلاميه، گزارشي از چگونگي قيام مردم قم را به ملت ايران ارائه دادند و جنايات رژيم شاه را آشكار ساختند. جامعه بازرگانان و پيشه‌وران تهران نيز در اعتراض به كشتار قم، با انتشار اطلاعيه‌اي اعلام تعطيل عمومي كرد. مراجع قم، در روز بيست و دوم دي ماه اطلاعيه‌اي جداگانه صادر كردند و ضمن محكوم نمودن اعمال رژيم در به خاك و خون كشيدن مردم قم، متذكر شدند كه، رژيم به جاي توجه به اعتراض صحيح و منطقي طلاب و مردم، اعمالي را كه در تمام جوامع بشري محكوم است مرتكب شده و با اسلحه گرم به آن ها حمله‌ور مي ‌شوند و بي گناهان را به قتل و جرح مي ‌رسانند. ما مصادر امور را مسئول اين قضايا مي ‌دانيم و شديدا معترض هستيم. رژيم شاه به وسيله عمال ساواك، ترتيب تظاهراتي را كه مركب از كارمندان آموزش و پرورش تهران، اعضاي حزب رستاخيز و ديگر كارمندان دولت بود،‌داد و سعي نمود وانمود كند كه روشنفكران ايران، شورش مرتجعين قم را محكوم مي‌كنند. تظاهركنندگان قلابي، صبح روز بيست و سوم دي ماه 1356 سوار بر اتوبوس ها شده و راهي قم شدند. آنان در شهر قم طي يك راهپيمايي، به حمايت از شاه پرداخته و"جاويد شاه" گويان به سمت حرم حركت كردند. عكس‌العمل ديگر رژيم در قبال واقعه نوزدهم دي ماه، كه به عزم انحراف افكار عمومي از رهبري امام و مسير صحيح و اصولي مبارزه انجام شد، دادن اجازه فعاليت به برخي از گروه هاي موافق سلطنت بود كه خواهان اصلاحاتي جزيي بودند. در همين دوران، اعلام موجوديت"كميته دفاع از آزادي و حقوق بشر" در شمار اخبار جالب توجه است. نماينده هيئت اجرائيه اين كميته - كه يكي از رهبران جبهه ملي بود - با دعوت از خبرگزاري هاي معتبر جهان (آسوشيتدپرس، رويتر، يونايتدپرس، بي بي سي، واشنگتن پست، ‌گاردين) به طور رسمي موجوديت اين كميته را اعلام كرد. وي در اين مصاحبه نه تنها رژيم شاه را به عنوان عامل اصلي اختناق و جنايت محكوم نكرد، بلكه حتي حاضر نشد كشتار مردم قم را محكوم كند. و تنها به اظهار تأسف اكتفا كرد. در آن زمان، حركت هاي نمايشي‌اي از سوي رژيم به حمايت از شاه انجام شد و انقلابيون و رهبران مذهبي نيز فعاليت سياسي و مذهبي خود را عليه رژيم شدت بخشيدند. چهلم شهداي قم فرا رسيد. اين چهلم، خود نتايج بسيار جالبي براي انقلاب و حركت هاي بعدي در پي داشت. امام خميني كه در آن زمان در نجف اشرف به سر مي ‌برد، در بخشي از بيانات خود كه به مناسبت چهلم شهداي واقعه نوزدهم دي ماه قم بيان داشتند، فرمودند: "الان امروز چهل روز است كه از مرگ جوان هاي ما، از مرگ طلاب علوم دينيه، علماي بزرگ، جوانان متدين قم مي ‌گذرد... با چه شجاعت اين اهل قلم و طلاب علوم ديني، با چه شجاعت كه شايد در تاريخ كم ‌نظير باشد و دست خالي با اين دولت و با اين عمال شاه مبارزه كردند و كشته دادند و حتي در خيابان ها و در كوچه‌ ها و در پس كوچه‌ ها از قراري كه ذكر شده است مأمورين ريخته‌اند و مردم هم بعد از كشتار، آنقدر كه مي ‌شده است مقاومت كرده‌اند".

 

نتايج و پيامدها

 

واقعه نوزدهم دي ماه 1356، به لحاظ نتايج و پيامدها از چند نظر شايان توجه است:

اول آن كه: سازش شاه و كارتر و توخالي بودن شعار حقوق بشر كارتر و فضاي باز سياسي شاه را به مردم ايران نشان داد و مردم را متوجه كرد كه اين شعارها و سياست ها حربه‌اي بيش نيست.

دوم آن كه: ثابت كرد كه شاه از حركت مذهبي - سياسي به رهبري روحانيت و در رأس آنها امام، بيش از هر حركت سياسي ديگر وحشت دارد و آن را تهديد بزرگي عليه حاكميت خود مي‌ داند.

سوم آن كه: آن چه را كه رژيم از آن وحشت داشت - كه همان مطرح شدن رهبري امام در حوزه‌ هاي علميه بود - به تبع قيام نوزده دي،‌رهبري امام در حوزه ‌هاي علميه و به حركت در آمدن روحانيت در خط امام، زمينه قرار گرفتن نهضت در مسير صحيح مبارزه را فراهم آورد و حتي ترفندهاي بعدي رژيم را بي‌اثر ساخت.

چهارم آن كه: قيام نوزده دي قم ثابت نمود كه جريان حقوق بشر و فضاي باز سياسي، طليعه‌اي براي ميدان دادن به مليون، ليبرال ها و ... بوده و آمريكا و رژيم شاه، عملا در جذب مردم به سوي ميانه ‌روها موفقيتي نداشته‌اند و در ضمن اين جريان هيچ پايگاهي در ميان مردم به دست نياورده است.

پنجم آن كه: متحجرين و مقدسين حوزه‌ ها، و كساني كه مروج جدايي دين از سياست بودند و همواره درس و بحث و فقه و اصول و ... را به مبارزه با شاه ترجيح مي ‌دادند، شكست خوردند و مردم نيز دانستند كه بايد سراغ چه كساني بروند.

ششم آن كه: رژيم شاه را در مقابل مردم قرار داد و ماهيت ضد مردمي آن را براي بسياري آشكار ساخت و از آن پس بود كه شعار"مرگ بر شاه"، شعار اصلي و تكيه كلام توده‌ هاي انقلابي شد.

هفتم آن كه: باعث تعميق و مردمي شدن نهضت و شركت هر چه بيشتر توده‌ هاي مذهبي بويژه جوان در آن گرديد.

هشتم آن كه: برخي از احزاب و جمعيت‌ هاي سياسي كه حركت سياسي خود را با اتكا به حقوق بشر كارتر و فضاي باز سياسي ايجاد شده توسط شاه و در چهارچوب قانون اساسي شكل داده بودند، به تدريج از حركت انقلابي امام و مردم جدا شدند و به دامن آمريكا و غرب توسل جستند.

نهم آن كه: با قيام قم،‌ آهنگ حركت انقلاب به صورت"استراتژي چهلم‌ها" ي پشت سر هم،‌ با صورت و محتواي كاملا اسلامي شتاب فزاينده و گسترده‌تري به خود گرفت و رهبري امام در اين حركت به عنوان نقش اصلي مبارزه با رژيم شاه ظاهر شد.

 

نويسنده: علي شيرخاني

منبع: مركز اسناد انقلاب اسلامي

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 99957 -1 -1

تاریخ سیاسی
ایران
جهان
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse