مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۵ چهارشنبه ۲۹ دي -اِلأَربِعا ١٩ ربيع الثاني ١٤٣٨ - Wednesday january 2017
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  42   بازدید    تاریخ درج مطلب  22/9/1395    
 
 
تشرفات

حاج شیخ محمد شوشتری در حالی که کلاه کوچکی بر سر داشت و عبایی بر تن کرده بود، بر سر سجاده نشسته بود و با تسبیحی که در دستش بود مشغول ذکر گفتن بود که ناگهان صدایی به گوشش رسید که می گفت: شيخ محمد اگر مى خواهى حضرت حجت(ع ) را ببينى به مسجد سهله برو.

شیخ محمد صدا را که شنید، مو بر بدنش سیخ شد و یک دفعه از جایش بلند شد و به دنبال منبع صدا گشت، اما کسی آن طرف ها نبود. شیخ در فکر فرو رفت و یکدفعه یاد حرف جوانی افتاد که برای نجات جانش در برگشت از سفر حج  به دادش رسیده بود و شترش را از آب بیرون کشیده بود.

شیخ به سرعت سمت مسجد سهله رفت، اما در مسجد بسته بود. شیخ در حالی که با ابروان در هم گره کرده در فکر فرو رفته بود که این صدا چه بود که او را دعوت به دیدار امام(ع) در مسجد کرد، چشمش به مردی افتاد که داشت از طرف مسجدى كه معروف به مـسـجدزيد بود، رو به مسجدسهله مى آمد. شیخ به سرعت سمت مرد رفت و با او آشنا شد و دنبال او راه افتاد.

جلوی در که رسیدند، مرد دستش را بر در گذاشت و گفت: خضیر در را باز کن.

از پشت در کسی جواب داد: لبیک و در باز شد.

مرد وارد مسجد سهله شد و در آنجا مشغول سخن گفتن با دوستش شد. شیخ محمد در گوشه ای ایستاده بود و آن دو را نگاه می کرد.

ساعتی گذشت، هوا روشن شده بود و مردم، هر کدام در گوشه ای از مسجد مشغول عبادت بودند. شیخ محمد که با دیدن امامش سرحال شده بود، گیوه هایش را زیر بغل زد و خواست که به خانه برگردد که خادم مسجد جلو آمد و گفت: شیخ محمد تو کی به مسجد آمدی؟ دیشب را در مسجد مانده بودی؟

شیخ محمد شوشتری گفت: نه من صبح زود آمدم.

خادم با تعجب پرسید: صبح زود؟ چه کسی در را برایت باز کرد؟

شیخ لبخندی زد و گفت: چوپان هايى كه در مسجد بودند.

خادم که جواب سر بالای شیخ را شنید، سرش را پایین انداخت و مشغول جارو کشیدن حیاط مسجد شد.

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 99166 -1 -1

داستان
رفتارشناسی
تربیت کودکان
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse