مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۶ پنج شنبه ۸ تير -اِلخَميس ٤ شوال ١٤٣٨ - Thursday June 2017
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  210   بازدید    تاریخ درج مطلب  16/9/1395    
 
 
دستور دعای فرج جهت رفع گرفتاری

مرحوم آيةاللّه حاج ميرزا محمّد تقى موسوى اصفهانى صاحب كتاب با ارزش مكيال المكارم و آئين جمعه كه خود خدمت امام زمان‏(ع) رسيده در كتاب آئين جمعه مى‏فرمايد: اين ‏ضعيف به جهت مهمّات چندى اين نماز و دعا را خواندم و به بركت امام زمان(ع) به زودى حوائجم برآورده شد.

ابو الحسن‏ین ابى البغل كاتب گفت: به عهده گرفتم كارى را از جانب ابى منصوربن صالحان و واقع شد بين من و او مطلبى كه باعث شد بر پنهان شدن من از وى،(از دست او فرار نمودم ) پس در جستجوى من بر آمد و من مدّتى پنهان و هراسان بودم. آنگاه تصميم گرفتم در شب جمعه به زيارت مقابر قريش(يعنى مرقد منوّر حضرت كاظم و امام جوادعليهما السلام ) بروم، و عزم كردم كه شب را براى دعا و حاجت در آنجا به سر برم، و در آن شب باران و باد شديدى بود، پس خواهش نمودم از ابى جعفر قيّم(متولّى حرم ) كه دربهاى حرم شريف را ببندد و سعى كند آن حرم شريف خالى باشد تا آنكه من خلوت كنم براى آنچه مى‏خواهم از دعا و نيايش، پس خواهش مرا پذيرفت و درب ها را بست ،

و چون نيمه شب شد و در آن جا تنها شدم، شروع كردم به نماز و زيارت و دعا، در اين حال بودم كه ناگاه شنيدم صداى پائى از سمت قبر شريف مولايم موسى‏ بن جعفر ع به گوش مى‏رسد و ديدم مردى را كه زيارت مى‏كند به اين كيفيّت: سلام كرد بر آدم و پيامبران اولوالعزم(ع) آنگاه بر ائمّه(ع) نيز يكى يكى سلام كرد تا آنكه رسيد به امام زمان(ع) ، ولى او را ذكر نكرد، من تعجّب كردم از اين عمل او و گفتم: شايد او را(يعنى امام زمان(ع)  را ) فراموش كرده، يا نمى‏شناسد، يا اين مذهبى است براى اين مرد، پس چون از زيارت فارغ شد دو ركعت نماز خواند و روى كرد به مرقد منوّره امام جوادعليه السلام و به همان طريق زيارت كرد و دو ركعت نماز خواند(و من از او مى‏ترسيدم ) و او جوانى بود كامل، و جامه سفيدى بر تن داشت و عمّامه ‏اى بر سر داشت كه تحت الحنك آن را باز كرده بود، و همچنين رِدائى بر كتف انداخته بود ،

پس خطاب به من كرد و فرمود: اى ابو الحسن‏بن ابى البغل! چرا غافلى از دعاى فرج؟ گفتم: آن دعا كدام است اى سيّد من؟ فرمود: دو ركعت نماز به جاى مى‏آورى و(پس از نماز ) مى‏گوئى: يا مَنْ اَظْهَرَ الْجَميلَ، وَ سَتَرَ الْقَبيحَ، يا مَنْ لَمْ يُؤاخِذْ بِالْجَريرَةِ، وَ لَمْ يَهْتِكِ السِّتْرَ، يا عَظيمَ الْمَنِّ، يا كَريمَ الصَّفْحِ، يا حَسَنَ التَّجاوُزِ، يا واسِعَ الْمَغْفِرَةِ، يا باسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ، يا مُنْتَهى‏ كُلِّ نَجْوى‏ و يا غايَةَ كُلِّ شَكْوى‏، يا عَوْنَ كُلِّ مُسْتَعينٍ، يا مُبْتَدِئٌ بِالنِّعَمِ قَبْلَ اِسْتِحْقاقِها سپس ده مرتبه مى‏گوئى: يا رَبّاهُ، و ده مرتبه: يا سَيِّداهُ، و ده مرتبه: يا مَوْلاهُ، و ده مرتبه: يا غايَتاهُ، و ده مرتبه: يا مُنْتَهى‏ رَغْبَتاهُ، و سپس ادامه مى‏دهى: « اَسْئَلُكَ بِحَقِّ هذِهِ الاَسْماءِ وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرينَ(ع) اِلاّ ما كَشَفْتَ كَرْبى‏ وَ نَفَّسْتَ هَمّى‏ وَ فَرَّجْتَ غَمّى‏، وَ اَصْلَحْتَ حالى‏ »

و بعد از آن دعا كن و بخواه از خداوند آنچه را كه مى‏خواهى، آنگاه طرف راست صورت را بر زمين بگذار و صد مرتبه عرض كن: يا مُحَمَّدُ يا عَلى‏، يا عَلىُّ يا مُحَمَّد، اِكْفِيانى‏ فَاِنَّكُما كافِياىَ وَانْصُرانى‏ فَاِنَّكُما ناصِراىَ ،

سپس طرف چپ صورت را بر زمين بگذار و صد مرتبه بگو: « اَدْرِكْنى‏ » و بعد از آن نيز با يك نَفَس مى‏گوئى « اَلْغَوْثُ، اَلْغَوْثُ » و بعد از آن سر بر مى‏دارى، پس به درستيكه خداوند تعالى به كرم خود بر مى‏آورد حاجت تو را انشاءاللّه تعالى.

پس چون مشغول شدم به نماز و دعا بيرون رفت آن مرد از حرم شريف، و چون من از نماز فارغ شدم به طرف ابى جعفر(متولّى ) رفتم تا آن كه از او سؤال كنم از اين مرد كه چگونه داخل شده بود، پس ديدم همه درب ها بسته و قفل بود، تعجّب كردم و با خود گفتم شايد دربى اينجا باشد كه من از آن آگاهى ندارم، پس خودم را به ابى جعفر(قيّم ) رسانيدم و او نيز از اطاق چراغهاى حرم شريف بيرون آمد، من از او در مورد آن مرد و چگونگى داخل شدن او سؤال كردم، جواب داد چناچه مى‏بينى همه درب ها قفل است و من آنها را باز نكردم، پس من به او خبر دادم از ملاقاتم با آن مرد، گفت: آرى اين آقا و مولايمان صاحب‏الزّمان است و من آن حضرت را مكرّر مشاهده نموده‏ام در مانند چنين شبى در موقع خالى شدن حرم شريف از مردم ،
پس تأسّف خوردم از اينكه آن حضرت را نشناخته‏ ام، آنگاه نزديك طلوع خورشيد از حرم شريف بيرون رفتم به سوى مخفيگاه خودم.

آن روز به عصر نرسيده بود كه اصحاب ابن صالحان(همان كسى كه در تعقيب ابوالحسن بود ) جوياى من شدند و از رفقاى من سؤال مى‏كردند از حال من، در حالى كه امان نامه‏اى از طرف وزير براى من آورده بودند، و همچنين به خط خودش نامه ‏اى براى من نوشته بود كه مرا بشارت به نيكى مى‏ داد، من چون امان نامه را ديدم با يكى از رفقاى خودم به منزل او رفتيم، چون مرا ديد برخاست و مرا در آغوش كشيد و به من آن قدر احترام گذاشت كه هرگز چنين نكرده بود، و به من خطاب كرد و گفت: كار تو به آنجا رسيده كه شكايت مرا به امام زمان‏(ع) مى‏كنى؟ گفتم دعا و حاجتى بود، گفت: واى بر تو! ديشب در خواب مولاى خود صاحب‏ الزّمان را ديدم كه با عصبانيّت مرا امر به نيكى كردن به تو فرمود، به حدّى كه من ترسيدم ،

قابل ذكر است كه مرحوم آيةاللّه حاج ميرزا محمّد تقى موسوى اصفهانى صاحب كتاب با ارزش مكيال المكارم و آئين جمعه كه خود خدمت امام زمان‏(ع) رسيده در كتاب آئين جمعه مى‏فرمايد: اين ‏ضعيف به جهت مهمّات چندى اين نماز و دعا را خواندم و به بركت امام زمان(ع) به زودى حوائجم برآورده شد.

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 98754 -1 -1

اخلاق
ادیان و مذاهب
مهدویت
اهل بیت (ع)
فلسفه و عرفان
احکام اسلامی
قرآنی
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse