مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۶ سه شنبه ۳۰ آبان -اِثَّلاثا ٢ ربيع الاول ١٤٣٩ - Tuesday November 2017
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  317   بازدید    تاریخ درج مطلب  14/5/1395    
 
 
آسيب ‌ها و عبرت‌هاي نهضت مشروطيت از ديدگاه امام خميني(ره)

1ـ روي کارآمدن غرب ‌زدگان سکولار و لائيک

با کنار گذاشتن روحانيت و انسان‌ هاي متعهّد و مؤمن از صحنه و خارج‌ شدن رهبران مذهبي نهضت مشروطيت، عناصر غرب‌ زده و خودباخته و بي ‌هويت شيفته فرهنگ غير ديني غرب روي کارآمدند و چهره ‌هاي سکولاريست و لائيک رهبري را بدست آوردند و مشروطيت و دستاوردهاي آن از بين رفت. امام خميني(ره) اختلافات نيروهاي نهضت مشروطيت را عامل قدرت پيداکردن غرب ‌زدگان دانسته و فرموده‌اند: «ما بايد از تاريخ عبرت ببريم و اين تاريخ زمان مشروطه اين طور بود. در زمان مشروطه آن هايي که مي ‌خواستند ايران را نگذارند به يک ساماني برسد و چماق استبداد تا آخر باقي بماند بين افراد، دستجات، احزاب اختلاف انداختند حتي آن هايي که آن وقت بودند مي ‌گفتند که در يک خانه بين برادر با برادر، پدر و پسر اختلاف بود. يک دسته مستبد يک دسته مشروطه. اين اختلاف موجب شد که نتوانست مشروطه آن طوري که علماي اسلام مي ‌خواستند تحقق پيدا کند، بعد هم اين اختلافات موجب شد که يک دسته از آن غرب ‌زده ‌ها بريزند و به اسم مشروطه بگيرند مقامات را و استبداد به صورت مشروطه بر اين ملت تحميل کنند و ديديد که چه شد امروز همان روز است، اگر ملت بيدار نشود اگر علماي اسلام بيدار نباشند غفلت کنند.»1 در وصيت ‌نامه سياسي ـ الهي امام خميني(ره) نيز خروج روحانيت از صحنه عامل حاکميت غرب ‌زدگان و انحراف نهضت، شناخته شده و چنين آمده است: «همه ديديد و نسل آتيه خواهد شنيد که دست سياست ‌بازان پيرو شرق و غرب، روحانيون را که اساس مشروطيت را با زحمات و رنج‌ ها بنيان گذاشتند از صحنه خارج کردند و روحانيون نيز بازي سياست ‌بازان را خورده و دخالت در امور کشور و مسلمين را خارج از مقام خود نگاشتند و صحنه را به دست غرب ‌زدگان سپردند و به سر مشروطيت و قانون اساسي و کشور و اسلام آن آوردند که جبرانش احتياج به زمان طولاني دارد.»2 انتقال رهبري از روحانيت به غرب‌زدگان از آفات بزرگ نهضت مشروطيت بود و ضرر و زيان ‌هاي بزرگي ببار آورد.

2ـ تفرقه و اختلاف ميان مردم

جدايي نيروهاي حاضر در صحنة نهضت مشروطه و پشت به هم نمودن و روياروئي با هم، قدرت نهضت را از بين برد. اختلاف و تفرقه، بزرگ ‌ترين ضربه را به نهضت مشروطه زد و نهضت را گرفتار آسيب‌ هاي فراوان نمود. امام خميني(ره) در آسيب ‌شناسي نهضت مشروطيت بارها از اختلافات و کشمکش‌ هاي داخلي و روياروئي نيروها ياد کرده ‌اند و خطرات آن را گوشزد نمودند. ايشان تفرقه را عامل به ثمر نرسيدن مشروطيت دانسته و فرمودند: «بايد ملّت ايران بيدار باشد، نگذاريد خون شهداي ما هدر برود، نگذاريد خون جوانان ما پايمال شود، اغراض شخصيه را دور بريزيد. دست ‌هاي خيانتکار، گروه‌ هاي مختلف درست نکند، گروه‌ هاي مختلف اسباب تفرقه مي‌ شود. رشد سياسي نيست. درصدر مشروطيت هم با ايجاد گروه‌ هاي مختلف نگذاشتند که مشروطه به ثمر خودش برسد او را برخلاف مسير خودش راندند.»3 در سخنراني ديگر، خطر گروه گروه شدن مردم در مشروطيت را يادآوري نموده و فرمودند: «نبايد همه گروه گروه بشويم که در ظرف مثلاً چند ماه دويست گروه با اسم ها و حرف ‌هاي مختلف و باز همان مسائلي که در صدر مشروطيت براي شکستن آن قدرت‌ هايي که آن وقت مجتمع شده بودند، باز حالا دوباره مشغول شدند.»4 ايشان روحانيت را حبل الله وحدت دانسته و دور شدن مردم از آنان را يکي از آسيب‌ هاي نهضت مشروطيت دانسته و فرمودند: «اگر شما ملت اين طايفه را حفظ نکنيد بدانيد که سرنوشت شما سرنوشت زمان مشروطه خواهد شد که روحانيون اين کار را درست کردند و دست استبداد را کوتاه کردند، لکن دوباره به واسطه اين که ملت مجتمع نبود و با روحانيت آن طور سازش، اطاعت محکم نداشت مشروطه را آن ها بپاکردند و ديگران آمدند.»5

3ـ شکاف بين رهبران نهضت و اختلاف بين روحانيون

روحانيون بايد محور وحدت و هماهنگي اقدامات مردمي‌ و راهنماي انسجام و همکاري آنان باشند، يکي از آسيب‌ هاي نهضت مشروطيت، اختلافات و درگيري‌ هايي بود که بين روحانيون پديد آمد. دشمنان روحانيت کوشش کردند روحانيون را روياروي هم قرار دهند و به اهداف شيطاني خويش برسند. اختلافات روحانيون اختلافات بين مردم را دامن زد و ضرر و زيان‌ هاي زيادي داشت و مشکلات فراواني را پديد آورد. امام خميني (ره) در تحليل نهضت مشروطيت براي روحانيون از دست ‌هايي که بين روحانيون در مشروطيت اختلاف ايجاد کرد و نقش دشمنان ياد کرده و فرمودند: «تاريخ يک درس عبرت است براي ما. شما وقتي که تاريخ مشروطيت را بخوانيد مي ‌بينيد که در مشروطه بعد از اين که ابتدا پيش رفت‌ دست ‌هايي آمد و تمام مردم ايران را به دو دسته تقسيم ‌بندي کرد، نه ايران تنها، از روحانيون بزرگ نجف يک دسته طرفدار مشروطيت، يک دسته دشمن مشروطه. علماي خود ايران يک دسته طرفدار مشروطه، يک دسته مخالف مشروطه. اهل منبر يک دسته برضد مشروطه صحبت مي ‌کردند يک دسته ضد استبداد. در هرخانه‌اي اگر دو برادر بودند، مثلاً در بسياري از جاها اين مشروطه‌اي بود آن مستبد و اين يک نقشه‌اي بود و نقشه هم تأثير کرد و نگذاشت که مشروطه آن طوري که علماي بزرگ طرحش را ريخته بودند، عملي بشود به آن جا رساندند که آن هايي که مشروطه ‌خواه بودند به دست يک عده کوبيده شدند تا آن جا که مثل مرحوم حاج شيخ فضل الله نوري در ايران براي خاطر اين که مي ‌گفت بايد مشروطه مشروعه باشد و آن مشروطه‌اي که از غرب و شرق به ما برسد قبول نداريم در همين تهران دار زدند و مردم هم پاي او رقصيدند و کف زدند.»6 امام خميني(ره) همين شکاف و اختلاف بين روحانيون را در شهادت شيخ فضل ‌الله ‌نوري مؤثر دانستند و فرمودند: «حتي قضيه مرحوم آقا شيخ فضل الله را در نجف هم يک جور بدي منعکس کردند که آن جا هم صدايي از آن در نيامد اين جوّي که ساختند در ايران و در ساير جاها، اين جوّ اسباب اين شد که آقا شيخ فضل الله را با دست بعضي روحانيون خود ايران محکوم کردند و بعد او را آوردند در وسط ميدان و به دار کشيدند و پاي آن هم ايستادند و کف زدند و شکست دادند اسلام را در آن وقت، و مردم غفلت داشتند از اين عمل، حتي علما هم غفلت داشتند.»7

4ـ حزب‌ سازي و رويارويي احزاب

در عصر مشروطيت احزاب متعددي پديد آمدند که همگي فاقد سعة صدر بودند و يکديگر را تحمل نکردند و به جان هم افتادند و جنگ احزاب و درگيري آنان با هم، پايه ‌هاي نهضت را سست کرد و آن را به انحراف کشاند. امام خميني(ره) اين رخداد زشت تاريخ مشروطيت را براي عبرت ‌آموزي در انقلاب اسلامي يادآوري نموده و فرمودند: «شياطيني که در خارج نشستند و نقشه کشيدند براي نابودي همه ما، خود ما را وادار مي ‌کنند که تيشه به ريشه خودمان بزنيم. اگر کساني توجه با اين معنا داشته باشند که درصدر مشروطيت که احزاب مختلف پيدا شد دنبال آن پيروزي که ملّت پيدا کرده بود اين احزاب مختلف به جان هم افتادند و اين کشور را تباه کردند. شما گمان نکنيد احزابي که در ممالک ديگر هست در صدر مشروطيت در انگلستان بود. آن احزاب و با همان کاري که آن ها مي‌ کردند و حزب بازي مي‌ کردند ماها را به اختلاف مي‌ کشيدند و خود آن ها با هم دشمني نداشتند. هيچ حزبي برضد مصالح کشور خودش عمل نمي ‌کرد. اگر با هم اختلاف سليقه يا اختلاف رويه داشتند، عاقلانه بود با حساب بود، اين طور نبود که يک دسته، دسته ديگر را آن چنان تضعيف کنند که کشور شان آسيب ببيند. مع‌الاسف همان احزابي که آن جا بودند به ما نمايش مي ‌دادند که کشور بايد احزاب داشته باشد و احزاب هم بايد مخالف هم باشند و ما را و احزاب را روبروي يکديگر قرار مي ‌دادند و به ضرر هم صحبت مي‌ کردند و به ضرر هم قلم ‌فرسايي مي ‌کردند و نتيجه اين شد که به ضررکشور بود. طرز احزاب در ساير کشورها... از قبيل انگلستان، فرانسه، آمريکا با وضع احزاب در مملکت امثال ما مختلف است. هيچ وقت نخواهيد ديد که دو حزب در آمريکا باشد که يکي‌ شان يا هردوي شان برخلاف مصلحت آمريکا عمل کنند. شما ديديد که در همين چند وقت، چند روز اين مخالفتي که بين دو حزب در آمريکا بود و مي‌ خواستند يک دسته‌اي يک نفر را براي خودشان رئيس جمهور کنند آن دسته هم يکي ديگر را، بعد از آن که آن يکي برد قضيه را و رئيس جمهور شد، آن حزب ديگر نيفتادند به جان او و کارشکني کنند تبريک گفتند و بلا اشکال مشغول خدمت هستند براي کشور خودشان و با وحدت کلمه کشور خودشان را پيش مي ‌برند. اما در ممالکي که توجّه به مسائل ندارند و ديدهاي سياسي ندارند اين ها اگر احزابي درست کنند اين طور نيست که بعد از آن که کانديد يک حزبي در يک امري پيش برد ديگران بيايند تبريک بگويند و کمک کنند او را، ديگران مخالفت مي ‌کنند و کارشکني مي‌ کنند. بايد اين ملت بيدار شود؛ بايد اين سران و دولتمردان شمّ سياسي پيدا کنند. اين ها شمّ سياسي ندارند توجه به مسائلي که براي حفظ اين کشور است ندارند. اين ها را اشخاصي که تعهّد به اسلام ندارند تحريک مي ‌کنند چه از خارج و چه از داخل و به جان هم مي‌اندازند و برخلاف مصالح کشور خودشان عمل مي ‌کنند.»8

5ـ مداخلات بيگانگان و نقش انحرافي خارجي ‌ها

کوشش و تلاش بيگانگان و برنامه‌ هاي آنان براي رسيدن به اهداف خويش به نهضت مشروطيت ضربه ‌هاي بزرگي زد. بيگانگان آسيب زدن و انحراف نهضت مشروطيت را عامل رسيدن به منافع خود مي ‌دانستند، از اين رو درصدد کمرنگ نمودن نقش اسلام در نهضت و جدايي نهضت از اسلام و روحانيت برآمدند و در راه توسعه و گسترش آسيب‌ ها و آلوده‌کردن نهضت به آفات ويرانگر حرکت کردند. راهيابي استعمار خارجي، در آسيب ديدگي نهضت مشروطيت و بهره‌برداري از آسيب ها در تاريخ مشروطيت آشکار است. امام خميني(ره) نقش قدرت‌ هاي خارجي، به ويژه انگلستان، را در از صحنه خارج کردن روحانيت در نهضت مشروطيت نشان داده و فرموده‌اند: «در جنبش مشروطيت همين علما در رأس بودند و اصل مشروطيت و اساسش به دست علما در ايران شروع شد و پيشرفت، اينقدري که آن ها مي‌ خواستند که مشروطه تحقق پيدا کند و قانون اساسي درکار باشد شد. لکن بعد از آن که شد دنباله‌اش گرفته نشد. مردم بي ‌طرف بودند روحانيون هم رفتند هر کس سراغ کار خودش و از آن طرف عمّال قدرت‌ هاي خارجي و خصوصاً در آن وقت انگلستان درکار بودند که اين ها را از صحنه خارج کند يا به ترور يا به تبليغات. گويندگان و نويسندگان آن ها کوشش کردند به اين که روحانيون را از دخالت درسياست خارج کنند و سياست را بدهند به دست آن هايي که مي‌ توانند به قول آن ها، يعني فرنگ‌ رفته‌ ها و غرب‌ زده ‌ها و شرق‌ زده‌ ها و کردند آن چه کردند، يعني اسم مشروطه بود و واقعيت استبداد، آن استبداد تاريک ظلماني و بدتر از زمان‌ هاي سابق9.»

5- رها کردن نهضت

رها کردن نهضت در راه رسيدن به هدف ‌ها و کوتاهي در پاسداري از دستاوردهاي آن و سرگرم کارهاي روزمره‌ شدن، آفت ديگري بود که به نهضت مشروطيت صدمه زد. کوتاهي در ايجاد شرايط، عوامل، لوازم تداوم و استمرار نهضت مشروطيت زمينه توقّف و رکود و انحراف نهضت را فراهم آورد. خارج شدن مردم از صحنه و نااميدي و کنار رفتن مؤمنين و شايستگان و سستي‌ هاي اقشار مختلف جامعه، موجبات شکست نهضت را رقم زد. بي‌ صبري و کم‌ صبري مردم و نداشتن استقامت و پايداري، بستري براي تحقق توطئه‌ هاي دشمنان نهضت شد.

6- محدود شدن هدف

اگر هدف‌ هاي يک نهضت، کوتاه و جزئي باشد با رسيدن به آن هدف‌ ها پايان مي‌ يابد و شور و نشاط انقلابي و روحية ايثار و فداکاري در راه رسيدن به هدف خاتمه پيدا مي ‌کند. يکي از آسيب ‌هاي نهضت مشروطيت محدودکردن هدف بود. هدف نهضت مشروطيت اسلامي بود، ولي اسلام هدف نبود. نابودي رژيم سلطنتي فاسد ضداسلامي قاجار هدف مبارزات قرار نگرفت، هدف تنها تبديل رژيم سلطنتي مطلقه به رژيم سلطنتي مشروطه بود و اين محدودکردن هدف به روح پايداري ملي در نهضت صدمه زد. براي رسيدن به همين هدف نيز ضايعات و کشتار‌ها و رنج‌هاي مردم فراوان بود و بهايي که ملت پرداخت و هزينه‌اي که شد با هدف و دستاوردها برابري و سازگاري نداشت.

7ـ عدم فراگيري نهضت

نهضت مشروطيت فراگير و همگاني نشد و تمام اقشار، طبقات جامعه و همه ملت را فرا نگرفت. اجتماع مردم در راه رسيدن به آرمان ‌هاي نهضت تحقق نيافت. امام خميني(ره) دراين زمينه فرمودند: «برادران من، شما مي‌ دانيد که درصدر مشروطيت ايران چقدر ابتلائات داشت و آذربايجان چه همتي در اين امر کرد و سردارهايي که از آذربايجان برخاستند چقدر زحمت متحمّل شدند و چقدر زحمت کشيدند و پيروز شدند. الآن همه ملت ما مثل آذربايجان هستند، آن وقت آذربايجان بود و بعضي جاهاي ديگر مثل گيلان و ساير جاها کم و بيش، لکن اين وضعي که الآن هست تاريخ سراغ ندارد. الآن تمام ملت از همه افراد کشور، در تمام قشرهايي که هستند همه اين نهضت را از خودشان مي ‌دانند و پيروزي اين نهضت را پيروزي خودشان مي ‌دانند.»10 ايشان در گفتگو با اعضاي شوراي نگهبان مي‌ فرمايند: «سعي کنيد مثل مشروطه سستي نشود که خوب ‌ها در اقليت بودند، بلکه شما در اکثريت هستيد و قليل هستند که انحراف دارند.»11

8ـ سوء استفاده مطبوعات و احزاب از آزادي

با پيروزي نهضت مشروطيت و رسيدن به برخي آزادي‌ ها، از اين آزادي به درستي استفاده نشد و راه سوء استفاده‌ کنندگان از آزادي بسته نشد. در آن فضاي آزاد، مطبوعاتي پديد آمد که در آن ها عليه مقدّسات ديني و شخصيت ‌ها و کتاب مقدس مسلمين قلم‌ فرسايي شد. مسخره نمودن احکام الهي و مقدسات اسلامي و بي‌ حرمتي به آن ها علت روي‌ گرداني متدينان و مؤمنين از نهضت مشروطيت بود. روحانيون با مشاهده توهين ‌هاي آشکار به مقدّسات که پيش از آن سابقه نداشت از صحنه خارج شدند و يا روياروي آن قرار گرفتند و به دنبال آنان، مردم نااميد شدند و بين نهضت، ملت، دولت و مردم جدايي افتاد و نهضت مشروطيت مهجور و رها شد.

9- تبليغ جدايي دين از سياست

استعمار خارجي که از سياست اسلامي ضربه خورده بود، کوشش کرد پيوند و ارتباط دين و سياست را سست کند و دين را از صحنه سياست بيرون راند. طرح جدايي دين از سياست با قلم و بيان دشمنان خارجي و داخلي نهضت مشروطيت رواج يافت. قدرت ‌هاي خارجي با تبليغات گسترده و حيله‌ هاي گوناگون طرح استعماري و ضد اسلامي جدايي دين از سياست را گسترش دادند و از حضور آگاهانه روحانيون و اقشار مذهبي در صحنه ‌هاي سياسي کاسته شد و غرب ‌زدگان و عناصر سکولار و لائيک به صحنه آمدند. امام خميني(ره) در اين زمينه فرمودند: «امروز روزي است که آن هايي که از اول تا حالا مخالف با جمهوري اسلامي بودند، مخالف با اسلام بودند، اسلام را مخالف مقاصد خودشان مي‌ ديدند آن ها به دست و پا افتاده‌اند و دارند تبليغات مي ‌کنند، اگر مؤمنين کنار بروند آن هايي که متعهّد به اسلام هستند کنار بروند و اين ها بيايند قبضه کنند مثل صدر مشروطه که رفتند کنار اشخاصي که متعهّد بودند و قبضه کردند مشروطه را آن هايي که متعهّد به اسلام نبودند، اسلام را به آن جا کشاندند که همه ديديد. اگر درصدر مشروطه علما آمده بودند در ميدان، مؤمنين آمده بودند، روشنفکران متعهد آمده بودند و مسلمان ‌هاي متعهد آمده بودند و قبضه کرده بودند مجلس را و نگذاشته بودند که ديگران بيايند مجلس را بگيرند ما به اين روزگار نمي ‌رسيديم ما مملکت مان خراب نمي ‌شد ما عزت مان از بين نمي رفت، لکن شياطيني که در آن وقت بودند بيخ گوش اين ها خوانده اند که شما در سياست داخل نشويد سياست است اين، شما را به سياست چه؟ آن ها باور کردند که خيرخواه هستند امروز هم همان مسائل ممکن است دريک قشرهايي پيش بيايد.12 تلاش و کوشش در راه شناسايي آفت و آسيب ‌هاي نهضت مشروطيت تکليف شرعي عمومي است. شناخت آسيب ‌هاي آن نهضت و عبرت ‌گرفتن از آن چه در آن نهضت بر اثر آفات پيش آمد مي ‌تواند راهنماي انقلابيون امروز و راه گشاي تداوم انقلاب اسلامي باشد.

 

پي ‌نوشت ‌ها:

1ـ صحيفه نور، ج18، ص270.

2ـ همان، ج21، ص186.

3ـ همان، ج6، ص85 و86.

4ـ همان، ج10، ص65.

5ـ همان، ج15، ص223.

6ـ صحيفه نور، ج18، ص135و 136.

7ـ همان، ص181.

8ـ همان، ج 14، ص37و 38.

9ـ همان، ج15، ص202.

10ـ همان، ج13، ص224.

11ـ همان، ج18، ص179.

12ـ همان، ج12، ص7.

 

نويسنده: محمدرضا جواهري

منبع: سايت حوزه

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 93810 -1 -1

تاریخ سیاسی
ایران
جهان
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse