مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۶ جمعه ۶ مرداد -اِجُّمعَة ٤ ذو القعده ١٤٣٨ - Friday july 2017
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  891   بازدید    تاریخ درج مطلب  28/9/1394    
 
 
قرآن از هرگونه تحريف منزّه است‌

على رغم تبليغات سوئى كه درباره شيعه مى‌شود، ما معتقديم قرآنى كه امروز در دست ما و در دست همه مسلمانان است، عين آن قرآنى است كه بر پيامبر اكرم(ص) نازل شده و حتّى يك كلمه اضافه و كم نشده است. در كتاب‌هاى متعدّدى كه در تفسير، اصول فقه و غير آن داريم، اين مسأله را به وضوح نوشته و با ادلّه عقلى و نقلى اثبات كرده‌ايم.
ما معتقديم به اجماع علماى مسلمين اعمّ از شيعه و اهل سنّت، چيزى بر قرآن افزوده نشده و اكثريّت قريب به اتّفاق محقّقان طرفين مى‌گويند، چيزى هم از آن كاسته نشده است. افراد بسيار معدودى از هر دو گروه، معتقد به كاسته شدن چيزى از قرآن هستند كه سخنان آنها در ميان دانشمندان معروف اسلام طرفدارى ندارد.


دو كتاب از دو گروه‌
از جمله آن ها «ابن الخطيب» مصرى از اهل سنّت است كه كتاب «الفرقان فى تحريف القرآن» را نوشته كه در سال 1948 ميلادى(1367 هجرى قمرى) انتشار يافت و دانشگاه الازهر به موقع متوجّه شد و نسخه‌هاى آن را جمع‌آورى و معدوم كرد، ولى تعدادى از آن به طور غير قانونى به دست اين و آن افتاد.
همچنين كتاب «فصل الخطاب فى تحريف كتاب ربّ الأرباب» به وسيله يكى از محدّثين شيعه به نام حاجى نورى نوشته شد و در سال 1291 هجرى قمرى به چاپ رسيد و به مجرّد طبع، از سوى بزرگان حوزه علميّه نجف اشرف مورد انكار قرار گرفت و دستور جمع‌آورى آن صادر شد و كتاب‌هاى متعدّدى در ردّ آن نوشته شد، از جمله بزرگانى كه بر كتاب فصل الخطاب ردّيّه نوشتند:
1- فقيه برجسته مرحوم شيخ محمود بن ابى القاسم، معروف به معرّب طهرانى (متوفّاى سال 1313) كه كتابى به نام «كشف الارتياب فى عدم تحريف الكتاب» نوشت.
2- مرحوم علّامه سيّد محمّد حسين شهرستانى (متوفّاى 1315) كتاب ديگرى به نام «حفظ الكتاب الشريف عن شبهة القول بالتحريف» در ردّ كتاب فصل الخطاب حاجى نورى نگاشت.
3- مرحوم علّامه بلاغى(متوفّاى 1352) از محقّقان حوزه علميّه نجف نيز در اثر معروفش، كتاب «تفسير آلاء الرّحمن» فصل قابل‌ ملاحظه‌اى در ردّ كتاب فصل الخطاب نگاشته است.
4- ما هم در كتاب «أنوار الأصول» بحث بسيار مبسوطى درباره عدم تحريف قرآن مجيد نگاشته و پاسخ دندان‌شكنى به شبهات فصل الخطاب داده‌ايم.
مرحوم حاجى نورى گرچه مرد عالمى بود ولى به گفته علّامه بلاغى بر روايات ضعيف تكيه مى‌كرد و خودش نيز بعد از انتشار كتاب مزبور نادم و پشيمان شد، و همه بزرگان حوزه علميه نجف اشرف اين كار را از اشتباهات روشن او خواندند.
جالب اين كه بعد از انتشار كتاب فصل الخطاب حاجى نورى به قدرى از هر طرف هجوم به او شد كه ناچار شد رساله‌اى در دفاع از خود بنويسد كه منظور من عدم تحريف كتاب الله بوده است و از تعبيرات من برداشت سوء شده است.
مرحوم علامه سيّد هبة الدين شهرستانى مى‌گويد: هنگامى كه در سامرا بودم، مرحوم ميرزاى شيرازى بزرگ آنجا را به مركز علم و دانش شيعه تبديل كرده بود، در هر مجلسى وارد مى‌شديم، فرياد و ضجّه بر ضد حاجى نورى و كتابش بلند بود و بعضى با كلمات بسيار زشت از او ياد مى‌كردند.  با اين حال باز بايد سخنان شيخ نورى را عقيده شيعه تلقى كرد؟
حال عدّه‌اى از متعصّبان وهّابى اين كتاب(فصل الخطاب) را بهانه كرده و اصرار دارند مسأله تحريف قرآن را به شيعه نسبت دهند، در حالى كه:
1- اگر نگارش يك كتاب، دليل بر اعتقاد شيعه به اين امر شود، بايد اعتقاد به تحريف را به علماى اهل سنّت نيز نسبت بدهيم، زيرا «ابن الخطيب مصرى» نيز كتاب «الفرقان فى تحريف القرآن» را نگاشته و اگر بيزارى علماى الأزهر از كتاب مزبور دليل بر نفى محتواى آن باشد، مخالفت علماى نجف اشرف از نوشته‌هاى «فصل الخطاب» نيز دليل بر اين معناست.
2- در تفسير «قرطبى» و «درّ المنثور» كه هر دو از تفاسير معروف اهل سنّت است، از عايشه (همسر پيامبر(ص)) نقل شده كه مى‌گويد: «انّها- اى سورة الأحزاب- كانت مأتى آية فلم يبق منها إلّا ثلاث و سبعين!» «1»، «سوره احزاب 200 آيه بود كه از آن جز 73 آيه باقى نمانده است!».
از آن بالاتر در صحيح بخارى و صحيح مسلم نيز رواياتى ديده مى‌شود كه بوى تحريف مى‌دهد.
ولى ما هرگز به خود اجازه نمى‌دهيم كه قول به تحريف را به خاطر‌ يك نويسنده يا چند روايت ضعيف، به برادران اهل سنّت نسبت دهيم، آنها نيز نبايد به خاطر كتاب يك نفر يا بعضى از احاديث ضعيف كه عموم بزرگان شيعه از آن بيزارند به شيعه نسبت دهند.
3- نوشته و روايات كتاب فصل الخطاب حاجى نورى عمدتاً از سه راوى گرفته شده كه يا فاسد المذهب يا دروغگو بوده‌اند يا مجهول الحال(احمد بن محمّد السيارى فاسد المذهب، على بن احمد كوفى كذّاب و أبى الجارود مجهول يا مردود).

منبع:شيرازى، ناصر مكارم، شيعه پاسخ مى‌گويد، در يك جلد، انتشارات مدرسه امام على بن ابى طالب عليه السلام، قم - ايران، هشتم، 1428 ه‍ ق

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 85426 -1 -1

خبر های قرآنی
مقالات قرآنی
دوره های آموزشی
عملکرد های سالانه دارالقرآن
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse