مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۶ سه شنبه ۴ مهر -اِثَّلاثا ٥ محرم ١٤٣٩ - Tuesday September 2017
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  581   بازدید    تاریخ درج مطلب  1/7/1394    
 
 
انسان موجودى اجتماعى
 

استاد: انسان موجودى اجتماعى است و به تنهائى و دور از جامعه نمى‌تواند به كمال وجوديش برسد و بدين جهت در طول زندگى نيازمند دوستانى صميمى و دلسوز است. در حقيقت عاجز كسى است كه نتواند در طول زندگى براى خود دوستى با وفا و رفيقى همراه پيدا نمايد، و عاجزتر از اين شخص كسى است كه دوست مهربانى داشته باشد و به واسطۀ رفتار نامناسب خود او را از خويش جدا كرده باشد. قابل ذكر است كه لازمۀ زندگى اجتماعى وجود دوستى امين، مهربان، دلسوز و با وفاست، نه اين كه انسان با هر فردى دست رفاقت داده و پس از گذشت مدتى وى چندين ضربۀ زيان‌آور به آدمى وارد سازد. وه كه چه بسيار كم هستند دوستان واقعى! آنها همچون مرواريد كمياب و نايابند.

در حقيقت يار يكدل كيمياست

 

چون صدف كمياب و چون دُر پربهاست

حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد: «از رفاقت با افراد بد بپرهيز كه تو را به واسطۀ او مى‌شناسند».

تو اول بگو با چه كس زيستى

 

كه تا من بگويم كه تو كيستى

همان قيمت آشنايان تو

 

بُوَد ارزش و قيمت جان تو

يك قطعه پارچه به خودى خود ارزشى ندارد كه مردم آن را ببوسند، اما وقتى آن را به دور خانۀ خدا آويزان مى‌كنند، به خاطر همنشينى با آن خانۀ با عظمت آن پارچه هم عزيز و گرانبها مى‌گردد. سعدى مى‌گويد:

جامۀ كعبه را كه مى‌بوسند

 

او نه از كِرم پيله «1» نامى شد

با عزيزى نشست روزى چند

 

لاجَرَم «2» همچون او گرامى شد

و همو مى‌فرمايد:

گِلى خوشبوى در حمام روزى

 

رسيد از دست محبوبى به دستم

بدو گفتم كه مشگى يا عبيرى «3»

 

كه از بوى دل آويز «4» تو مستم

بگفتا من گِلى ناچيز بودم

 

و ليكن مدتى با گُل نشستم

كمال هم‌نشين در من اثر كرد

 

وگرنه من همان خاكم كه هستم

و بر عكس اگر آن فرد انسانى خلاف‌كار و بدكردار باشد دوستش نيز به رنگ او درآمده، كم كم به بدى و فساد متمايل مى‌گردد.

پسر نوح با بدان بنشست

 

خاندان نبوّتش گم شد

سگ اصحاب كهف روزى چند

 

پى نيكان گرفت و مردم شد

حال هر كدام از برادران مطلبى را آماده نموده‌اند بيان بفرمايند.

على: خداوند در قرآن از قول عده‌اى كه دچار عذاب جهنم مى‌شوند نقل مى‌فرمايد كه آنها مى‌گويند: «اى كاش با فلان شخص دست دوستى نداده بودم، او مرا از پيروى قرآن و رسول حق گمراه نمود»

صفات دوست صميمى‌

يك دوست واقعى چه صفاتى بايد داشته باشد؟

برخى از اين صفات عبارتند از:

1- برخورد ظاهرى و باطنى او با شما هماهنگ باشد و محبت قلبى و ظاهريش نسبت به شما يكنواخت باشد. طورى نباشد كه در ظاهر خود را يارى صميمى جلوه دهد و براى انسان دائماً با زبانش بميرد و فدا شود، اما كينۀ انسان را در دل داشته باشد و در نبود شما بدگوئى نمايد. و خلاصه اين كه داراى روحيۀ نفاق و دوروئى نباشد.

2- پيشرفت و عزت شما را عظمت خودش، و نابودى و خوارى شما را ذلت خود حساب كند؛ و در حقيقت خود را با شما يك جان در دو بدن بداند. آنچه را براى خود ناپسند مى‌داند براى شما هم ناپسند دانسته، و هرچه را براى خودش مى‌پسندد براى شما هم همان را بخواهد.

3- حوادث روزگار رفتار او را نسبت به شما تغيير ندهد. اين طور نباشد كه الآن كه فردى تنگدست است با شما رفاقت نموده اما همين كه مقدارى وضع زندگيش خوب شد دوستى‌هاى قديمى را به فراموشى سپارد. در حقيقت همان گونه كه در راحتى‌ها با انسان همراه است، در سختى‌هاى زندگى نيز ياور انسان باشد.

دوست آن باشد كه گيرد دست دوست

 

در پريشان حالى و درماندگى

از رفاقت با افراد بخيل و كسانى كه حاضر نيستند خيرشان به كسى برسد بايد پرهيز نمود. گويند فردى در كنار خيابان ايستاده بود و گريه مى‌كرد، دوستش در حالى كه چند قرص نان در دستش بود با او برخورد كرد و چون ديد وى در حال گريه كردن است او نيز شروع كرد به گريه كردن، رفيقش گفت: تو چرا گريه مى‌كنى؟ گفت: چون ديدم تو در حال گريه‌اى من هم براى اعلام همدردى با تو به گريه پرداختم، آن فرد گفت: گريۀ من به خاطر گرسنگى است، تو يك قرص از اين نانها را به من بده من ديگر‌ گريه نمى‌كنم، گفت: به خدا قسم اگر تا فردا هم بخواهى برايت گريه مى‌كنم اما به تو نان نمى‌دهم!

4- زشتى‌هاى انسان را گوشزد نموده و چون آينه‌اى باشد كه وقتى در آن نگاه كردى عيب‌هاى تو را نشان دهد، نه اين كه به خاطر جلب رضايت شما هر كار زشتى را انجام دادى با تملق و چاپلوسى تمجيد كرده و خوب جلوه دهد.

امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد: «بهترين دوستانم در نظر من كسى است كه عيب‌هاى مرا به من تذكر دهد».

5- داراى صفاتى چون فتنه‌گرى، خيانت، سخن‌چينى و ديگر اوصاف پليد نباشد؛ چرا كه اين صفات چون بيمارىِ واگيردارى به انسان سرايت مى‌نمايد. در حقيقت دوست ناباب پس از چندى ايمان و اخلاق انسان را به تباهى مى‌كشاند.

تا توانى مى‌گريز از يار بد

 

يار بد بدتر بود از مار بد

مار بد تنها همى بر جان زند

 

يار بد بر جان و بر ايمان زند

فردى كه امروز به خاطر جلب رضايت انسان در حق ديگران خيانت و ستمى روا مى‌دارد، فردا به خود انسان نيز خيانت مى‌كند؛ اگر از ديگران پيش ما بدگوئى كرد، بدون شك روزگارى نه چندان دور از ما هم نزد ديگران سخن‌چينى و بدگوئى مى‌نمايد.

هر كه عيب دگران پيش تو آورد و شمرد

 

بى‌گمان عيب تو پيش دگران خواهد برد

6- بايد فردى رازدار باشد. زيرا كه انسان وقتى با كسى همدم شد خواه ناخواه پاره‌اى از اسرار خود را براى او بازگو كرده و سفرۀ دلش را براى وى خواهد گشود، اگر چه شايسته است كه انسان راز زندگى خود را براى ديگران بيان ننمايد؛ چرا كه هر رازى كه از ميان دو لب خارج شد ديگر به صورت راز باقى نخواهد ماند و حتماً افشا خواهد شد. شاعر خوش‌كلام شيراز در ترجمۀ سخن زيبا و حكيمانه‌اى از حضرت على عليه السلام اين گونه مى‌گويد:

«هر آن سرّى كه دارى با دوست در ميان مَنِه، چه دانى كه وقتى دشمن گردد؛ و هر گزندى كه مى‌توانى به دشمن مرسان، كه وقتى دوست گردد».

به دوست گرچه عزيز است راز خود مگشاى

 

كه دوست نيز بگويد به دوستان دگر

7- از عقل سليم و خرد بهره‌مند باشد؛ چرا كه دوست نادان و احمق انسان را ناخودآگاه به تباهى و بدبختى مى‌كشاند؛ او ممكن است قصد خدمت به دوستش را داشته باشد، اما در اثر حماقت او را به دردسر و زحمت زياد مى‌اندازد.

احمق ار حلوا نهد اندر لبم

 

من از آن حلواى احمق در تبم

در سخنى از امام اول حضرت على عليه السلام اين گونه آمده است:

«عَدُوٌّ عٰاقلٌ خَيرٌ مِنْ صَديقٍ جٰاهلٍ»‌

«دشمن دانا بهتر از دوست نادان است».

دوستى با مردم دانا نكوست

 

دشمن دانا بِه از نادانِ دوست

8- با دشمن انسان همنشين و همدم نباشد؛ زيرا چنين دوستى در حقيقت در رفاقتش با انسان خالص و يك‌رنگ نيست و به فرمودۀ امام على عليه السلام با اين كارش در حق دوست خود دشمنى مى‌نمايد.

بشُوى اى خردمند از آن دوست دست

 

كه با دشمنانت بود هم‌نشست

در پايان اين گفتار مناسب است به عنوان نمونه به يك دوستى زيبا و رفاقت واقعى در تاريخ اسلام اشاره شود:

«صَفوان بن يحيى» يكى از ياران امام رضا عليه السلام و امام جواد عليه السلام مى‌باشد كه مقامى خاص در نزد آنها داشته است، او به همراهى دو نفر از دوستان خود در كنار خانۀ خدا در مكّه پيمان مى‌بندند كه هر كدام آنها از دنيا رفت، آن كه زنده ماند همان گونه كه در شبانه‌روز 17 ركعت نماز واجب و 34 ركعت نماز مستحب براى خود مى‌خواند براى آن دوستى هم كه از دنيا رفته است چنين كند و همچنين در هر سال ماه رمضان را كه‌ براى خودش روزه مى‌گيرد براى هر كدام از دوستانش هم كه از دنيا رفته‌اند در ماههاى ديگر روزه بگيرد و اگر مقدارى به عنوان زكات مال خود پرداخت مى‌كند به همان مقدار براى دوستانش نيز در راه خدا بدهد، اتفاقاً آن دو نفر از دنيا رفتند و «صفوان» اين دوست با وفا و واقعى تا وقتى زنده بود روزانه بيش از 150 ركعت نماز مى‌خواند و هر سال سه ماه روزه مى‌گرفت و سه مرتبه زكات مالش را مى‌پرداخت و ثواب اين كارها را به روح دوستانش هديه مى‌نمود. درود بر چنين يارانى باد.

خداوندا! تو را به همۀ انسانهاى خوب و شايسته‌ات سوگند مى‌دهيم كه ما را جزو رهيافتگان مسير مستقيم خودت قرار بده.

منبع: نجف‌آبادى، حسين على منتظرى، معارف و احكام نوجوانان، در يك جلد، نشر سرايى، قم - ايران، اول، 1423 ه‍ ق

 

 

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 83500 -1 -1

ازدواج
رفتارشناسی
ناهنجاری ها
اصول تربیتی
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse