مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۶ سه شنبه ۳۰ آبان -اِثَّلاثا ٢ ربيع الاول ١٤٣٩ - Tuesday November 2017
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  1226   بازدید    تاریخ درج مطلب  2/11/1393    
 
 
عرفان و عارفان در دارالإرشاد اردبیل2
 

بخش دوم: عارفان و صوفیان در دارالإرشاد اردبیل

جنید بغدادی گفت: «حِکایَاتُ المَشایِخِ جُندٌ مِن جُنُودِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ یَعنِی لِلقُلُوبِ» (حکایات بزرگان، لشکری از لشکرهای خداست که دلها را فتح می کند)؛ از وی پرسیدند: این حکایات چه منفعت کند مریدان را ؟ جواب داد که: حضرت حق - سبحانه و تعالی - می فرماید: «وَ كُلاًّ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَكَ » ، یعنی قصه های پیغمبران و اخبار ایشان بر تو می خوانیم و از احوال ایشان تو را آگاه می کنیم تا دل تو را به آن ثبات باشد و قوت افزاید و بار و رنج به تو رسد و بر تو زور آورد از اخبار و احوال ایشان بشنوی و براندیشی، دانی که چون مثل این بارها و رنج ها به ایشان رسیده در آن صبر کرده اند و احتمال و توکل و ثقه پیش آورده اند، دل تو را به آن ثبات و عزم افزاید، همچون شنیدن سخن نیکان و حکایات پیران و احوال ایشان، دل مریدان را تربیت باشد و قوت و عزم افزاید.

 

 

 

شیخ ابوسعید اردبیلی

نخستین عارف شناخته شده در اردبیل که از اقدام عرفای معروف دارالإرشاد اردبیل است، شیخ ابوسعید اردبیلی می باشد. گرچه سال تولد و وفات وی به دقت مشخص نیست، لکن به احتمال قوی در نیمه دوم قرن سوم هجری متولد گردیده و اگر عمری متعارف داشته است، در نیمه اول قرن چهارم هجری وفات یافته، چرا که وی شاگرد و نربیت یافته «جنید بغدادی» است و شیخ جنید متوفی به سال 297 و یا 298 هجری قمری است و مسلماً شیخ ابوسعید دهه های آخر عمر شریف شیخ المشایخ جنید بغدادی را درک کرده و سپس به مسقط الرأس خود اردبیل مراجعت نموده است. وی عارفی صاحب مقامات و کرامات بوده و در طول قرن های بعد از وفاتش، قبر مطهرش مزار مردمان و قبله آمال صاحبدلان بوده و حضرت شیخ صفی الدین اردبیلی به تصریح ابن بزاز در صفوةالصفا در ایام جوانی در بقعه شریف ایشان بیتوته داشته و چله نشینی می کرده است؛ بقعه مبارکش تا سال 1348 شمسی پا بر جا بوده ولی با کمال تأسف این گنجینه عظیم معنوی در سال مذکور با بی توجهی مسؤلین امر وقت توسط عده ای سودجو تخریب شده و اکنون اثری از آن بر جای نمانده که امیدواریم با همت مسؤلین دلسوز نظام مقدس جمهوری اسلامی در منطقه احیاء گردد و چون سندی زرین بر تارک فرهنگ معنوی این شهر مقدس بدرخشد.

شیخ فرج اردبیلی

به روایت ابن بزاز در صفوةالصفا یکی دیگر از عارفان و صوفیان نامی اردبیل شیخ فرج اردبیلی است که وی نیز همچون شیخ ابوسعید از شاگردان جنید بغدادی بوده و در اردبیل وفات کرده و مدفنش مزار صاحبدلان و مردمان بوده است. بنابراین به همان تقریری که در خصوص شیخ ابوسعید اردبیلی گفته شد، علی القاعده شیخ فرج اردبیلی نیز می باید تولد یافته نیمه اول قرن سوم هجری بوده باشد، تا بتواند شاگردی شیخ ابوالقاسم جنید بغدادی را که متوفی به سال 297 و با 298 قمری است، کرده باشد و سپس به اردبیل بازگشته و در دیار خود زندگانی به سر برده باشد. شیخ صفی الدین اردبیلی قبل از درک محضر شیخ زاهد گیلانی در مقبره شیخ فرج اردبیلی نیز بیتوته می نموده که روایت آن را ابن بزاز در صفحه 91 صفوة الصفا چنین نقل می کند: شیخ قدس الله سره فرمود: «چون دأب و آداب ارباب سلوک و تصوف نمی دانستم و مرشدی نداشتم و کیفیت ریاضت معلوم نکرده بودم، دائماً به عبادت مشغول می بودمی و پیوسته صائم النهار و همیشه قائم اللیل می بودمی و بیشتر اوقات در مزار شیخ فرج اردبیلی به سر می بردم که وی از شعبه مریدان سید هذه الطائفه ابوالقاسم جنید بغدادی(ره) بود». متأسفانه همچون دیگر آثار و ابنیه تاریخی اثری از بقعه شیخ فرج اردبیلی نمانده است.

شیخ رکن محی الدین اردبیلی

وی از عارفان صاحب مقامات و کرامات بوده و در قرن هفتم هجری در اردبیل می زیسته چرا که به تصریح صفوةالصفا، رکن محی الدین از شاگردان شیخ شهاب الدین سهروردی بوده و شیخ شهاب الدین در تاریخ 632 قمری وفات نموده، بدین ترتیب شیخ رکن محی الدین حداقل در آغاز قرن هفتم متولد شده و قبل از سفر شیخ صفی الدین به شیراز که در حدود سال های 678 قمری بوده، دار فانی را وداع گفته است، چرا که شیخ صفی در جوانی و قبل از رسیدن به حضور مشایخ و اساتید در مزار وی بیتوته می کرده است.

شیخ ابوذرعه اردبیلی

وی از مشایخ بزرگ صوفیه در قرن چهارم و پنجم هجری قمری بوده و به تعبیر جامی در نفحات الأنس عالم و زاهد بوده و عمر بسیار یافته بود، و با ابوعبدالله خفیف شیرازی مصاحبت داشته است. ایشان بسیار سفر کرده و نهایتاً هم در سال 415 هجری در شیراز بدرود حیات گفت و همانجا مدفون گردید و قبر شریفش تا قرن ها بعد از وفاتش مزار صاحبدلان بوده و شیخ صفی الدین اردبیلی نیز به هنگام سفر به شیراز در بقعه وی بیتوته کرده است. به نوشته جامی وی در اواخر عمر، علیه بدعت گذاران و دکان داران صوفی نما خروج کرده و با ایشان در افتاده است. این حکایت جامی نشانگر روحیه تقیّد به شریعت شیخ ابوذرعه بوده که از مشخصه های عارفان و صوفیان دارالإرشاد است.

خواجه کمال الدین عربشاه اردبیلی

از جمله عارفان نامی اردبیل که در منابع از وی نام برده شده و به «صاحب قدم و صاحب ولایت بودن» موصوف گشته، خواجه کمال الدین عربشاه اردبیلی است که بخشی از عمر خویش را در شیراز گذرانده و مراد و مرشد شیخ سید امین الدین جبرائیل پدر شیخ صفی الدین بوده است و بنا به قول آقای دولتی مؤلف تاریخ شاه اسماعیل، مادر شیخ صفی الدین، دختر خواجه عربشاه مذکور است. با توجه به قرائن موجود خواجه کمال الدین عربشاه در نیمه قرن هفتم بدرود حیات گفته است.

تاج الدین اردبیلی

دیگر از عارفان دارالإرشاد، جناب تاج الدین اردبیلی است که از مریدان و تربیت یافتگان اوحد الدین کرمانی است که خود وی از مریدان رکن الدین سجاسی بوده و بنا به نقل «افلاکی» در «مناقب العارفین» معاصر با مولانا جلال الدین رومی مولوی بوده و صاحب فضیلت و بیان که گاه ایراداتی بر سخنان مولوی داشته است.

مولانا مجدالدین کاکلی اردبیلی

ازجمله عارفان نامی اردبیل است که قبل از شیخ صفی الدین در اردبیل می زیسته و همانجا وفات نموده و دفن گردیده است. بنا به روایت ابن بزاز در صفوة الصفا با شیخ فرید الدین عطار نیشابوری هم درس و مصاحب بوده است، بنابراین دوران زندگی وی قرن ششم هجری بوده و نهایتاً در اوایل قرن هفتم وفات یافته است.

پیران و اقطاب اردبیل

علاوه بر مشایخ و بزرگان صوفیه که در منابع و مآخذ ذکری از آنان گردیده، پیران و اقطابی نیز در قرون قبل از ظهور شیخ صفی الدین در اردبیل و شهرها و روستاهای اطراف می زیسته اند که شاید تعدادشان بالغ بر دهها نفر باشد و اکنون قبور و نامشان موجود است، هرچند پژوهش بایسته ای درباره آنان نشده و شخصیتشان همچنان در هاله ابهام و گمنامی قرار گرفته و در اثر بی اطلاعی و یا سهل انگاری، آثارشان منهدم و یا قبور مبارکشان توسط نادانان مورد هتک و جسارت واقع شده است که به مشاهیر آنان اشاره می گردد:

پیر مادر

در محله ای به همین نام قبری متعلق به بانویی عارف قرار دارد که از دیر باز مشهور و مورد زیارت مردمان و احترام بزرگان و علماء بوده و چنین مشهور است که وی در قرن ششم هجری زیسته و مادر سه تن از پیران اردبیل است که به ترتیب ذکر خواهد شد. باید توجه داشت که در میان صوفیان و عارفان بانوانی بوده اند که به کمالات عرفانی و مقامات معنوی نایل گشته اند، عبدالرحمان جامی در نفحات الأنس 34 تن از این بانوان را نام می برد، همچنین به رغم اینکه این بانوان به دلایل مختلف در گمنامی بسر برده اند، بازهم حکایت ها از ایشان نقل شده است.

جامی حکایت یکی از این بانوان گمنام را چنین شورانگیز نقل می کند: ذوالنون گوید: «در میان آنکه در طواف بودم، دیدم که نوری بدرخشید که بریق آن به عنان آسمان رسید، ناگاه آواز اندوهگینی به گوش من آمدا، در پی آواز برفتم، دیدم که جاریه ای به استار کعبه درآویخته است و می گوید:

أنتَ تَدرِی یَا حَبیبِی مَن حَبیبِی أنتَ تَدرِی

وَ نُحولِ الجِسمِ وَ الدَّم یَبوحَـانِ بِسِــرِّی

قَد کَتَمتُ الحُبَّ حَتَّی ضَاقَ بِالکِتمانِ صَدرِی

به یک جانب شدم و از درد وی گریان شدم، پس گفت: «إلهی وَ سَیِّدی وَ مَولایَ بِحُبِّکَ لِی إلـَّا غَفَرتَنِی» گفتم ای جاریه! ترا از این بس نیست که گویی: «بِحُبِّی لَکَ» که می گویی: «بِحُبِّکَ لِی»؟ چه می دانی که تو را دوست می دارد؟ گفت مر خدای را بندگان هستند که ایشان را دوست می دارد، پس ایشان وی را دوست می دارند، نشنیده ای قول الله تعالی را که گفت: «فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَه» ، محبت وی مر ایشان را سابق است بر محبت ایشان مر وی را».

پیر عبدالملک

پیر عبدالملک از اقطاب و مشایخ عرفان در قرن ششم هجری بوده که قبر شریفش در مسجدی واقع است که به نام وی معروف می باشد و تا چندین سال پیش دارای ضریح بوده و مزار مردم. از روایت ابن بزاز در صفوة الصفا برمی آید که مدت ها قبل از حضور شیخ صفی الدین رحلت نموده و در مسجد خود مدفون گشته است. ابن بزاز همچنین حکایاتی درباره وی نقل کرده است که حاکی از مقام والای معنوی ایشان است، لکن جزئیات زندگانی و سلسله اساتیدش دانسته نیست.

پیر شمس الدین

وی نیز از اقطاب و مشایخ عرفان و تصوف در قرن ششم هجری و هم عصر پیرعبدالملک بوده و قبر شریفش در مسجد محله ای به نام خود وی می باشد و تا چندی پیش دارای ضریح بوده و مزار مردم، و مورد اکرام و احترام علماء و بزرگان شهر.

پیر زرگر

ایشان نیز از مشایخ و عرفای دارالارشاد است که همزمان با «پیر عبدالملک» و «پیرشمس الدین»( ره) در اردبیل می زیسته و قبر شریفش اکنون در محله ای بدین نام موجود است که موقوفاتی است و البته مرقدش با بدترین وضع ممکن به صورت متروکه در آمده است، گرچه تا چند سال پیش مزار مردم مؤمن بوده است.

بنابر آنچه مرحوم عالم ربانی حضرت حجة الاسلام و المسلمین حاج شیخ عبدالرحیم جعفری (ره) و حضرت آیت الله حاج سید محمد مفتی الشیعه (دامت برکاته) می فرمودند، این سه بزرگوار با هم برادر و فرزندان پیر مادر بوده اند و هر سه ایشان شخصیت هایی علمی و دینی و مفسر قرآن و محدث و در زمره مروّجان محبت اهل بیت (ع) بوده اند، (ره).

پیر عبدالله

یکی دیگر از عارفان نامی دارالإرشاد اردبیل «پیر عبدالله» است که قبر شریفش در انتهای کوچه اکبریه مشهور است و مزار مردم بوده و همانند دیگر مزارات موجود شهر در معرض انهدام و تخریب کلی واقع شده است. به احتمالی ایشان نیز در قرن ششم هجری قمری زیسته و مورد توجه بزرگان عصر خود بوده است.

اجداد شیخ صفی الدین اردبیلی

از جمله عوامل ایجاد فضای معنوی و عرفانی در دارالإرشاد اردبیل حضور خاندان «سید حبیب الله فیروزشاه زرین کلاه» در این سامان است که از آغاز قرن پنجم هجری وارد منطقه شدند که شامل هفت نسل از اجداد شیخ صفی الدین اردبیلی می شوند که به ترتیب عبارتند از: سید حبیب الدین فیروز شاه زرین کلاه و فرزندش سید عوض شاه الخواص، فرزندش سید شمس الدین محمد الحافظ لکلام الله فرزندش سید صلاح الدین رشید فرزندش سید قطب الدین احمد فرزندش سید محمد صالح و فرزندش شیخ سید امین الدین جبرائیل که پدر شیخ سید صفی الدین اردبیلی است. این خاندان در طول حضور خود در اردبیل منشأ تحولات اجتماعی و معنوی بوده و هر کدام با تفاوت و فراز و فرودی که از جهت علمی و معنوی داشته اند، جزو چهره های فرهنگی و عرفانی بوده اند، چنانچه به سجاده نشینی و جایگاه معنوی و صاحب ولایت بودن «سید صلاح الدین رشید» و «سید امین الدین جبرائیل» در منابع اشاره شده است و البته جای بحث و بررسی مفصلی دارد که این مختصر در صدد آن نیست.

ابوالفتح شیخ سید صفی الدین اسحاق اردبیلی

حضرتش که چون آفتابی عالمتاب در آسمان عرفان و معنویت ایران اسلامی می درخشد، از تابناک ترین چهره های عرفانی قرن هفتم و هشتم عالم اسلامی بوده و از مفیدترین عرفاء و مشایخ به شریعت نبوی شمرده می شود. «شیخ بهایی» از ایشان به « قطب الأقطاب» یاد می کند و «علامه ملا محمدتقی مجلسی» او را «شیخ أعظم القُمقَام المُعظَّم شیخ صفی الدین اردبیلی» توصیف می نماید. «شیخ الاسلام علامه محمد باقر مجلسی» نیز او را با این عبارت یاد می کند که: «حضرت سلطان العارفین و برهان الواصلین شیخ صفی الدین (نور الله برهانه) که از آفتاب مشهورتر بوده و در علم و فضل و حال و مقامات و کرامات از همه در پیش بوده» . «علامه شیخ یوسف بحرانی» در خصوص شخصیت شیخ گوید: «کانَ مِن عُلَمَاءِ الشَّریعَة وَ کُبَرَاءِ مَشایِخِ الطَّریقَةِ وَ الحَقِیقَةِ وَ قَد جَمَعَ مِن عُلُومِ البَواطِنِ وَ الظَّوَاهِرِ وَ هُوَ مِن أجِلَّةِ سَادَةِ آلِ الإمامِ الهُمامِ مُوسَی بنِ جَعفَرَ عَلَیهِمَا السَّلامُ» . سخن علماء و محققین در این باب فراوان است که این مختصر در مقام بیان نیست.

شیخ صفی الدین در سال 650 هجری در قریه کلخوران متولد و در 12 محرم سال 735 به دیدار معبود شتافت. بحث و بررسی در خصوص حالات و مقامات ایشان مجالی وسیع می طلبد. اجمالاً آنکه سه جنبه از شخصیت این بزرگوار می بایست مورد بررسی های دقیق قرار گیرد، چرا که این سه مورد محل تردید و سخن عده ای از پژوهشگران به انگیزه های مختلف واقع شده است و آن سه جنبه عبارت است از سیادت، مذهب و عرفان شیخ صفی الدین (ره).

جای بسی تعجب است که برخی از پژوهشگران محترم تنها با استناد به نظر احمد کسروی در خصوص این سه موضوع مقلدانه نه محققانه به اظهار نظر پرداخته و به اسناد و مدارک و اقوال و نظرات علماء انساب و تبارشناسی و بزرگان علماء شیعه و دیگر دانشمندان بی توجهی می نمایند، گویی که در این دیار، پژوهشگر راستگویی جز کسروی وجود ندارد! در حالی که غرض ورزی این فرد بر ارادتمندانش نیز امری واضح و روشن است. کافیست این دسته از پژوهشگران محترم به مقاله مرحوم استاد محیط طباطبایی با عنوان «صفویه از تخت پوست درویشی تا تخت شهریاری» مراجعه فرمایند تا قدری سخنی غیر از آنچه کسروی گفته را هم ببینند و بشنوند، و صد البته باید این موضوع مهم در تحقیقی جداگانه به طور تفصیل در معرض نقد و بررسی قرار گیرد. در هر حال ظهور و حضور حضرت شیخ صفی الدین، اردبیل را مرکز توجه عارفان و صوفیان و صاحبدلان و نیز دلدادگان اهل بیت (ع) قرار داد و افراد بسیاری از سراسر سرزمین های اسلامی برای درک محضر شیخ به اردبیل روانه شدند و بدین ترتیب اردبیل در زمره شهرهای مقدس در آمد و هزاران نفر در طول ارشاد 35 ساله حضرتش، از محضرش مستفیض و به راه رستگاری رهنمون گشتند. نفوذ معنوی و سیطره عرفانی شیخ نقریباً تمام جهان اسلام از ایران و عراق و آناتولی و شبه قاره و حجاز و شمال آفریقا را دربرگرفت که بعدها این نفوذ معنوی، منشأ تحول عظیم و برپایی ایران یکپارچه علوی شیعی گردید و شاید همین نکته علت حملات افرادی همچون کسروی و همفکرانش در گذشته و حال و دیگر مخالفان حکومت شیعی همچون سلفیان و وهابیان باشد که اخیراً در سایت های اینترنتی به صورت وسیعی بر این کار اقدام کرده اند، هر چند عده ای از دوستان نیز با این که بی غرض هستند، با بی دقتی یا کم دقتی وارد این عرصه مخالفت شده اند.

شیخ صدرالدین موسی

فرزند شیخ صفی الدین و جانشین او که در مقامات علمی و معنوی حائر مقام خلافت شیخ گردید و مسیر نورانی پدر بزرگوار خود را ادامه داد. سلطان احمد جلایر در نامه خود او را با القابی چنین توصیف نموده: «شیخ الاسلام اعظم سلطان المشایخ و المحققین، قدوة السالکین، ناصح الملوک و السلاطین، مرشد الخلایق اجمعین» . شیخ صدرالدین موسی در سال 794 رحلت کرد و در جوار مرقد مطهر پدر آرمید.

شیخ خواجه علی سیاه پوش

وی فرزند صدرالدین موسی و نوه شیخ صفی الدین می باشد که او نیز در مقامات علمی و معنوی جانشین پدر و جد خود گردید و نفوذ و هیمنه معنوی این خاندان را حفظ کرد و نهایتاً در سال 832 هجری به هنگام سفر به بیت المقدس، دار فانی را وداع گفت و همانجا مدفون گردید و اکنون قبر شریفش به «مزار شیخ العجم» مشهور است.

نوادگان شیخ صفی الدین

پس از خواجه علی سیاهپوش به ترتیب فرزندان وی شیخ ابراهیم معروف به «شاه شیخ» و فرزندش «شیخ جنید» و فرزند جنید «شیخ حیدر» رهبری معنوی و سیاسی و اجتماعی مریدان و منطقه نفوذ خود را عهده دار شدند. فرزندان خواجه علی هر کدام با جایگاه متفاوتی که از نظر علمی و معنوی داشتند، توانستند عنوان شیخوخیت معنوی را برای خود حفظ کنند، تا جایی که بزرگترین چهره علمی و معنوی غیرصفوی اردبیل در قرن نهم و دهم هجری یعنی «خواجه کمال الدین حسین الهی اردبیلی» در جوانی تحت تربیت وی واقع شد و سپس به ارشاد شیخ حیدر به اساتید دیگر مراجعه نمود.

شاگردان شیخ صفی الدین

علاوه بر فرزندان و نوادگان شیخ صفی که تربیت یافتگان مکتب عرفانی وی نیز بودند، شخصیت هایی در طول سال ها پس از شیخ به عنوان چهره های معنوی و پیر و پیره در اردبیل بوده اند که نام جمعی از آنان در صفوة الصفا و منابع دیگر آمده که جهت رعایت اختصار از تفصیل و تحلیل اطلاعات موجود درباره آنان صرفنظر نموده و تنها به ذکر نامشان اکتفا می کنیم: 1- شیخ شمس الدین زاهدی 2- خواجه محی الدین 3- شیخ صلاح الدین رشید که برادر شیخ صفی الدین بوده از پدر 4- پیره عزالدین 5- پیره یوسف گاوزنی 6- پیره بابا مراغی 7- پیره محمد داروری 8- پیره احمد کشمیری 9- پیره یوسف ایلاونقی 10- مولانا نجم الدین آقمیونی 11- شیخ کرده ابراهیم 12- پیره ابراهیم رواسی اردبیلی 13- پیره کمال 14- پیره احمد اسپاوی 15- پیره سلیمان محمود نخجوانی 16- پیره احمد اردبیلی 17- خالو احمد انزابی 18- پیره اسماعیل اردبیلی 19- پیره سلیمان موقانی 20- مولانا عبدالحمید سرسکانی.

شاهان اردبیل

علاوه بر آنچه گفته آمد، در شهر اردبیل قریب به ده محله و مسجد شهر به نام یکی از عرفائی است که با عنوان شاه معنون شده اند و متأسفانه اطلاعات بسیار اندکی از آنان در دست می باشد و اغلب این محلات و یا مساجد محل دفن و مزار آنان و یا محل زندگیشان بوده است، شخصیت هایی با نام های «سلیمان شاه»، «اقلیم شاه»، «چراغعلی شاه»، «رحمان شاه»، «زینال شاه»، «کلبعلی شاه»، »عبدالله شاه»، و «معصوم شاه» و «مهدی شاه». به نظر می رسد اینان از اقطاب سلسله نعمت اللهیه بوده اند که پس از قرن نهم هجری در اردبیل زیسته اند، چرا که در میان فرقه های صوفیه، پیروان سید نورالدین نعمت الله بن عبدالله کرمانی ملقب به «شاه نعمت الله ولی» متوفی به سال 834 هجری قمری اقطاب و مشایخ خود را با عنوان شاه ملقب می نمودند و البته پس از آنها فرقه های دیگر نیز چنین کردند.

استاد شهید مطهری می فرماید: «به نظر ما (بعد از قرن نهم هجری) عرفان شکل و وضع دیگری پیدا می کند، تا این تاریخ شخصیت های علمی و فرهنگی عرفانی همه جزء سلاسل رسمی تصوفند و اقطاب صوفیه شخصیت های بزرگ فرهنگی عرفان محسوب می شوند و آثار بزرگ عرفانی ازآنها است. از این به بعد شکل و وضع دیگری پیدا می شود، اولاً دیگر اقطاب متصوفه همه یا غالباً آن برجستگی علمی و فرهنگی که پیشینیان داشته اند، ندارند. شاید بشود گفت که تصوف رسمی از این به بعد بیشتر غرق آداب و ظواهر و احیاناً بدعت هایی که ایجاد کرده است، می شود. ثانیاً عده ای که داخل در هیچیک از سلاسل تصوف نیستند، در عرفان نظری »محی الدین» متخصص می شوند که در میان متصوفه رسمی نظیر آنها پیدا نمی شود، مثلاً «صدر المتألهین شیرازی» متوفای در سال 1050 و شاگردش «فیض کاشانی» متوفی در سال 1091 و شاگرد وی «قاضی سعید قمی» متوفی در سال 1103، آگاهیشان از عرفان نظری محی الدین بیش از اقطاب زمان خودشان بوده است، با اینکه جزء هیچ یک از سلاسل تصوف نبوده اند. این جریانات تا زمان ما ادامه داشته است. مثلاً مرحوم «آقا محمد رضا حکیم قمشه ای» و مرحوم «آقا میرزا هاشم رشتی» از علماء و حکماء صد ساله اخیر متخصص در عرفان نظریند، بدون آنکه خود عملاً جزء سلاسل متصوف باشند، ... ثالثاً از قرن دهم به بعد ما در جهان شیعه به افراد و گروه هایی بر می خوریم که اهل سیر و سلوک و عرفان عملی بوده اند و مقامات عرفانی را به بهترین وجه طی کرده اند، بدون آنکه در یکی از سلاسل رسمی عرفان و تصوف وارد باشند و بلکه اعتنایی به آنها نداشته و آنها را کلاً یا بعضاً تخطئه می کرده اند . از خصوصیات این گروه که ضمناً اهل فقاهت هم بوده اند، وفاق و انطباق کامل میان آداب سلوک و آداب فقه است».

بر این اساس همچنانکه در قرون گذشته در میان علماء شیعه شخصیت های عظیم علمی و عرفانی همچون «سید رضی الدین علی بن طاووس» و «ابن فهد حلی» و «سید محمد مهدی بحرالعلوم» و «آقامحمد بیدآبادی» و «ملا حسینقلی همدانی» و بسیاری دیگر بوده اند، در دارالإرشاد اردبیل نیز از این سلک فقیهان عارف که یا حضور داشته و زیسته اند و یا از این دیار برخاسته اند، فراوان بوده اند و این بعد دیگری از معنویت و عرفان در شهر ولایت و ایمان اردبیل است؛ شخصیت هایی چون «کمال الدین حسین بن خواجه شرف الدین عبدالحق الهی اردبیلی» متوفی به سال 950 هجری، «مولانا ملا احمد بن محمد محقق و مقدس اردبیلی» متوفی به سال993 هجری، «آیت الله میرزا محمد علی اردبیلی» متوفی به سال 1328 قمری، «آیت الله میرزا ابوالفضل فضلی اردبیلی» متوفی به سال 1341 قمری، «آیت الله میرزا عبدالله مجتهد اردبیلی» متوفی به سال 1334 قمری، «آیت الله شیخ عبدالله بحر العلومی ثمرینی» متوفی به سال 1360 قمری و «میرزا محسن حالی اردبیلی» متوفی به سال 1373 قمری. در اینجا باید اذعان کرد که بسیاری از شخصیت های دیگر عرفانی از شعراء و غیره هستند که مجال ذکر آنها در این مقال نشد، شخصیت هایی نظیر «میرزا نصرالله صدر الممالک اردبیلی»، و «شمس عطار اردبیلی»«میرزا محمد صادق بیضای اردبیلی» که عالی ترین مضامین و زیباترین ابیات و اشعار را پدید آورده اند.

نویسنده: عادل مولایی

منبع: سایت دارالارشاد اردبیل

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 74976 -1 -1

گردشگری در استان
مراکز علمی و دانشگاه ها
مشاهیر استان
آداب و رسوم استان
مساجد و عبادتگاه های استان
معرفی شهرستان ها
اردبیل شناسی
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse