مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۶ جمعه ۶ مرداد -اِجُّمعَة ٤ ذو القعده ١٤٣٨ - Friday july 2017
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  1519   بازدید    تاریخ درج مطلب  16/10/1393    
 
 
اردبیل شهر شیخ و شمشیر و شعر
 

"اردبیل" شهری است که در بلندای تاریخ در صُفّه دشتگون خود با غرور و عظمت در دامن سبزینه سبلان آرمیده و شاهین بلند پرواز سبلانِ مقدس، شاهپرهای خود را برای حمایت از این دیار بر سرش گسترانیده است. آبهای خوشگوارش نعمت گندم می آفریند و مزارع سرسبزش بوی نان می دهد و از آلاله های زیبایش عطر پرطراوت زندگی  می تراود.

در روایتی از رسول گرامی(ص) از سبلان به عنوان کوهی مقدس یاد می شود که در دامنش آبی از آبهای بهشت جریان دارد که این کوه سخی نه تنها بر شهر اردبیل آغوش عطوفت گشوده، بلکه شهرهایی چون مشگین و اهر و سراب را نیز همچون دایه ای مهربان، آب و زندگی می بخشد.

سبلان که میلیونها سال پیش به هنگام عصیان و غضب، گدازه اندرون خود را به صورت آتشفشان بیرون ریخته، از فرسایش سنگهایش دشت زرخیز و پربرکت مغان را ساخته که اگر با اصول علمی و کشت مکانیزه مورد بهره برداری قرار گیرد، به واقع انبار غله ایران خواهد بود. دشتی که با فروتنی حاضر است سالی سه بار برای انسانهایی که در خود جای داده، محصول زراعی تمهید کند.

 

 

 

در این باره که اردبیل در چه تاریخی در دشت دامنه سبلان آرمیده، اطلاعات صحیحی که مستند به مآخذ معتبر تاریخی و مشهودات عینی و اسناد و مدارک متقن باشد، در دست نیست؛ به همین دلیل از معدود شهرهای کشور است که مطالعه تاریخ آن شامل سه مرحله است:

مرحله اول اردبیل در قالب تاریخ اساطیری، شهری است که در دورۀ پیشدادی و کیانی به عنوان دیاری بزرگ معرفی می گردد، به طوریکه تصرف دژ مشهور آن "بهمن دژ" در پای کوه سبلان به وسیله دو شاهزاده کیانی یعنی کیخسرو و فریبرز، تکلیف حکومت ایران را تعیین کرده و سلطنت را بر هر یک از آن شاهزادگان تضمین می نموده است. فردوسی در اثر جاودانه خود شاهنامه چنین اشاراتی دارد:

دو فرزند ما را کنون باد و خیل

بباید شدن تا در اردبیل

بمرزیکه آنجا دژ بهمن است

همه ساله پرخاش اهریمن است

در رسالات دیگر اشارات متعددی به تاریخ اساطیری اردبیل شده که حمدالله مستوفی در "نزهـة القلوب" به شرح آنها پرداخته است.

مرحله دوم تاریخ اردبیل با آغاز تاریخ و مدنیت در ایران یعنی حضور آریائیها در فلات ایران و تشکیل حکومت سه گانه مادها، پارتها و پارسها شروع می شود که در این تقسیم و مرزبندی سیاسی آذربایجان در حوزه حکومتی مادها قرار دارد.

اگر چه مطالعات باستان شناسی تا به امروز آثاری از دوره مادها را در اردبیل معرفی نکرده، ولی تحقیقات علمی انجام یافته به وسیله باستان شناسان غربی و استادان کشورمان وجود تپه ها و اتلال تاریخی قبل از اسلام را در حوزه اردبیل محرز کرده و مطالعات انجام یافته و گزارشات منتشره درباره کاوشهای علمی، آثار تمدن و مدنیت را در این تپه ها تا هزاره دوم قبل از میلاد به اثبات رسانده است.

مسجد جمعه اردبیل هنوز رازهای شگفت انگیزی را در دل خاک نهفته دارد و آنچه تا کنون استنباط شده وجود شالوده پی های دوره اشکانی و خشت های گلی کار شده در عمق هفت متری این تپه قطعی است که خود گواه صادقی است بر حضور آثار دوره قبل از اسلام و دورۀ اشکانیان در طبقات زیرین مسجد جمعه اردبیل...

گو اینکه هنوز حیات زرتشت پیامبر بصورت مستدلی مشخص نشده است، ولی از مطالعه پاره ای از شواهد تاریخی، از آن جمله نقوش آتشکده ها بر روی سکه های دورۀ اشکانی و حضور آتشکده های بزرگی چون فیروزآباد فارس در ایران و سایر اماکن و معابد مذهبی اشکانی در سطح کشور، چنین مستفاد می شود که زندگی زرتشت در قبل از دورۀ اشکانی بوده است.

بنابر روایت تاریخی، اردبیل یکی از شهرهای منسوب به محل ولادت زرتشت است و دو کلمۀ "آرتا" به معنی مقدس و"ویل" به معنی شهر در تسمیه اردبیل ریشه اوستائی دارد.

به علاوه دشت مغان در پای کوه سبلان اسم خود را از مغ ها و موبدان زرتشتی گرفته و ده ها روستا به عنوان هسته اولیه تاریخ مدنیت در منطقه اردبیل هنوز هم نامهای زرتشتی خود را تحت عناوین «هور»، «هیر»، «شهریور»، ... حفظ کرده اند.

مطالعات و گزارشهای علمی آقای دکتر کامبخش در دشت مغان نیز حاکی از حضور تمدن اشکانی در این خطّه بوده و اصولاً کلمه آذربایجان یا آذربجان خود دلیلی بر تقدس آتش در این خطه از کشورمان است. با توجه به این شواهد می توان گفت که تاریخ اردبیل با ظهور و حضور زرتشت قرین بوده و یا اینکه فرهنگ و تمدن زرتشتی موجد شهر اردبیل بوده است. بنابر یک فرض دیگر، اردبیل در دوره ساسانیان به وسیله فیروز پادشاه ساسانی بنا شده است که یاقوت حموی صاحب کتاب «معجم البلدان» بدان اشارت دارد.

موسی خورن، مورخ ارمنی که در قرن چهارم میلادی می زیسته است، در بررسی سازمان سیاسی حکومت ساسانیان، ایران را شامل چهار استان «پاذکس» می داند و از اردبیل به عنوان مرکز استان باختر نام می برد که مناطق آذربایجان، اران، ارمنستان و قسمتی از سواحل جنوبی و غربی دریای خزر را تحت استیلاء داشته است. مطالعه این گونه اسناد تاریخی محرز می کند که اردبیل ریشه ای عمیق و موقعیتی عظیم در تاریخ ایران داشته است.

مرحله سوم تاریخ اردبیل از آغاز دوره اسلامی شروع می شود که در این فصل اردبیل تاریخ استوار و مدوّنی دارد و تا اوایل قرن هشتم هجری نقشی اساسی در تاریخ ایران و بالاخص آذربایجان بازی می کند، زیرا در سده های اول هجری اردبیل مرکز ایالت و ولایات آذربایجان و پایتخت حکومتهائی چون سالاریان و روادیان بوده است.

شهر اردبیل طی تاریخ طولانی خود همواره مرکز حرکت های بیداری سیاسی و اجتماعی بوده و چون بر سر شاهراه بزرگ تجارت شرق و غرب یعنی جاده ابریشم قرار داشته، پیوسته همچون پلی بین قفقاز و روم شرقی عمل نموده و اهمیت اقتصادی و بازرگانی فراوانی داشته است.

از صدر اسلام تا قرن هشتم حوادث تلخ و شیرین متعددی بر این شهر گذاشته که حتی اشارتی فهرستی وار بدانها از حوصله این مقال خارج است. از اهمّ قضایا اینکه اردبیل نیز بمثابه سایر شهرهای ایران در اوایل قرن هفتم مورد حمله و تاخت و تاز قوم مغول قرار گرفت و کلیه آثار مدنیت در آن از هم پاشید.

تنها یادگاری که ما امروز به عنوان شاهد فاجعه مغول در پیش چشم داریم پیکر پیر و خسران دیده مسجد جمعه اردبیل است که با استقامتی دلیرانه متجاوز از هزار سال ناظر تمام شیرینیها و تلخی های تاریخ اردبیل، از عصر سلجوقی و شاید از عصر اشکانی تا امروز بوده، و ناگفته پیداست که همچون سرداری رزم آزموده در پیکر خود داغ هایی از شرار دشمن دارد و نسل امروز می تواند بیش از هزار سال تاریخ کشور و شهر خود را در سینه شرحه شرحه این بازمانده قرون ببیند و بخواند و درس عبرت بگیرد؛ و چه تلخ و نفرت انگیز است که ما بخواهیم اندام پیر هزار ساله شهرمان را صرفاً برای کشیدن یک خیابان طعمه ماشین آلات سنگین شهرداری کنیم و به جای تیمار این یادگار عظیم قرنها، پیکر رنجورش را مثله کنیم!

در ادامه حوادث تلخ روزگار، هنوز زخم های مهلک سبعیّت چنگیز در پیکر نیم جان اردبیل التیام نیافته بود که حمله تیموریان آغاز شد ولی این بار اردبیل به حرمت تربت پاک فرزند جلیل القدرش حضرت شیخ صفی الدین، از ویرانی و قتل و غارت نجات یافت.تیمور در برابر مزار شیخ زانوی ادب بر زمین زد و به احترام سلاله صفوی اردبیل، "دارالارشاد" را "دارالامان" اعلام کرد.

ای زنور فیض روشن کرده ایزد گوهرت

پادشاهان را نظر چون حلقه دائم بر درت

فصل جدید تاریخ اردبیل در دوره ی اسلام، از زمان حیات عالم ربّانی و عارف شهیر حضرت شیخ صفی الدین اردبیلی آغاز می شود و چون شخصیت معنوی وی برای ایران و به ویژه اردبیل تاریخ ساز بوده است و اشارتی کوتاه به سرگذشت حضرتش را مفید می دانیم.

شیخ صفی الدین اسحق اردبیلی به سال 650 هـجری قمری  چشم به جهان می گشاید. پدرش سید امین الدین جبراییل و مادرش «دولتی» نام دختر یکی از نجبای روستای باروق بود. دوران کودکی را در بین خانواده ای که همه اهل علم و معرفت و معنویت و تقوا بوده اند، می گذراند و از عنفوان جوانی دل در گرو وصال مراد می گذارد و در جهت حصول بدان مسافرت هایی به اقصی نقاط ایران می کند و سراغ هر اهل دلی را می گیرد تا شاید دل شیدای خود را تسلیم کند ولی همچنان تشنه دیدار پیر و مراد خویش باقی می ماند. سرانجام عزم سفر شیراز می کند و گو اینکه در این شهر با احترام زیاد از وی استقبال  می شود ولی دل به تشریفات دنیوی نمی دهد و به زیارت مردان خدا می شتابد. متاسفانه قبل از ورود او به شیراز شیخ نجیب الدین بزغوش که از اوتاد روزگار و هدف اصلی سفر شیخ به شیراز زیارت ایشان بود، داعی حق را لبیک گفته است.

شیخ به محضر رکن الدین بیضاوی و امیر عبدالله می رسد و از آنان کسب فیض می کند، ولی هنوز دلش آرام و قراری ندارد تا اینکه به سفارش امیرعبدالله در پی زیارت شیخ تاج الدین ابراهیم مشهور به شیخ زاهد گیلانی از شیراز به اردبیل بر می گردد، شیخ صفی الدین چهار سال به دنبال مراد خویش می گردد و سر انجام سراغ او را در «حیله کران» از توابع منکران می گیرد و چندان در شوق دیدار مراد خود در سوز و گداز است که در سرمای سخت و طاقت فرسای زمستان با دلی امیدوار رو به دیار شیخ زاهد می آورد و چون به حضور شیخ می رسد احساس می کند مطلوب را یافته است و تسلیم می شود.

شیخ صفی الدین در 25سالگی مرید زاهد گیلانی شد، 25 سال نیز در خدمت شیخ زاهد بود و به سیر و سلوک و کسب فضایل و معرفت پرداخت. بعد از وفات مراد نیز 35 سال تمام به ارشاد مریدان خود مشغول بوده و آوازه کلام و کراماتش از مرزهای ایران گذشت و در روم شرقی و سوریه و لبنان و هند به عنوان یک شخصیت بزرگ عرفانی و اسلامی شناخته شد و پیروان زیادی به حلقه ارادت وی در آمدند.

شیخ صفی الدین در طول عمر پر بارش همواره منبع اسرار و الهام مریدان خود بوده و شخصیت های بزرگی از اقطاب طریقت مانند مولانا شمس الدین برینقی در مقام و منقبت علمی و عرفانی شیخ اظهار نظر کرده اند. اغلب سلاطین زمان با استحضار از مقام معنوی وی به زیارتش می شتافتند. خواجه رشید الدین فضل الله همدانی وزیر عالم و دانشمند ایلخانی همواره از مقام شیخ تجلیل کرده و برای وی ارزش و احترام خاصی قائل بوده است.شیخ صفی الدین در اواخر عمر به خانه خدا مشرف شد و با انتخاب فرزندش صدرالدین موسی به تصاحب خرقه و سجاد به عنوان جانشین خود، پس از بازگشت از سفر حج در 12 محرم الحرام سال 735 هـجری قمری داعی خود را لبیک گفت.

علو مقام معنوی شیخ صفی الدین و پیروی فرزندانش از طریقت پدر و جدشان موجبات جلب و جذب محبتهای قلبی مردم را به سوی این خاندان فراهم کرد تا اینکه نزدیک به دو قرن پس از شیخ، اسمائیل نواده شجاع و اهل دل وی، که خود به نام «مرشد کامل» ملّقب بود، با استفاده بهینه از قدرت و نفوذ مذهبی جد و خاندان خویش، قدرت سیاسی را مکمل قدرت مذهبی قرار داد و حکومت صفویه را رسماً در ایران تاسیس کرد و با تلاش مستمر 18ساله خویش توانست وحدت مذهبی و سیاسی و جغرافیائی ایران را تضمین کند.

با ایجاد سلسله صفویه که مسقط الراس سلسله جنبانان آن شهر اردبیل بود، این شهر در اندک زمانی حیات قدرتمند معنوی، سیاسی و اجتماعی خود را در سطح کشور و منطقه بدست آورد و « اُمّ القراء » ایران شد. بطوریکه از شرح تاریخ و گزارش مورخان ایرانی و جهانگردان خارجی عصر صفوی استنباط می گردد، در دوران حکومت صفویه، به لحاظ وجود بقعه شیخ صفی الدین در اردبیل، پادشاهان این سلسله با احترام و خضوع تمام به زیارت تربت جد خویش به اردبیل می آمدند و بقعه شیخ در عصر هر یک از شاهان صفوی به صورت الحاقی توسعه پیدا می کرد.

به روایت کتاب «صریح الملک» این مجموعه عظیم و نفیس تاریخی و هنری در عصر صفوی از 18 بخش تشکیل می شد که امروزه بیش از 13 بخش از آن باقی نمانده است. توجه پادشاهان صفوی به بقعه جدشان، به ویژه ارادت خاص شاه عباس به این آستان موجب شد که از وجود عالیترین و ماهرترین هنرمندان عصر صفوی برای تکمیل، تزئین و تذهیب این مجموعه استفاده شایانی به عمل آید. اردبیل در عصر صفوی سومین شهر زیارتی ایران، پس از مشهد و قم، محسوب می شد و به گفته مورّخان در هر ماه متجاوز از چهارده هزار نفر زائر برای زیارت مدفن شیخ صفی الدین وارد اردبیل می شدند و روزانه از ششصد نفر در محل بقعه مهمانان به صبحانه و ناهار و شام پذیرائی می شد.

ورود به بقعه شیخ در عصر صفوی شرایط سخت و تشریفاتی پیچیده ای داشت بطوریکه بنابر گزارش اولئاریوس، وی در مدت یکماه اقامت در اردبیل به علت داشتن دین مسیحی موفق به دریافت جواز ورود به آستانه نمی شود و گزارش خود را از زبان همسرش، که بهمراه زنان محجبه وارد بقعه می شد، نگاشته است.

بعد از انقراض صفویه، بقعه نیز از اعتبار سابق خود افتاد و اموال فوق العاده نفیس آن، که روزگاری از باب مرسوم تحف و هدایا گنجینه عظیمی را تشکیل می داد، مورد غارت و چپاول دوست و دشمن قرار گرفت، بطوریکه قسمتی از فرشهای گرانقیمتش به کشورهای اتریش و انگلیس انتقال یافت و اکنون در موزه آلبرت هال لندن و وین به نمایش گذاشته شده است.

قسمتی از این میراث باارزش به وسیله نادرشاه به سران قوم و قبیله و سرکردگان لشکری پیش کش گردید و النهایه قسمتی به وسیله متولیان نابخرد و خائن حیف و میل گشت تا اینکه در جنگهای ایران و روس(دوره فتحعلی شاه) لشکر روس وقتی به سفارش گریبایدوف وارد اردبیل شد، پاسکویچ سردار فاتح علی رغم مخالفت مردم کلیه کتب و رسالات وقفی آستانه را بسته بندی کرده به همراه سایر اموال نفیس بقعه از راه تفلیس به روسیه منتقل نمود و اکنون کلیه این نفایس که جزو میراث تاریخی و فرهنگی ملت ایران است و کلیه کتب غصب شده که مهر وقفیت آستانه را دارد در موزه ارمیتاژ لنینگراد نگهداری می شود.

بقعه شیخ با آنکه اکنون عاری از هر گونه اشیای نفیس و قیمتی است ولی معماری اصیل این مجموعه و نقش آفرینی های هنری که به دست استادان بزرگ عصر صفوی انجام گرفته عظمت و ابهتی فنا ناپذیر بر این بقعه مبارکه بخشیده و خودِ بنا موزه ای است از دهها اثر و موضوع هنری که دیدگان هنرشناسان را خیره می سازد.

گچبریها و طلاکاریهای شگفت انگیز چینی خانه این مجموعه، یا منبت کاری اصیل و بی بدیل صندوق شاه اسمائیل و یا صندوق منبّت شیخ صفی به تنهایی کافی است که این اثر جاویدان را شهره آفاق سازد و نامش را در ردیف برجسته ترین آثار تاریخی کشور به ثبت رساند.

اکنون باید در صیانت از این مجموعه عزیز به عنوان هویت فرهنگی و تاریخی و مذهبی شهر و کشور تلاش همه جانبه ای مبذول داریم.باید افکار غرض آلود را کنار بگذاریم و با استعانت از تعقل و دانش فرهنگی و بینش عمیق تاریخی، به شخصیت های بزرگوار مدفون در این آستانه ارج نهیم و به اصالت های هنری نهفته در این بنا بذل عنایت نمائیم تا باشد که این ودیعه تاریخی، که خود عبرت سرای بزرگی برای نسل حاضر است، معمورتر و آبادتر به نسل آینده تحویل شود. نویسنده: بیوک جامعی

منبع: سایت دارالارشاد

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :3.0 از 5 امتياز است.


12345
5 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 73013 -1 -1

گردشگری در استان
مراکز علمی و دانشگاه ها
مشاهیر استان
آداب و رسوم استان
مساجد و عبادتگاه های استان
معرفی شهرستان ها
اردبیل شناسی
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse