مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۹ يکشنبه ۶ مهر -اِلأَحَّد ٩ صفر ١٤٤٢ - Sunday September 2020
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  938   بازدید    تاریخ درج مطلب  13/9/1392    
 
 
چند قدم تا طلاق(2)
 

الف: وظائف مرد:

1- یکی از وظایف مرد وظیفه‌ی اقتصادی اوست یعنی پرداخت نفقه و تهیه وسائل آسایش و رفاه زن و فرزند خود می‌باشد(مانند: پوشاک، غذا، فرش، مسکن و...)در این زمینه آیات و احادیثی آمده است. پیامبر(ص) فرمود: *ملعونُ ملعونُ مَن یُضَیَعُ من یعُولُ* از رحمت خدا رانده است رانده، کسی که نفقه خواران خود را مستمند وبی سامان گذارد.(20)

 

 

 

امام صادق(ع) فرمود: الکادُ علی عیاله کالمُجاهد فی سبیل الله. کسی که برای تحصیل آسایش عیال تحمل رنج و زحمت کند مانند کسی است که در راه خدا جهاد نماید.(21)

امام صادق(ع) می‌فرماید: مَن سَعادَةَ المَرء أَن یکون القیم علی عیاله؛ از سعادت مرد است که خودش شخصا سرپرست و مدیر زندگانی زن و فرزند و دیگر نفقه خوارانش باشد.(22)

 

2- پرهیز از آزار و اذیت و کتک زدن همسرخود: امام باقر(ع) از رسول اکرم(ص) نقل می‌فرماید: اَیَضِربُ اَحَدُکُم المَرئةَ ثُمَّ یظِلّ مُعانِقها؛ آیا یکی از شما همسرش را کتک می‌زند و بعد با او آمیزش می‌کند.(23)

 

3- صبرو گذشت در برابر کارهای ناپسند همسر خود: اسحاق بن عمار می‌گوید به امام صادق(ع) عرض کردم: ما حَقَّ الَمرأةِ زوج‌ها الذی اذا فعلهُ کانَ محسناٌ؟ قالَ یشبعُها وَ یَلبَسُوهُا و إن جَهَلتَ غَفَرَ لَهَا؛ حق زن بر گردن شوهر در آن هنگام که کار خوبی انجام می‌دهد چیست؟ فرمود: شکمش را سیر کند و بر او لباس بپوشاند و اگر از روی نادانی کار خلافی کرد گذشت نماید.(24)

 

به وظایف زن:

 

همان طور که مرد در زندگی وظایفی در قبال همسر و فرزندان خود دارد زن نیز عاری از وظیفه نمی‌باشد. در زیراز منظر آیات و روایات به بررسی وظایف زن می‌پردازیم: فلا تخضَعنَ بِِِِِِِِالقَولِِ فَیَطمَعَ الّذِی فِی قَلبِِه مَرَضٌٍ وَ قُلنَ قَولاً مَعرُوفاً، وَ قَرنَ فی بُیوتکنَّ وَ لا تَبَرَّجحنَ تَبَرَّجَ الجاهِلیَّةِ الاُولی وَ اَقِمنَ الصَّلوةَ وَ اتَینَ الزَّکوةَ وَ اَطِعنَ اللهِ وَ رسُولَه با نرمی سخن نگویید تا آن که مرضی به دل دارد طمع نیارد و سخنی پسندیده بگویید، در خانه‌هایتان بمانید و جلوه‌گری جاهلیت قدیم پیش مگیرید نماز بجا آورید و زکات بدهید و خدا و پیغمبر او را اطاعت کنید.(25)

رسول خدا(ص) فرمود: مَا استَفادَ امرُءُ فائِدَةً بَعدَ الاِسلامِِِِِِِِِِِِِِِ اَفضَلَ مِن زَوجَةٍ مُسلِمَةٍ تَسُرُّهُ اِذا نَظَرَ الی‌ها، وَ تُطیعُهُ اِذا اَمَرها وَ تَحفَظُهُ اِذا غابَ عَنها فِی نفس‌ها وَ مالِهِ بزرگ‌ترین استفاده یک مرد پس از داشتن اسلام زنی مسلمان است که اگر نظر بر او کند خوشحال شود و او امر او را اطاعت نموده و در غیاب او مال او و ناموس خویش را حفظ نماید.(26)

رسول خدا(ص) فرمود: لو اُمِرتَ اَحَداً اَن یَسجُدَ لِاَحَدٍ لَاُمرِتُ الَمرئَةَ اَن تَسَجُدَ لِزَوجِها اگر می‌خواستم کسی را امر کنم که برای دیگری سجده کند یعنی اگر سجده برای غیر خدا جائز بود دستور می‌دادم زنان شوهران خود را سجده نمایند.(27)

حدیث امام هفتم حضرت موسی بن جعفر(ع) فرمودند: جِهادُ المَرئَةِ حُسنُ التَّبَعُّل جهاد زن خوب شوهرداری کردن است.(28)

پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: لا تؤدِّی المَرئَةِ حَقَّ اللهِ عزّوجَلَّ حَتَی تُؤدِّی حَقَّ زوج‌ها اگر زنی حق شوهر خویش را انجام ندهد حق خدای خویش را انجام نداده است.(29)

رسول اکرم(ص) می‌فرماید: حَقَّ الرَّجُلِ عَلَی المرأةِ إنارة السِّراجَ وَ اِصلاحَ الطَّعامَ و اَن تَستَقبِِلَهُ عِندَ بابِ بیت‌ها فَتَرحَّبَ بِهِ و أن لا تَمنَعَهُ نفس‌ها إلا مِن عِلَّةٍ از حقوق مرد بر زن آن است که چراغ را برایش روشن کند غذای مناسب برایش طبخ کند و از درب خانه استقبال کند به او خوش آمد گوید و در هنگام تقاضای او مگر در مواقعی که عذر شرعی دارد امتناع نورزد.(30)

رسول اکرم(ص) می‌فرمود: اَیُّمَا امرَأةٍ تَطَیَّبَت لِغَیرِ زوج‌ها ثُمَّ خَرَجَت مِن بیت‌ها فِهِیَ تَلعَنُ حَتّی تَرجِعَ اِلی بیت‌ها مَتی ما رَجَعَت هر زنی که جز برای شوهر خود را خوشبو ساخته پس از منزل بیرون رود پیوسته مشغول لعنت خدا خواهد بود تا وقتی به خانه بازگردد.(31)

 

10.3.2 عدم ابراز علاقه نسبت به یکدیگر:

 

همیشه و همه جا دیده شده است که بیان کلمات زیبا و ابراز عشق به یکدیگر چقدر می‌تواند برای از بین بردن کینه و کدورت مفید و موثر باشد که نمی‌توان به جای این کلمات چیز دیگری جایگزین کرد. این مسئله در زندگی زناشویی بیشتر به چشم می‌خورد. اگر زن و شوهر بدون هیچ خجالت و کمرویی یا غرور یا به این دلیل که خودش می‌داند او را چقد دوست دارم و دیگر لازم نیست به زبان بیاورم، به یکدیگر ابراز علاقه کننداکثر نزاع های آن‌ها از بین می‌رود. هر چند که باید در این مورد هم حد اعتدال را رعایت کرد و در جای خود از آن کلمات استفاده نمود. مرد اگر به زن گفت من تو را دوست دارم این سخن هرگز از دل او بیرون نمی‌رود. زن یا مرد هر دو می‌توانند برای ابراز علاقه به یکدیگر در یک جمله به او بگویند که او را چقد دوست دارند و چقد برای همدیگر ارزش و اهمیت قائلند. متاسفانه در جامعه‌ی ما این طور برداشت شده است که فقط مردها باید ابراز علاقه نسبت به همسر خود کنندو خانم‌ها نه. باید گفت ابراز علاقه یک امر متقابل است.

 

11.3.2 سطح تحصیلات:

 

به نظر می‌رسد که امروزه داشتن سواد و تحصیلات عالیه برای همه‌ی افراد یک امر مهم و لازم تلقی شده است و طبیعی است که انسان‌ها نیز برای گزینش همسر آینده‌ی خود آن را به عنوان یکی از معیارهای خود در نظر بگیرند. سواد یکی از عوامل آگاهی بخش در زندگی انسان می‌باشد و درک و فهم اورا نسبت به مسائل جامعه و دیگران بالا می‌برد. افراد در هر مقطع تحصیلی از جمله دیپلم، لیسانس، دکترا و...باشند از جهان خود و مسائل اطراف آن درک و فهم خاصی دارند. اگر زن و شوهر از نظر تحصیلات به هم نزدیک‌تر باشند این نزدیکی نه تنها باعث مشکل آن‌ها نخواهد شد بلکه موجب می‌شود تا ازنظر اندیشه و فرهنگ نیز به هم شباهت داشته باشند. بی هیچ شبهه، ازدواج انسان هایی با دو سطح متمایز آموزشی و به تبع آن دو فرهنگ و جهان بینی متفاوت، باید آسیب پذیرتر باشد و موجبات طلاق را فراهم سازد. میزان سطح تحصیلات با وضعیت مالی رابطه‌ی مستقیم دارد. هرچه سطح تحصیلات کم باشد اوضاع مالی نیز کم و نامطلوب است. زیرا نداشتن تحصیلات یعنی نداشتن مهارت لازم و در نتیجه بیکاری یا کارهای ساده مثل بنایی و...برنت در تحقیق خود به نام تحرک اجتماعی و ازدواج مشاهده می‌کند که در 71 درصد ازدواج‌های نظام فکری و سطح تحصیلات زن و شوهر یکی بوده است. استوارت ملاحظه کرده است که میان پرورش و آموزش فرد و آن چه که از همسر او انتظار می‌رود نوعی تناسب منطقی وجود دارد اما کارلسون درباره‌ی ضرورت چنین همسانی از لحاظ فرهنگی معتقد است میان تعادل سطح تحصیلات ظاهری زن و شوهر و خرسندی زناشویی وجه مشترک موجود نیست. ترمان این فرضیه را می‌پذیرد اما به نظر او هنگامی نیک بختی زنان کامل‌تر خواهد شد که شوهر تقریبا پنج سال بیشتر از آن‌ها تحصیل کرده باشد در این میان هامیلتون بر خلاف عقیده این محققان معتقد است میان سعادت خانوادگی و همگونی تحصیلات رابطه مستقیم وجود دارد.(32)

 

12.3.2 دخالت های بی مورد خانواده‌ها:

 

دخالت‌های بی مورد پدر و مادر و... در زندگی زن یا شوهر ممکن است زندگی زناشویی آن‌ها با فاجعه‌ی بزرگ همراه سازد. دخالت های خانواده‌های زن و شوهر به دلائل مختلفی صورت می‌گیرد. یکی از این دلائل این است که زن یا شوهر به اسقلال نرسیده‌اند و برای از بین بردن مشکلات خود دست به دامن پدر و مادر خود می‌شوند. دلیل دیگر مربوط به خود خانواده‌هاست که هنوز باور ندارند که پسر یا دخترشان بزرگ شده است و باید اورا کمی آزاد گذاشت تا خود برای زندگیش تصمیم گیری کند. خانواده‌ها باید یادبگیرند در هنگام بروز مشکلات بین زن و شوهر فقط آن‌ها را راهنمایی کنند. اگر زن و شوهر از هر نظر وابستگی به خانواده‌ی خود داشته باشند خواه یا ناخواه باعث می‌شود که پای آن‌ها نیز در امور زندگی‌شان کشانده شود که همین مورد سبب بروز اختلافات بین زن و شوهر شده و جدایی را دامن می‌زند.

 

13.3.2 عشق:

 

به گفته‌ی بعضی از بزرگان عشق لازمه‌ی زندگی زناشویی است. عشق زن و شوهر به هم از جمله عواطفی است که در آن هر دو به فکر ایجاد آسایش و راحتی دیگری است. دو عاشق واقعی افرادی هستند که به احتیاجات جسمی و روحی یکدیگر پاسخ می‌دهند، مواظب هم هستند و جسم و روح آن‌ها با هم یکی شده است. براساس این عشق است که یک زندگی محکم و پابرجا شکل می‌گیرد. غالب جوانان ما درک درستی از عشق ندارند زمانی که عاشق می‌شوند به هیچ چیز فکر نمی‌کنند و در این عاشقی عقل و منطق را کنار می گذارند و به عیوب یکدیگر توجه خاصی ندارند. زن و شوهر علاوه بر این که یکدیگر باید دوست داشته باشند خیلی از افکار و عقاید و سلیقه‌های یکدیگر را نیز باید دوست داشته باشند. فرانسیس بیکن فیلسوف انگلیسی می‌گوید: افراط در ستایش عشق به نظر عجیب و خارج از عادت می‌آید پندار شخص متکبر و خودپسند درباره خویش هر اندازه بیهوده و پوچ باشد نظر عاشق درباره معشوق از آن پوچ‌تر است شما نمی‌توانید در بین انسان‌های باارزش کسی را پیدا کنید که به جنون عشق مبتلا باشد این خود دلیل بر آن است که توانایی روح یک انسان عالی با ناتوانی عشق سازگار نیست.(33) بعضی از روانشناسان اعتقاد دارند که بعد از گذشت چند سال آن عشق و علاقه‌ی روزهای اولیه و حتی میل جنسی در زن و شوهر کاهش می‌یابد به همین دلیل آن‌ها توصیه می‌کنند که زن و شوهر مدت کوتاهی را از هم جدا بمانند تابا این جدایی طروات و تازگیه روابط در بین آن‌ها از بین نرود. با این تفاسیر می‌توان گفت که عشق و دوست داشتن شرط لازم است اما کافی نمی‌باشد.

 

14.3.2 ازدواج در سنین پایین:

 

به عقیده‌ی بسیاری از روانشناسان زمان مناسب برای ازدواج و تشکیل زندگی تنها بستگی به بلوغ جنسی ندارد یعنی با فرا رسیدن بلوغ هر دختر یا پسری نمی‌توان گفت که او آمادگی ازدواج را دارد بلکه برای داشتن یک زندگی مشترک موفق و سرشار از پیروزی باید بلوغ فکری و.. در کنار هم رشد کنند. بلوغ در کنار هم باعث می‌شود تا دختر و پسر به وظایف و مسئولیت های خود در زندگی مشترک آگاه شده و دست از تخیلات و خیالات واهی بردارند. اگر دختران و پسران بدون توجه به این امر در سنین پایین ازدواج کنند و از واقعیات زندگی به دور باشند زندگی آن‌ها بیشتر شبیه به بازی کودکان می‌شود.

 

آثار سوء ازدواج دختران و پسران در سنین پایین:

 

 1. از داشتن رابطه واقعی و طبیعی زناشویی محروم می‌شوند. 2. در معرض ابتلا به بیماری‌های روانی قرار می‌گیرند. 3. به علت ناتوانی در اداره زندگی دچار مشکل می‌شوند؛ و این‌ها باعث سست شدن پایه‌های زندگی زناشویی و فروپاشی آن و در آخر منجر به طلاق می‌شود.(34)

 

15.3.2 ناهمسانی ایمان مذهبی:

 

ایمان به خدا نیرویی در انسان بوجود می‌آورد که باعث می‌شود او از هر کس و هر چیز دنیوی بی نیاز شود و در برابر مشکلات سر خم نکند و آهنین اراده و قوی باشد. یاد خدا و ذکر او سبب آرامش انسان می‌شود. اگر زن یا مرد برای انتخاب و گزینش طرف مقابل خود این گزینه را از ذهن خود پاک کنند دیری نمی‌پاید که زندگی آن‌ها متزلزل می‌شود زیرا دو نفر با سطح ایمان و عقاید مذهبی متفاوت دیده متفاوتی نیز در مورد دین یکدیگر دارند. بعضی‌ها بر این اعتقادند که می‌توانند طرف مقابل خود را از نظر اعتقادی تغییر دهند به همین خاطر زیاد آن را مهم نمی‌دانند اما غافل از آنند که اگر کسی با هر شرایط و اعتقاداتی رشد یافت، تغییر او کاری بسیار سختی است و از دست هر کسی بر نمی‌آید. نباید صحنه زندگی زناشویی را عرصه تغییر عقاید دانست چرا که ممکن است به قیمت گزافی تمام شود. زن و شوهر نباید فقط بر مبنای عشق ظاهری و نیروی جاذبه آنی ازدواج کنند و درک درستی از عقاید مذهبی یکدیگر نداشته باشنداگر این طور فکرکنند و زندگی مشترک خود را آغاز نمایند حتم بدانند که این زندگی، زندگی رضایت بخشی نخواهد بود و در آخر منجر به مشکلاتی می‌شود.

 

16.3.2 اختلاف سنی:

 

خانواده از عناصر بسیار زیادی شکل یافته است که یکی از این عناصر سن زوجین می‌باشد. زن و شوهر باید از نظر سنی طوری باشند که هر دو آن ها به بلوغ عقلی رسیده باشند. محققان عقیده دارند که تفاوت سنی مطلوب بین زن و مرد 5 یا 6 سال است.(35) اما در مواردی دیده شده است که دختران یا پسران جوان با طرف مقابل خود که از آن‌ها پیر و سالخورده است ازدواج کرده‌اند که این ازدواج یک ازدواج صوری است یعنی هدف آن دختر یا پسر جوان از این ازدواج کمتر علاقه و محبت بوده است علل مختلفی می‌تواند علت چنین ازدواج هایی باشد، برای مثال تحت اجبار واقع شدن، جدا شدن از خانه‌ای که خالی از آرامش است به هر قیمتی و هم چنین مسائل مالی. البته نباید این مسئله را یک قائده کلی دانست، چه بسا زن و شوهری با اختلاف سن زیاد از زندگی خوبی برخوردار باشند، چیزی که مسلم است، این است که ایده آل یک زندگی خوب در شرایط اختلاف سنی کم به وجود می‌آید ولی همیشه استثناهایی نیز وجود دارد. در این گونه ازدواج‌ها نیز ممکن است مرد یا زن به دلیل بدبینی و سوء ظن به یکدیگر اسباب نزاع و درگیری بوجود آورده و سبب طلاق و جدایی را بشوند. همان طور که آمارها نشان می‌دهند در بین طلاق های 725 زنی که از شوهران خود مسن‌تر بودند 185 نفر از این خانم‌ها 10 تا 40 سال از شوهران خود بزرگ‌تر بودند که علت این طلاق‌ها سوء ظن و بدبینی به همسر گزارش شده است.(36)

 

17.3.2 عدم استقلال در زندگی(فکری و مالی):

 

حس استقلال در فرد از زمان طفولیت شروع می‌شود. وقتی کودک شروع به راه رفتن و تکلم می‌کند این علائم نشان دهنده‌ی استقلال طلبی اوست. پرورش استقلال فرد بستگی به نوع رشد او در خانواده دارد. اگر او در خانواده‌ی مضطربی رشد یابد که از دست زدن به هر کاری مضطرب و نگران هستند به این خاطر که ممکن است رنجش یا نگرانی به آن‌ها تحمیل شود، این فردبیشتر به خانواده‌اش متکی است و استقلال لازم را برای زندگی پیدا نمی‌کند. این مسئله در بزرگسالی و زندگی زناشویی او نیز تاثیر به سزایی دارد به طوریکه باعث می‌شود تحت تاثیر حرف های دیگران قرار گرفته و از آن‌ها پیروی کند و از نیروی عقل خود استفاده نکند. حتی دیده شده است که این گونه افراد بعضی از خط مشی‌های موجود در خانواده‌ی خود را از دیگران به خصوص پدر و مادر خود می‌گیرند. این گونه افراد چون توانمدی هایشان افزایش پیدانکرده است به همین دلیل وابستگی زیادی به دیگران پیدامی کنند. چون میزان توانمندی افراد با استقلال آن‌ها رابطه‌ی مستقیم دارد.

 

17.3.2 بحران شخصیت:

 

یکی از عوامل فردی طلاق در جامعه امروزی ما بحران شخصیت است. این بحران به بحرانی اطلاق می‌شود که سبب بروز ازدواج‌های ناپخته و نامطلوب شده. بحران شخصیت در واقع یک بحران یا خلأ است که این خلأ می‌تواند تنهایی یا عاطفی باشدکه بر اثر این بحران فرد در سنین پایین به ازدواج رو می‌آورد بدون آن که به معیارهای خود جهت ازدواج ذره‌ای توجه داشته ویا در مورد مسائل زناشویی اطلاعات کافی داشته باشد. این گونه افراد تنها برای این که خود را به خانواده بشناسانند و به اعتقاد خودشان استقلال پیداکنند تن به این ازدواج های عجولانه داده و باعث آسیب های شدید روحی و جسمی هم برای خود و هم برای اعضای خانواده‌ی خود در آینده می‌شوند. در آخر می‌توان گفت که این بحران اثر غیر مستقیمی بر طلاق و جدایی دارد.

 

نویسنده: محمد اسدی

منبع: سایت راسخون

 

 

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 57095 -1 -1

ازدواج
رفتارشناسی
ناهنجاری ها
اصول تربیتی
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse