مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۴ مهر -اِلأَربِعا ١٦ صفر ١٤٤١ - Wednesday October 2019
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  1526   بازدید    تاریخ درج مطلب  26/9/1391    
 
 
غفلت يا سقوط انسان

 آيةاللّه جوادي‌آملي:

غفلت عوامل گوناگوني دارد و يكي از مهم‌ترين عوامل آن خاطرات ناخوانده است: هرگاه ما بخواهيم كاري را انجام بدهيم، در آغاز كار، بر آن مسلط و در آن مجتهد و متخصص نيستيم و به اصطلاح، آن كار براي ماملكه نيست. از اين رو در آغاز، آن را به دشواري انجام مي‌دهيم تا در آن رشته مجتهد و متخصص بشويم؛ انبيا و اولياي الهي به سرعت و سهولت، فضايل ديني را انجام مي‌دادند، چنان‌كه نوح(ع) يا رسول خدا(ص) به عنوان بنده شكور معرفي شدند؛ زيرا شكر خدا به آساني و وفور از آنان صادر مي‌شد. خداوند درباره شخص رسول اكرم(ص) مي‌فرمايد: و نيسرك لليسري ما تو را براي انجام كارهاي خير به خصلت يسري، ميسر مي‌كنيم؛ به اين معنا كه، تو براي كارهاي خير آسان شده‌اي، نه اين كه كارهاي خير براي تو آسان شده باشد. درباره موساي كليم نيز مي‌فرمايد: و يسر لي امري و امتياز وافري است‌بين اين كه گوهر ذات انسان به گونه‌اي باشد كه كارهاي خير به آساني از او صادر شود و اين كه كارهاي خير براي وي آسان گردد؛ اولي درباره رسول اكرم(ص) است و دومي درباره موساي كليم(ع). به هر تقدير، معناي آيه اين است: تو جوهر شفافي هستي كه به آساني، كار و خصلت ‌خير از تو نشئت مي‌گيرد. بزرگان در نثار و ايثار موفق‌اند و به آساني كارهاي خير انجام مي‌دهند. اهل‌بيت(ع) نيز اين‌گونه بودند؛ براي ديگران بسيار دشوار است كه بتوانند ايثار كنند و لقمه خاص خود را به مسكين بدهند، اما اهل‌بيت(ع) به آساني اين كار را كردند: و يطعمون الطعام علي حبه مسكيناً و يتيماً و اسيراً. خاطرات نيز چنين است. نخست، با يك سلسله گفتن، شنيدن، شركت در مجالس، خواندن برخي نشريات و... به تدريج‌خاطراتي در ذهن ترسيم مي‌شود و هنگامي كه متراكم و فراوان شد، زمينه شوق را فراهم مي‌كند و در نتيجه، ملكه نفساني پديد مي‌آيد كه بعد به آساني خاطره‌ها را در ذهن، زنده نگه مي‌دارد و انسان را از ياد خدا و معاد غافل مي‌كند. از اين رو انسان دائماً به فكر مسائل لذت‌بخش مادي است. تا هنگامي كه مشغول كار است، نه‌ تنها بدن، كه فكر او نيز مشغول كار است. آن‌جا ظاهر و باطن، هماهنگ است، يعني وقتي سرگرم لذت است، قلبش متوجه جاي ديگر نيست؛ بلكه قلب و قالب، هر دو متوجه كار لذيذ است. كسي كه به مال دل بسته است، در حال لذت بردن از مال، بدن و دلش، هر دو متوجه مال و لذت از آن است، ليكن هنگام نماز بدنش به ركوع و سجود مي‌پردازد، ولي روحش متوجه مال است. غفلت كه يكي از موانع سير انسان به سوي خداست، از نظر فرهنگ دين، رجس و چرك است. اميرالمؤمنين(ع) مي‌فرمايند: الغفلة ضلال النفوس غفلت، گمراهي جان‌هاست. از مناجات شعبانيه‌ نيز استفاده مي‌شود كه غفلت، چرك جان آدمي است. امامان معصوم(ع) در مناجات مزبور به خدا عرض مي‌كردند: خدايا! ما از تو شاكريم كه دل‌هايمان را از چرك غفلت پاك كردي: فشكرتك بادخالي في كرمك و لتطهير قلبي من اوساخ الغفلة عنك و البته اين تعبيرها كنايه‌ نيست. بعضي مي‌پندارند كه تعبير از فضيلت و رذيلت اخلاقي به طهارت و وسخ، كنايه و مجاز است؛ اما اين پنداري باطل است؛ زيرا انسان، گذشته از اين كه ظاهري دارد، باطني هم دارد، و باطن‌ها در قيامت ظهور مي‌كند. در قيامت، برخي نوراني و روسفيد و برخي ديگر، سيه‌رو و چركين‌اند و غسلين(چركابه) كه طعام تبهكاران است: فليس له اليوم ههنا حميم و لا طعام الا من غسلين لا ياكله الا الخاطئون از غفلت‌ها نشئت مي‌گيرد. منشأ هر آفتي كه از بيرون دامنگير ما مي‌شود، غفلت درون ماست، چون: هر آن غافل زيد، غافل خورد تير. در روايات آمده است: هيچ پرنده‌اي در حال ذكر تير نمي‌خورد و هر تيري به هر پرنده يا حيوان ديگر در ميدان شكار اصابت كند، در حال غفلت اوست. امام صادق(ع) مي‌فرمايند: ما من طير يصاد في بر و لا بحر و لا يصاد شي‌ء من الوحوش الا بتضييعه التسبيح. هم‌چنين آن حضرت مي‌فرمايند: صاعقه به ذاكر خداوند اصابت نمي‌كند: ان الصاعقة لا تصيب ذاكراً لله عزوجل. اين‌ گونه معارف، گذشته از جنبه علمي و اعتقادي، براي ما اثري تربيتي دارد تا از خدا و آيات او غافل نباشيم.‌امام صادق(ع) فرمودند: اياكم و الغفلة فانه من غفل فانما يغفل عن نفسه؛ از غفلت ‌بپرهيزيد؛ زيرا به زيان جان شماست. غفلت‌هايي كه در مورد حفظ مال و مانند آن است، ضرر دنيايي دارد؛ ولي غفلت از تزكيه و نزاهت روح، غفلت از جان است و خسارت بزرگي در پي دارد؛ چون سرمايه از دست مي‌رود. اين‌كه خدا عده‌اي را خاسر معرفي مي‌كند: و العصر ان الانسان لفي خسر براي همين است كه عده‌اي بر اثر غفلت، از خويشتن خويش جدا مي‌شوند. شيطان هم با مال و جاه و منصب انسان‌ها كاري ندارد و تنها با ايمان آن‌ها كار دارد. اگر شيطان جان ما را شكار كند و به دام بيندازد، آن‌گاه دست و پاي ما در گرفتن مال حرام و رفتن به جاي آلوده باز، ولي در انجام كارهاي خير، بسته مي‌شود.

 

 

يكي از موانع مهم تهذيب نفس و سير و سلوك الي‌اللّه آن است كه ما همواره به بيرون از خود مي‌نگريم و از خود غافليم و در حقيقت فضول هستيم نه عقول؛ فرق فضول و عقول اين است كه انسان عقول، ابتدا به درون و آنگاه به بيرون، ولي انسان فضول، همواره به بيرون از خود مي‌نگرد و اين، مشكل ماست كه شرحش در يكي از خطبه‌هاي مبسوط حضرت علي(ع) كه هنگام قرائت آيه مباركه: يا ايها الانسان ما غرك بربك الكريم ايراد فرمودند، آمده است. حضرت اميرالمؤمنين(ع) مي‌فرمايند: اي انسان چه‌چيز تو را بر گناه جرئت داده و چه چيز تو را در برابر پروردگارت مغرور ساخته و كدامين عامل تو را بر هلاكت ‌خويشتن علاقه‌مند كرده است؟! حضرت در اين خطبه پس از تبيين مثل به ممثل پرداخته، مي‌فرمايند: اگر نقصي را در ديگران يا غفلتي را از ديگران مشاهده كنيم، متأثر شده رنج مي‌بريم، اما هرگز به درون خود سر نمي‌زنيم كه آيا ما هم گرفتار اين غفلت و گناه هستيم يا نه؛ يا ايها الانسان ما جراك علي ذنبك و ما غرك بربك و ما انسك بهلكة نفسك؟ اما من دائك بلول، ام ليس من نومتك يقظة؟ اما ترحم من نفسك ما ترحم من غيرك...؟. ‌ما وقتي موظفيم ديگران را اصلاح كنيم كه خود را اصلاح كرده باشيم؛ اما اين، مقدمه‌اي تحصيلي است نه حصولي و بهانه به دست تاركان امر به معروف و نهي از منكر نمي‌دهد؛ هيچ ‌كس حق ندارد بگويد: چون خود را اصلاح نكرده‌ام نبايد جامعه را اصلاح كنم؛ زيرا انسان، موظف است هر‌چه سريع‌تر خود را اصلاح كند. ‌گاهي مي‌گوييم: ما كه پزشك نيستيم، حق طبابت نداريم؛ اين سخن، حق است و كسي هم نبايد تحصيل پزشكي را بر ما تحميل كند؛ چون تحصيل آن، سن، امكانات و استعداد خاصي مي‌خواهد و مقدور هر كسي نيست. اصلاح نفس، مقدور همه ماست وگرنه خداوند آن‌را بر ما واجب نمي‌كرد. البته در آغاز، دشوار است، ولي سختي آن كاذب است و در درون هر كاذبي، صادقي نهفته است. چيزي كه سختي آن دروغ است، آساني آن راست است. بنابراين، اصلاح نفس، آسان است و انسان مي‌پندارد دشوار است. اگر خود را اصلاح نكرده‌ايم، در حقيقت معروف را دوست نداشته و از منكر منزجر نبوده‌ايم، وگرنه به معروف عمل مي‌كرديم و از منكر باز مي‌مانديم. بنابراين، با اين تحليل علوي صلوات‌اللّه‌و‌سلامه‌عليه معلوم مي‌شود كه فضول و عقول كيست. ‌امام اميرالمؤمنين(ع) خود نيز مي‌فرمايند: پروردگارم به من قلبي عقول و لساني سئول بخشيده است؛ ان ربي وهب لي قلبا عقولاً و لساناً سؤولاً قلب عقول قلبي است كه عاقلانه بينديشد و لسان سئول، لسان پر سؤال است كه هر چه را نداند مي‌پرسد.

منبع: سایت نورپرتال

 

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 39747 -1 -1

مدیر کل
ریاست سازمان
حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله)
حضرت امام خمینی (ره)
مصاحبه عمومي
سخنرانيها
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse