مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۳ پنج شنبه ۱۰ مهر -اِلخَميس ٧ ذو الحجه ١٤٣٥ - Thursday October 2014
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  2773   بازدید    تاریخ درج مطلب  27/12/1390    
 
 
فلسفه سفره هفت سين

هفت سين به معناي هفت قلم شيئي که نام آن ‌ها با حرف"س"(سين) آغاز مي‌ شود، يکي از اجزاي اصلي آيين‌ هاي سال نو است که پيشينه ‌ي ايرانيان آن را برگزار مي‌ کنند. اين اقلام سنتاً در سفره‌ ي هفت سين چيده و به نمايش گذاشته مي‌ شوند. اين سفره ‌اي است که هر خانواده ‌اي بر روي زمين(يا بر روي ميز) در اتاقي که معمولاً به ميهمانان گرامي اختصاص داده شده مي‌ گسترد و اين اقلام بر روي آن قرار داده مي‌ شود :در بالاي سفره(در دورترين فاصله از در) آينه ‌اي گذاشته مي‌ شود، که در دو طرف آن شمعدان‌ هايي داراي شمع نهاده شده(سنتاً مطابق با شمار فرزندان خانواده)، در پايين آن نسخه‌ اي از قرآن(از شاهنامه يا ديوان حافظ نيز استفاده مي‌ شود)، تُنگي که معمولاً حاوي يک ماهي لايي(بسياري از خانواده‌ ها يک کوزه آب باران را که قبلاً جمع آوري شده و يا کاسه آبي که حاوي برگ سبز انار، نارنج، يا شمشاد است نيز مي‌ افزايند)، ظرف‌ هاي حاوي شير، گلاب، عسل، شکر، و(1، 3، 5 يا 7 عدد) تخم مرغ رنگ‌ آميزي شده گذاشته مي‌ شود. مرکز سفره عموماً با گلداني از انواع گل ‌ها، معمولاً سنبل و شاخه‌ هاي بيدمشک فرو گرفته مي‌ شود . کنار آن، سبزه و دست‌ کم شش قلم ديگر که با حرف سين آغاز مي‌ شوند(تشريح شده در زير)، ظرفي حاوي ميوه(سنتاً سيب، پرتقال، انار و به)، چند نوع نان(اغلب شيرين)، ماست و پنير تازه، شيريني ‌هاي گوناگون، آجيل(مخلوط خشک و بو داده شده‌ي تخم‌ هاي نخودچي، خربزه، گندم برشته، برنجک، و فندق و گردو، که همگي با کشمش آميخته ‌شده‌ اند) قرار داده مي‌ شود .چيزهايي که با"س" آغاز مي گردند و بر سر سفره جاي مي گيرند معمولا عبارتند از :
 
1- سبزه، يعني، گندمي(يا جو، گاهي نيز عدس) که به بلندي چند اينچ درون قطعه پارچه‌ي سفيدِ نازک پيچانده شده به گرداگرد کوزه‌ اي گلي روييده است(امروزه سبزه در يک ظرف سفالين کم ‌گود رويانده مي‌ شود)؛
2- سپند(اسفند)، تخم سداب کوهي که اغلب در يک بخورسوز گذاشته مي‌ شود و درست پس از آغاز سال سوزانده مي‌ شود؛
3- سيب، پيش ‌تر ياد شد؛
4- سکه، چند عدد سکه ‌ي نو؛
5- سير(سابقاً همراه با ريشه‌ هايي که براي شباهت دادن به شرابه‌ هاي رنگين، قرمز رنگ مي‌ شدند)؛
6- سرکه؛
7- يک کاسه سمنو(شيرازي ‌ها و کرد ها سمني مي‌ گويند) .
 
اين فقره ‌ي آخر بدين شيوه تهيه مي‌ شود: مقدار مناسبي گندم براي سه روز در آب (ترجيحاً آب باراني که براي اين منظور فراهم شده) خيسانده مي‌ شود و سپس بر روي يک سيني فلزي پهن گرديده و با پارچه‌ اي سفيد پوشانده مي‌ شود . هنگامي که گندم اندکي روييد، بر روي تخته‌ اي سنگي يا چوبي خُرد و بعد درون هاون کوبيده مي‌ شود و شيرابه‌ ي آن با آب داغ، روغن و آرد مخلوط گرديده و همه‌ ي آن به وسيله‌ ي زنان(هيچ مرد بالغي مجاز با مشارکت در اين فرايند نيست) به آهستگي پخته مي‌ شود(اغلب يک شب کامل صرف آن مي‌ گردد)؛ نتيجه ‌ي کار يک خمير غليظ، شيرين و به رنگي مايل به قرمز است، که بخشي از آن براي سفره‌ ي نوروز کنار گذاشته مي‌ شود و باقي آمده ‌ي آن در ميان همسايگان پخش مي‌ شود، که آنان نيز ظرف حاوي سمنو را همراه با يک يا چند عدد تخم مرغ رنگ شده يا برگي سبز باز مي‌ گردانند .چند نکته را بايد پيرامون سفره ي هفت سين گوشزد نمود :
1- به وارونه ي نام سفره ي هفت سين، همواره چيزهاي ديگري که با"س" آغاز نمي شود بر سر اين سفره گذارده مي شود. هم چنين مي توان گفت که همواره شمار چيزهاي سين دار بر سر سفره، بيش از 7 مي شود و کمابيش سنجد، سماق، سوهان، سياه دانه و سرمه نيز بر خوان هفت سين گذاشته مي شود .


 
2- اين سفره تنها ويژه ي نوروز نيست. در بسياري جاها اين سفره در آيين هاي عروسي چيده مي شود. در برخي جاها نيز در شب جشن چله، چنين سفره اي برپا مي گردد. در بخشي از کاشان، اين سفره در جشن اِسبندي، در 25 بهمن، برابر با روز نخست اسفند در گاهشماري رسمي، چيده مي شود .
 
3- شماري از مردمان آريايي نژاد و اقوام ايراني زبان چون کردها، تاجيک ها، ارمني ها که سهم بزرگي در گستره ي پهناور فرهنگ ايراني دارند چنين سفره اي با اين ويژگي ها، در آيين نوروزي خود فراهم نمي کنند. حتي کردها و زرتشتيان که از محافظه کارترين قشر هاي پاسدارنده ي آيين هاي ايراني اند نيز داراي چنين رسمي نيستند. هر آينه چنديست که به آرامي اين آيين در ميان ايشان نيز رواج يافته است .
 
4- مي دانيم که در زمان فرمانروايي ساسانيان، مردم با روياندن هفت گونه تخم بر روي هفت ستون به پيشواز نوروز مي رفتند و بر سر خوان نوروز خود، سيني هايي داراي هفت شاخه گياه(گندم، جو، برنج و غيره) و يک گِرده نان درست شده از هفت گونه غله مي گذاشتند. ولي تفاوت هاي بنياديني ميان آن سفره و سفره ي هفت سين امروزي ديده مي شود .کهن ترين اشاره اي که به چيده شدن سفره ي هفت سين شده، ارجاعي نا استوار است به يک دست نوشته ي کهن پارسي، منسوب به دوران صفوي و مورخان سده ي 19 در گزارش هاي خودا از آيين هاي نوروز کمتر به اين رسم اشاره نموده اند. تنهاHeinrich Brugsch، که در 1860 در تهران بود و جشن نوروز را با برخي جزييات آن شرح داده است، ادعا مي‌ کند که ايرانيان با کاشتن گل ‌هايي با نام ‌هاي آغاز شونده با حرف"س" در باغ ‌هاي ‌شان به پيشواز جشن ملي‌ شان مي ‌روند .شايد بتوان ريشه هاي اين آيين نغز را در باور هاي کهن ايرانيان باستان بازجُست و تا اندازه اي به آن دل استوار بود . اگر کليت سفره ي هفت سين را بپذيريم پس آن را با امشاسپندان در پيوند خواهيم ديد . گستراندن سفره ي هفت سين در شب نوروز و رواج اين باور که روان مردگان بر آن فرود مي آيند و در آن انباز مي شوند، آشکارا آن را با جشن روان ها(فروردينگان) هم پيوند مي گرداند :
 
شير: گاو و وهومنه/ بهمن.
شمع ‌ها: آتش پاک و اشه وهيشته(ارديبهشت).
سکه ‌ها: ثروت و خشثره‌ويرييه(شهريور).
سُنبل: هم هئوروتات(خرداد) و هم امرتات(امرداد).
بيدمشک: آرميتي/ سپندارمذ، چنان که سپند(اسفند).
آب باران: ايزدبانوي اناهيد.
سمنو: که براي سفره کاملاً بايسته است و آن چنان نيروبخش قواي جنسي دانسته مي‌ شود که برخي آن را"نيروي رييس خانواده" مي ‌خوانند، مي ‌بايست به اناهيد منسوب باشد، چرا که سمنو را تنها زنان تهيه مي‌ کنند.
ماهي: کرKara، که در درياي اسطوره‌ اي وئوروکشه Vourukasha مي‌ زييد و جانوران زيان ‌بار را مي زدايد .
 
سين هاي باستاني: سفره‌ اي است که ايرانيان هنگام نوروز مي ‌‌آرايند. اين هفت قلم" سين" مي ‌توانند هر چيزي با آواي آغازين"سين" باشند(نمادي از"سپنتا"). براي مثال اين هفت قلم"سين" بسيار رايج هستند :
- سبزه - نماد نوزايي(تولد دوباره).
- سيب - نماد زيبايي و تندرستي.
- سمنو - نماد فراواني(برکت).
- سير - نماد پزشکي(درمان يا طب).
- سنجد - نماد عشق.
- سرکه - نماد شکيبايي و عمر.
- سماغ - نماد(رنگِ) طلوع خورشيد.
- سنبل.
ديگر سين‌ ها :سوسن - سبزي - سنگک - سپند – سياهدانه.
 
ديگر اقلام :
          
- کتاب - به نشانه تمدن و خردورزي: حافظ و شاهنامه و(مسلمانان معمولاً قرآن را انتخاب مي کنند).
- آينه.
- ماهي سرخ.
- يک جفت نوروزي(شمعدان اصيل ايراني).
- تخم مرغ رنگي.
- کاسه‌ اي از آب که پرتقالي در آن غوطه‌ ور است(به نشانهٔ زمين در فضا).
- يک شيريني ايراني(مانند باقلوا، شيريني آردنخودچي، ...).
هم چنين :گلاب - آجيل - شکلات - گل نرگس - ديوان حافظ يا شاهنامه . ...
 نکته ي جالب توجه اين که اين سفره در دوران باستان"هفت شين"(شهد، شکر، شيريني، شراب، شببو، شالين، شبدر) بوده است اما در پي ممنوعيت شراب در ايران در قرن 3 هجري اين هفت"سين" بود که جاي هفت شين را گرفت، در اصل هفت شين ثابت بود اما هفت سين تقريبآ هر چيزي که از نظر مردم خوش يمين باشد و با سين شروع شود مي‌ تواند باشد. اين سفره اجزائي ديگر هم دارد مانند آينه که نماد نور و راستي است، ماهي که نماد زندگي نيک بختي است، شمع که نماينده آتش است، گل که نماد دوستي است و کتاب که نماد دانائي است .
 
تاريخچه ي هفت سين

در ميان تمامي جشن ها و شادي هايي که در ايام نوروز برگزار مي شود نبايد ششم فروردين زادروز اشو زرتشت پيامبر راستين ايران زمين را از ياد ببريم. اشو زرتشت در تاريخ ايران زمين از جايگاه ويژه اي برخوردار است مردي که از سرزمين آذربايجان برخاست و با انديشه و گفتار و کردار نيکش پيام آور صلح و دوستي و خردورزي در جهان گرديد تا ايرانيان براي قرن ها به عنوان نخستين ملت يکتا پرست دنيا راه خود را از ديگر ملل دنيا جدا نمايند و در پرتو گفتارهاي هدايتگر و روشنگرش سرزمين اهورايي خويش را به عنوان پرچمدار صلح و يگانه پرستي به جهانيان معرفي نمايند و نشان دهند که راه در جهان يکيست و آن راه راستي است. هر چند قدمت نوروز به عنوان کهن ترين آيين ملي در جهان بسيار قديمي تر از زمان زرتشت است اما انديشه ها و باور هاي آيين مزديسني در اين جشن باستاني تاثير بسياري گذاشته است .
در آيين زرتشت مراحل شناخت و عرفان به هفت مرحله تقسيم مي شود و يک جوينده راه راستي بايد در پرتو اين هفت فروزه اهورايي به پيش رود و با سرلوحه قرار دادن هر يک در زندگي خويش راه نيک از بد و درستي را از نادرستي تشخيص دهد. هر يک از اين هفت فروزه اهورايي که به اصطلاح امشاسپند ناميده مي شوند و به جهان مينوي تعلق دارند در جهان مادي نيز براي آن ها نماينده اي تعبير شده است .در راه رسيدن به شناخت کامل نخستين گام بهمن يا انديشه نيک است اشو زرتشت چگونه خدا را شناخت و به مردم شناسانيد؟ اشو زرتشت فراگيري و شناخت و دريافت را بر پايه پرسش و پاسخ استوار ساخت. از خود مي پرسيد: چه کسي اين زمين و آسمان و ستارگان را آفريده است؟ چه کسي گياهان را پديد آورده است و چه کسي حيوانات را هستي بخشيده؟ با خرد ذاتي خود و دانش فراگيري از راه گوش و چشم کنکاش مي نمود جستجو مي کرد و مي پرسيد مي خواند و مي شکافت و در پايان بياري انديشه پاک پاسخ پرسش خود را در مي يافت. هرمزد ـ اشاسپنـد اولي هرمزد يا اهورا مزدا مي باشد به معني سرور دانا. اشو زرتشت دريافت که اهورا مزدا آفريننده يکتاست اوست که با دانش خود دانش ها را آفريد. زمين و آسمان را آفريد و جهان و جهانيان را هستي بخشيد. و بدين ترتيب نخستين گام را در راه بالندگي انساني که همان انديشه نيک مي باشد برداشت و به کمک يانش اهورايي نيرويي برتر از انديشه و خرد که انديشه و خرد نيز آنرا تاييد مي کند و بر گرفته از روان و خرد الهي و جهاني است به حقايق دست يافت و اين خرد الهي که از آن مي توان به دل آگاهي نيز تعبير نمود سرچشمه شناخت و معرفت اهوراييست. قرار دادن شير بر سفره هفت سين و خوان مهرگاني به اين امشاسند نسبت داده شده است. هرمزد در اوستابي اغاز و بي انجام وبا صفات پاک و دانا وتوانا و بي همتا ذکرشده. اولين روز فروردين هرمزد نام دارد و در اوستا نيز فصل مخصوصي به نام هرمزديشت است که در ميان صفات دانايي و توانايي خداوند جهان (اهورا مزدا) مي باشد .اين يشت در روز اول هر ماه خوانده مي شود. انسان در راه پيمودن کمال ابتدا بايد خداي مهربان را شناخته و به يگانگي او ايمان بياورد و بعد از آن ساير مراحل و مراتب کمال و ترقي را طي کرده و از صفات شش اشاسپند ديگر پيروي نمايد .در سنت زردشتيان هر کدام از گل هاي خوب به يکي از اشاسپندان متعلق است که از ميان درخت گل مورد که هميشه سبز و خرم است و آسيب خزان نمي بيند مخصوص اهورا مزدا است .دومين گام اشاوهيشتا يا امشاسپند ارديبهشت است که به معناي راستي و درستي و تقدس و پاکي و يا نيکو ترين آئين ايزدي والاست. قانون دگر ناپذيري است که آفرينش را نظم مي دهد اشا نشانه خواست اهورايي است. اشا راه راستي است و پويندگان آن راه به خوشبختي مي رسند و به بيان ساده تر اشا بيانگر هنجارها و قانون هاي حاکم بر جهان هستي است و هر کس بايد با انديشه نيک اين راه درست زيستن را انتخاب کرده و بر طبق راستي رفتار نمايد و از کج روي پرهيز کند چرا که طبق قانون اشا نتيجه اعمال خود را درو مي نمايد و اين ميوه کارکرد خودشان است نه مجازات خداوند. بارها شاهد بودم که بسياري از دوستان دين زرتشت را ديني کهنه و متعلق به زمان هاي گذشته مي دانند اما در پاسخ به اين عده مي توان گفت بر طبق قانون اشا انسانها بايد خود را با هنجارها و نظم هاي پيرامون خود هماهنگ سازند دين زرتشت بر خلاف ديگر اديان براي جزئيات تصميم گيري نمي نمايد اصول کلي در گات ها بيان گرديده اما جزئيات به خرد و دانش واگذار شده تا بتوانند خود را همگام با زمان تطبيق دهند و همراه سازند. روشن کردن شمع در سفره هفت سين به خاطر روشنايي آن و يا قرار دادن آتش در آتشدان به خاطر پاکي که آتش مي آفريند و پليدي ها را نابود مي کند و مي سوزاند به همين دليل است .اين فرشته در عالم روحاني و معنوي مظهر صفات راستي و درستي و نماينده ي آئين جاوداني اهورا مـزدا و در جهـان مادي نگهبان همه ي آتش هاي عالم است. در ميـان گل ها مـرزنگوش به اين فرشته متعلق است .سومين گام شهريور و يا خشتراوييريا به معناي توانايي برگزيدني، کشور آرزو شده يا سلطنت خواسته شده است. خشترا از ريشه خش به معناي توانايي است. اين فروزه را به شهرياري خدايي تعبير کرده اند. اما استاد وحيدي در همان معني اما به تعبيري ديگر آن را شهرياري بر ميل بيان نمودند و فرهنگ ايراني مي گويد که اي انسان تو بايد بر ميل هاي خودت شهرياري و فرمانروايي داشته باشي چرا که ميل انسان حد و مرز ندارد به نوعي ديگر مي توان شهريور را کنترل بر نفس اماره که در روايات اسلامي از آن بسيار گفته شده بيان نمود. بدست آوردن شهريور به هر انساني توانايي اهورايي را مي بخشد که هيچ چيز نمي تواند آن را از بين ببرد در جهان مادي نيز نگهباني فلزات به اين فروزه نسبت داده شده چرا که فلزات نيز هيچ گاه از بين نمي روند و آتش هر چقدر بر آن ها قرار گيرد محکم تر و قدرتمندتر نيز مي شوند فلسفه قرار دادن سکه در سفره هفت سين نيز شهريور مي باشد. اين فرشته در عالم معنوي نماينده ي سلطنت آسماني و قدرت رحماني است و هميشه خواهان فرو بزرگي است. در جهان مادي نگهبان زر و سيم و آهن و ساير فلزات مي باشد از ميان گل ها گل ريحان(شاه اسپر غم) متعلق به اين فرشته است . گلي سفيد با برگي معطر .سپنتا آرميتي يا اسفند چهارمين فروزه بزرگ اهورامزداست استاد وحيدي اين فروزه اهورايي را به معني انديشه نيک ترازمند، آرامش افزاينده يا عشق پاک و سودرسان بيان نمودند. ما يک انديشه نيک داريم که آن بهمن است آيا بهمن به تنهايي کافيست که مرا به يک راه درست برد ؟ اما همين انديشه درست بايد به دنبالش يک سپنتا آرميتي باشد تا انديشه نيک مرا در تراز و اندازه نگه دارد يک مثال ساده پاکيزگي است که در حالت معمول کار شايسته اي مي باشد اما اگر همين از حد خود خارج شود به وسواس تبديل مي شود که براي هر انساني درد سر ساز است . سپنتا آرمئيتي عاطفه و مهر و محبت است. ايمان و مهر به اهورامزدا و فرمانبردار اهورامزدا بودن و انديشه نيک را از اهورا مزدا منحرف نکردن و در دنياي مادي نيز نگهباني زمين بر آن قرار گرفته چرا که فروتني و افتادگي پيش از هر چيز از آن خاک است و اين صفات مهر و محبت و فروتني بيشتر در ميان زنان خصوصا مادران يافت مي شود به همين جهت است که جشن اسفندگان را به نام روز زن و مادر در ايران باستان نامگذاري نمودند. کاشت سبزه و قرار دادن آن در سفره هفت سين نيز به همين دليل است . گل بيدمشک به اين فرشته منصوب است. در عالم معنويات نماينده ي عشق و محبت و بردباري و در جهان مادي نگهبان زرين است. زن هاي خوب و پارسا و خوب تربيت يافته بفرشته ي مقدس آريشتي بستگي دارند و همين لحاظ است که اين فرشته در لفظ مونث مي باشد. بهمن نخستين آفريده ي اهورا مزدا مي باشد و براي همين مظهر انديشه ي نيک است که نخستين پايه ي نيکي را تشکيل داده و همه ي خوبي ها از وي سرچشمه مي گيرد. اين فرشته در جهان روحاني و معنوي مظهر انديشه ي نيک و نماينده ي خرد و دانايي خداوند است که انسان را از عقل و دانش بهره مند ساخته و او را به آفريدگار نزديک مي سازد .در جهان مادي نگهبان جانداران سودمند است. خروس که در اوستا از مرغان پاک به شمار مي رود و در سپيده دم با صداي خويش ديو تاريکي را مي راند و مردم را به برخاستن و نماز گذاردن و کسب و کار مي خواند به بهمن بستگي دارد، هم چنين جامه ي سفيد از آن اوست. در ميان گل ها، ياسمن سفيد به اين فرشته تعلق دارد .و اما پنجمين و ششمين گام هاوروتات(haurvatat) و يا خرداد که به معناي رسايي و کمال و تمام و بي عيب و نقـص است و امرتات و يا امرداد که به معناي جاودانگي است. اهورامزدا گوهر کمال است او همه خوبي ها را در خود دارد و همه خوبي ها را از خود مي دهد کمال نمادي از خود شناسي اهورامزداست. آدميان مي توانند با کوشش در راه رسيدن به کمال با به کار بردن خرد(بهمن) و کارکرد به راستي (اشا) و مهر ورزي(سپنتا آرميتي) توان اهورايي بدست آورده(شهريور) و در راستاي کمال (خرداد) راه پي موده خود را شناخته و به خدا برسند(امرداد) امرتات به معناي بي مرگي است اهورامزدا بي آغاز بي پايان و جاوداني است در اوستا امرتات و هاوروتات بيشتر جاها با هم آمده اند و اين نشانه آن است که راه رسيدن به جاودانگي نايل شدن به خودشناسي و رسايي و کمال است و آدمي مي تواند با خرد و راستي و مهرورزي به توانايي سازنده دست يافته و با آن توانايي به رسايي و سرانجام به جاودانگي برسد. در جهان مادي نگهباني آبهاي روان با خرداد است و در سفره هفت سين نيز ما به احترام اين امشاسپند آب مي گذاريم. و در فرهنگ ايراني درخت سرو نيز به امرداد نسبت داده مي شود چرا که هيچ وقت از بين نمي رود. اين فرشتـه در عالم روحاني مظهر کمال اهـورا مـزدا و در جهان جسمانـي نگهبان آب است. گل سوسن نيز به او تعلـق دارد. به طور کلي اين فرشته مظهر کمالات روحاني و جسماني است .امرداد ـ به معني نمردني و نابود نشـدني(جاوداني) است. نماينده ي پايداري و جاوداني بودن است. گل زنبق در ميان گل ها نماينده ي اوست .آخرين گام رسيدن به اهورامزداست که در فرهنگ و عرفان ايراني آخرين مرحله و شناخت خداوند است و انساني که از خدايي به خودآيي رسد در اين مرحله گام نهاده است. که عطار از آن به سيمرغ تعبير مي کند و حلاج نداي انا الحق سر مي دهد. سخن در اين باره بسيار است. ريشه کلمه جشن که يشن مي باشد به معناي ستايش و نيايش خداوند هدف اصلي تمامي جشن هاي ايراني از جمله نوروز مي باشد. قرار دادن دانه هاي مختلف از گياهان مختلف بر سفره هفت سين به نوعي سپاسگزاري از برکات خداوندي است و آرزو کردن سالي پر از خير و برکت به همراه خوشي و تندرستي از خداوند يکتا و راز جاودانگي فرهنگ ايراني به همين دليل است. فرهنگي که هدف آن رسيدن به حقيقت و ناب هستي و شناخت هر چه بيشتر خداوند است .اي خداوند جان و خرد هنگامي که در انديشه خود تو را سر آغاز و سرانجام هستي شناختم. آنگاه با ديده دل دريافتم که توئي آفريننده راستي و داور دادگري که کردار مردم جهان را داوري مي کني هات(۳۱ بند ۸) هر کسي در اين جهان بايد برابر آيين ازلي اشا يا راستي که بنياد زندگي را تشکيل مي دهد رفتار کند(هات ۳۳بند۱) اي هستي بخش دانا اي اشا و اي و هومن سرود هايي مي سرايم که کسي پيش از اين نسروده است . آرزو دارم بوسيله اشا و وهومن و خشتراي فناناپذير حس و ايمان و فداکاري در قلب هايمان افزايش يابد. پروردگارا درخواست ما را بپذير و بسوي مان روي آور و بما خوشبختي کامل ارزاني دار.(هات ۲۸ بند ۳) کسي که به گوهر راستي و نيکي بگرود شهريور و بهمن و ارديبهشت و اسفند او را ياري و استواري دهند و در کوشش در راه راستي و بر انداختن دروغ پشت و پناه وي باشند چنان که در روز پسين از آزمايش سرافراز بر آيد و در برابر دروغ پرستان نخستين کسي باشد که به سوي بهشت جاودان گام بردارد.(هات ۳۰بند۷) مزدا اهورا با شهرياري و مهرخود به کسي که رفتار و گفتارش در پرتو انديشه نيک و بهترين منش ها بر پايه راستي باشد رسايي و جاودانگي بخشد. (هات ۴۶ بند۱).

منبع: سايت وفاق

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :3.2 از 5 امتياز است.


12345
46 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 31816 -1 -1

دانش و فناوری
پزشکی
ورزشی
جوانان
نوجوانان
بانوان
ادب و هنر
فرهنگی
اجتماعی
سیاسی
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse