مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۵ سه شنبه ۲۸ دي -اِثَّلاثا ١٨ ربيع الثاني ١٤٣٨ - Tuesday january 2017
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  3450   بازدید    تاریخ درج مطلب  11/12/1390    
 
 
قرآن کریم و حرام خواری

وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَ لَكُمْ بَیْنَكُم بِالْبَـطِلِ وَتَدْلُواْ بِهَآ إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُواْ فَرِیقًا مِّنْ أَمْوَ لِ النَّاسِ بِالاِْثْمِ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ. اموالتان را میان خود به ناحق نخورید و آن ها را براى فرمانداران نفرستید، كه بخشى از اموال مردم را به ناروا بخورید در حالی كه شما مى دانید. لقمه حرام از نتایج حب دنیا و حرص به آن است و از شدیدترین مهلكات و بزرگ ترین موانع رسیدن به سعادت است. بیشتر كسانى كه به هلاكت رسیده اند به خاطر آن بوده و بیشتر مردم كه از فیوضات معنوى محروم مانده اند به واسطه آن است، و سدى از این محكم تر در راه توفیق آدمى نیست.

آثار و نتایج حرام خواری:

1- حرام خوارى بركت را از مال مى برد:

از حضرت صادق(ع) روایت شده است:  مَنْ كَسَبَ مالاً مِنْ غَیرِ حله سلط البناء والطین والماء2؛ كسى كه مالى را از راه غیر مشروع به دست آورد ساختمان و آب و گل بر او مسلط مى شوند.
2- حرام خوارى مانع قبولى عبادات مى شود: پیامبر اكرم(ص) در این مورد مى فرمایند: اِذا وَقَعَتِ اللُّقْمَةِ مِنْ حَرام فی جَوْفِ الْعَبْدِ لَعَنَهُ كُلَّ مَلِك فی الّسمـواتِ وَالاَْرْضِ. هر گاه كسى لقمه حرام بخورد و جزء بدنش شود تمام ملایكه آسمان و زمین او را لعنت مى كنند. و هم چنین مى فرمایند: اَلْعِبادَةُ مَعَ أَكْلِ الحَرامِ كَالْبِناءِ عَلَى الرَّمْلِ. عبادت كردن به همراه حرام خوارى مانند بنا ساختن بر روى رمل است.

3- دعاى خورنده حرام مستجاب نمى شود: رسول خدا(ص) مى فرمایند: مَنْ اَكَلَ لُقْمة حَرام لَمْ تُقْبَلُ لَهُ صَلواتُ اَرْبَعینَ لَیْلَة وَلَمْ تَسْتَجِبْ لَهُ دَعْوَةُ اَربَعینَ صَباحاً وكلُّ لَحْمُ یُنْبِتُهُ الحرامُ فالنارُ أَوْلَى بِه وَأَنَّ اللُقْمَةَ الواحَدَةِ تُنْبِتُ اللّحْمَ. كسی كه لقمه حرامى بخورد تا چهل شب نمازش قبول نمى شود و تا چهل روز دعایش مستجاب نمى شود وهر گوشتى كه در بدن او از حرام روئیده شود، آتش به آن سزاوارتر است و جز این نیست كه یك لقمه هم گوشت را در بدن مى رویاند و حرام خوارى قساوت قلب مى آورد، خود را كسى كه انسان مى خورد به منزله بذرى است كه در زمین ریخته مى شود پس اگر آن خوراك پاكیزه و حلال باشد. هر گاه كسى لقمه حرام بخورد و جزء بدنش شود تمام ملایكه آسمان و زمین او را لعنت مى كنند.

4- حرام خوارى قساوت قلب مى آورد: خوراكى كه انسان مى خورد به منزله ى بذرى است كه در زمین ریخته مى شود پس اگر آن خوراك پاكیزه و حلال باشد اثرش در قلب كه به منزله سلطان بدن است از رقت و صفا ظاهر مى شود و از اعضا و جوارحش جز خیر و نیكى تراوش نمى كند و اگر آن خوراك پلید و حرام باشد، قلب را كدر و تیره نموده، در اثر قساوت و ظلمت امید خیرى به او نخواهد بود و پند و اندرز در او اثر نمى كند و سخت ترین مناظر رقت بار او را متأثر نمى كند چنان چه حضرت سید الشهداء به لشكریان پسر سعد ضمن خطبه اش فرمود:«شكم هایتان از حرام پر شده و بر دلهایتان مهر خورده دیگر حق را نمى پذیرید. واى بر شما آیا انصاف نمى دهید؟ آیا گوش فرا نمى گیرید »؟6
در یك جمله، خوراك حرام قلب را سخت و تاریك نموده آن گاه از پذیرفتن و تسلیم به هر حقى خوددارى مى كند و از هیچ اندرزى متأثر نمى شود بلكه دیگر از هیچ جنایتى رو گردان نیست. با اندكى تأمل مى توان دریافت كه لقمه حرام بزرگ ترین حجاب و مانع براى رسیدن به درجه ابرار و عالم انوار است. دلى كه از لقمه حرام روییده باشد، كجا و قابلیت انوار عالم قدسى كجا؟ نطفه اى كه از مال مردم به هم رسیده باشد با مرتبه بلند و والاى انس با پروردگار چه كار؟

حکایت:
 
لقمه ایمان سوز: روزى«شریك بن عبد الله نخعى » به دربار«مهدى عباسى » سومین خلیفه بنى عباس رفت.
مهدى گفت: «یكى از این سه كار را بپذیر: یا منصب قضاوت را قبول كن یا معلم فرزندان من شو و یا از غذاى ما بخور». شریك فكر كرد كه تعلیم فرزندان خلیفه مشكل است و قضاوت كردن سخت و سنگین، ولى یك بار با خلیفه نشستن و غذا خوردن آسان است. لذا سومین مورد را انتخاب كردم. مهدى عباسى به آشپز دستور داد چند نوع غذاى بسیار خوشمزه بپزد. وقتى غذا حاضر شد و شریك سر سفره خلیفه نشست و از آن غذاى لذیذ، سیر خورد. رییس آشپزخانه به خلیفه گفت: «اى امیر، این شیخ بعد از خوردن این غذا، هرگز رستگار نخواهد شد». و چنین هم شد. شریك پس از آن لقمه حرام، هم نشینى با عباسیان را برگزید و قضاوت را پذیرفت و هم معلمى فرزاندان خلیفه را. روزى حواله اى براى شریك از بابت حقوقش به صرّافى نوشتند. شریك به صرّاف مراجعه كرد و درباره پول سخت گیرى كرد و گفت: «باید حقوقم را نقد بپردازى ».
صرّاف گفت: «كتان و لباس قیمتى نفروخته اى كه این قدر سخت مى گیرى»!
شریك گفت: «به خدا قسم از كتان با ارزش تر را فروختم؛ دینم را فروخته ام؛ ایمانم را فروخته ام.»

نوینسده: مهدی سیف جمالی
منبع: دین و اندیشه

 

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :5.0 از 5 امتياز است.


12345
2 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 31208 -1 -1

خبر های قرآنی
مقالات قرآنی
دوره های آموزشی
عملکرد های سالانه دارالقرآن
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse