مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۵ سه شنبه ۲۸ دي -اِثَّلاثا ١٨ ربيع الثاني ١٤٣٨ - Tuesday january 2017
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  2551   بازدید    تاریخ درج مطلب  22/8/1390    
 
 
غدير در قرآن

آيه تبليغ و حديث غدير: «يا ايهاالرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس»(مائده 66) اي پيامبر، آن چه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده بود برسان، و اگر اين ابلاغ را انجام ندهي، رسالت خود را به طور كامل ابلاغ نكرده‏اي؛ و خداوند تو را از مردم بدخواه حفظ مي كند. همه مفسران شيعه معتقدند آيه فوق در غدير خم درباره نصب علي(ع) نازل شده است و حدود 360 تن از دانشمندان اهل سنت نيز اين مطلب را پذيرفته‏اند. نام هاي برخي از مفسران و مآخذ و مدارك اهل ‏سنت چنين است:
1ـ واحدي در كتاب اسباب النزول ص 150 مي‏ گويد: ان آيه(يا ايهاالرسول...) نزلت في يوم غدير في علي بن ابيطالب.
2ـ سيوطي در كتاب الدرالمنثور ج 2، ص 298 مي‏نويسد: ان آية(يا ايهاالرسول...) نزلت في يوم غدير في علي بن ابيطالب.
3ـ فخر رازي در تفسير خود، ج 3، ص ... 636 مي ‏فرمايد: مفسران 10 وجه و سبب براي نزول اين آيه بيان كرده‏اند. سپس در ادامه مي‏ گويد: «العاشر نزلت هذه الايه في فضل علي‏بن ابيطالب، و لما نزلت هذه الايه، اخذ بيده و قال"من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. فلقيه عمر فقال هنيئا لك يابن ابيطالب، اصبحت مولاي و مولا كل مومن و مومنه."آن گاه كه اين آيه نازل شد پيامبر اسلام (ص) دست حضرت علي(ع) را گرفت و فرمود: هر كه من مولا و سرپرست و حاكم او هستم، علي هم مولاي اوست. خداوندا، دوست بدار هركه علي را دوست دارد و دشمن بدار هر كه او را دشمن دارد. سپس عمر با حضرت علي(ع) ملاقات كرد و بعد از تبريك، گفت: تو مولاي من و مولاي مرد و زن مومن هستي.
4ـ نيشابوري در تفسيرش ج 6، ص 194 مي ‏نويسد: «ان هذه‏الاية نزلت في فضل علي بن ابيطالب يوم غديرخم.»
5ـ قندوزي در ينابيع المودة ص .120
6ـ آلوسي في تفسيره، ج 6، ص .176
7ـ المنار، ج 6، ص 463.
8ـ تاريخ بغداد، ج 8، ص 290.
9ـ تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 32.
10ـ شبلنجي در نور الابصار، ص 75.
11ـ مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 281.
12ـ نسائي در خصائص، ص22.
13ـ عقدالفريد، جزء 3، ص 38.
14ـ سيوطي در تاريخ خلفاء، ص 65.
15ـ اسعاف الراغبين، ص 151.
16ـ مصابيح السنة، ج 2، ص 220.
17ـ حليه‏الاولياء، جزء 4، ص 23.
18ـ نثر الليالي، ص 166.
19ـ تاريخ بغدادي، خطيب نيشابوري، جزء 7، ص 377.
20ـ واحدي در اسباب النزول، ص 150.
21ـ فخرالدين رازي در تفسير مفاتيح الغيب، ج 12، ص 50.
22ـ تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 93.
23ـ ترمذي، در صحيح خود، ج 2، ص 297.
24ـ سيوطي در الدرالمنثور، ج 2.
25ـ ابن كثير در بداية و النهاية، ج5.

 

آيه اكمال دين و حديث غدير

«اليوم يئس الذين كفروا من دينكم فلا تخشوهم واخشون اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم‏الاسلام دينا»(مائده، 3) در مآخذ اهل‏سنت آيه فوق با غدير ارتباط داده شده است. كه به بعضي از آن ها اشاره مي ‏شود:

1ـ خطيب النيشابوري در تاريخ بغدادي، ج 8، ص 290 مي نويسد: «... فقال عمر بن‏الخطاب بخ بخ لك يابن ابي‏طالب اصبحت مولاي و مولا كل مسلم فانزل الله "اليوم اكملت لكم دينكم"»

2ـ درالمنثور در ذيل آيه«لما نصب رسول الله(ص) عليا(ع) يوم غديرخم فنادي له بالولاية هبط جبرئيل بهذه الاية "اليوم‏اكملت ..."»

3ـ در فرائد السمطين، باب 12 چنين مي ‏خوانيم: «...ثم لم يتفرقوا حتي نزلت هذه الاية "اليوم اكملت" فقال رسول الله(ص) الله اكبر علي اكمال الدين و اتمام النعمة و رضاء الرب برسالتي والولاية "لعلي(ع)" من بعدي ثم قال "من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله» روز غدير پيامبر (ص) مردم را به سوي حضرت علي(ع) فراخواند و دست حضرت را بلندكرد، به طوري كه زير بغل حضرت پيدا شد. هنوز مردم متفرق نشده بودند كه آيه«اليوم اكملت ...» نازل شد. سپس حضرت فرمود: پروردگارا، دوست بدار كسي را كه علي را دوست دارد و دشمن بدار كسي را كه علي را دشمن دارد و ياري كن هر كه علي را ياري كند و... .

4ـ شاءن نزول آيه فوق و داستان هاي مربوط به غدير در مناقب خوارزمي، ص 80؛ تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 32؛ شبلنجي در نورالابصار، ص 75، فصول المهمة ابن صباغ نيز ذكر شده است.

آيه تبليغ و آيه اكمال دين و حديث غدير

پيامبر اسلام، در سال آخر عمر با بيش از صد هزار تن حجةالوداع را به جاي آورد و در برگشت در سرزمين«خم» كه جايگاه گودال هاي آب بود، فرمان ايست داد. پيش افتاده ‏ها توقف كردند و عقب ماندگان رسيدند. از سنگ و جهاز شترها منبري ساختند و پيامبر بر روي منبر در برابر جمعيت صد هزار نفري و در گرماي سوزان غدير، خطبه‏اي ايراد كرد. سپس كمربند حضرت علي را گرفت و فرمود: «من كنت مولاه فعلي(فهذا علي) مولاه اللهم وال من والاه ...» سپس مردم، از جمله عمر، با حضرت بيعت كردند و صداي بخ بخ بلند شد.

تذكر

1ـ اگر چنان كه اهل سنت مي‏گويند مولا به معني دوستي بود؛ چرا در اين جريان و با اين مقدمات و در برابر صدها هزار نفر بيان شد. در مدينه نيز مي‏ توانست بفرمايد: هر كه من دوست او هستم، علي هم دوست اوست.

2ـ زمان و مكان ابلاغ اين امر بسيار پر معناست. اين خبر مهم در آخر عمر پيامبر(ص) آن هم در سفر حج، و منطقه گرم و سوزان و چهار راهي كه مسافران تقسيم مي ‏شدند و به مدينه، حلب، شام و يمن مي‏ رفتند بيان شد، جايي كه هر حاجي خود يك خبرنگار و گزارشگر بود. انتصاب ولايت حضرت علي(ع) را به عنوان يك خبر نو به منطقه خود مي ‏رساند.

3ـ قضيه غدير چنان مهم است كه اگر پيامبر(ص) كوتاهي مي‏ كرد و خبر را به مردم نمي ‏رساند«فمابلغت رسالته» رسالت و 23 سال تبليغ حضرت نا تمام و ناقص مي ‏ماند.

4ـ قضيه غدير آنقدر مهم است كه بايد از نظر زماني در آخر عمر، آن هم در سفر حج و آخرين سفر حج در برابر بيش از 100000 نفر بيان شود.

5ـ پيامبر(ص) 23 سال قبل به تنهايي عليه شرك و كفر و نفاق و آداب و رسوم باطل جزيرةالعرب قيام كرد و نترسيد. در مقابل دشمناني كه حدود 70 جنگ بر اسلام و مسلمين تحميل كردند، نترسيد. در احد كه مسلمانان شكست خوردند، نترسيد. در بت شكني‏ ها و فتح مكه و... نترسيد. توحيد و معاد و آيات دفاع و عبادت و... را آورد، نترسيد. خلاصه در تمامي صحنه‏ ها از هيچ حادثه‏اي نترسيد؛ ولي از ابلاغ روز غدير وحشت داشت و مي ‏ترسيد، بدين سبب، خداوند متعال دلداري ‏اش مي ‏دهد كه «والله يعصمك من الناس»

6ـ داستان غدير آن قدر مهم است كه تكميل 23 سال زحمت پيامبر به اين حادثه وابسته است و منهاي غدير دين ناقص و ناتمام خواهد بود.

7ـ اگر هدايت انسان ها در سايه دين است و اين خود از بزرگ ترين نعمت هاست، تماميت اين نعمت به جريان روز غدير وابسته است. كه منهاي روز غدير و نصب ولايت حضرت علي(ع) نعمت هدايت نا تمام خواهد ماند و كار نا تمام هم نتيجه كاملي نخواهد داشت. زيرا نتيجه كامل يك عمل، به تماميت و تكميل آن عمل وابسته است و گرنه كار ناقص و بي نتيجه خواهد بود؛ يا نتيجه ناقص مي ‏دهد.

8ـ ديني مي ‏تواند اسلام تلقي شود كه مورد رضايت خدا قرار گيرد. در روز غدير، با نصب امامت و سياست اسلام، خداوند راضي مي ‏شود كه اسلام دين جهاني باشد و منهاي غدير رضايت پروردگار حاصل نشده است.

9ـ كفار و منافقان منتظر مرگ رسول خدا(ص) بودند كه آب رفته را به جوي خود برگردانند و كفر و الحاد و شرك و بت پرستي جاهليت را اعاده كنند. آن ها چنان مي ‏پنداشتند. چون پيامبر رحلت كند، كشتي بدون ناخدا و باغ بدون باغبان خواهد بود و شرك و كفر و نفاق، سكان اين كشتي را در دست خواهند گرفت كه ناگهان با نصب امامت و ولايت حضرت در غدير، اميدها به يأس تبديل شد. بدخواهان رسالت نا اميد گرديدند؛ زيرا كشتي رسالت ناخدايي حكيم و معصوم و عليم يافت. و باغ و بوستان نبوت باغباني عاقل و بيدار.

10ـ حادثه غدير عظيم و خوفناك است و به دلداري نياز دارد؛ زيرا خداوند متعال مي فرمايد: از منافقان و كفار و مشركان نترسيد، خودم حافظ دين هستم و بدخواهان را به سيه روزي گرفتار خواهم كرد. بايد از قدرت و عظمت من وحشت و ترس داشته باشيد نه ديگري.

11ـ آيه‏هاي"ولايت"، "مودت"، "تطهير"، "مباهله"، "اكمال دين"، "تبليغ" و ده ها آيه ديگر كه در منابع شيعه و سني آمده، بهترين دليل بر حقانيت شيعه است.

12ـ اسلام با سياست الهي و امامت علوي كفار را نااميد مي‏كند و نعمت تمام و كامل مي ‏گردد. اسلام و قرآن با معلم و مفسر ديني كامل خواهد شد كه پشت كفر جهاني را مي ‏لرزاند و خواب را از دشمن مي ربايد و گرنه رهبران غير معصوم، ناخداياني هستند كه سرنشينان شان كشتي بشريت را به وادي سرگرداني و ساحل هاي گمراهي مي‏ كشانند و نيل به ساحل نجات و قله رفيع تكامل به رهبران وارسته، معصوم، حكيم و عليم نياز دارد رهبراني كه قدم جاي قدم رسول خدا(ص) بگذارند.

13ـ در طول 23 سال رسالت و تبليغ پيامبر، چه روزي مي‏تواند روز يأس كفار باشد؟ آيا روزي كه پيامبر(ص) به رسالت مبعوث شد؟ بي ترديد روز بعثت نمي ‏تواند روز يأس كفار باشد؛ زيرا دين در آن روز كامل نشد و كفار هنوز نفهميده بودند كه قضيه چيست؟ تا اميدوار يا نااميد گردند. افزون بر اين، كفار و مشركان مكه در روزهاي اول بعثت و حتي تا 13 سال پس از آن قدرت بسيار داشتند و اميدوار بودند اسلام و پيامبر را از ميان بردارند. و آيا روز پيروزي مسلمين در بدر روز يأس كفار بود؟ بي ‏ترديد پاسخي منفي است. زيرا آيه به اعتراف شيعه و سني در روز غدير و آخر عمر پيامبر نازل شده است. افزون بر اين، كفار در بدر نا اميد نشدند؛ زيرا در سال بعد به مسلمانان يورش بردند و سپاه اسلام را در احد شكست دادند. روز ميلاد حضرت زهرا(س) هم روز يأس كفار نيست. خلاصه هيچ روزي جز غدير، روز نا اميدي كفار و اتمام دين نيست.

اعتراف غزالي

غزالي در مقاله چهارم كتاب«سرالعالمين» مي‏ گويد: جمهور اتفاق كرده‏اند بر حديث غدير كه پيامبر(ص) فرمود: «من كنت مولاه فعلي مولاه» و عمر گفت: «بخ بخ يا اباالحسن لقد اصبحت مولاي كل مومن و مومنه و...» و اين تسليم و رضايت ايشان است. ولي بعد از جريان غدير، هواي نفس غلبه كرد و حب رياست و مقام سبب شد حق را پشت سر انداختند؛ به خلافت و اختلاف اوليه برگشتند و با بهايي اندك كه به دست آوردند، حق را از دست دادند.

مولا به معني سرپرست است نه دوست و ناصر

همان گونه كه در قرآن مي ‏خوانيم: «ماواكم النار هي مولاكم»؛ يعني آتش بر شما سزاوارتراست . (حديد، 15)

اخطل، شاعر عرب، مي‏گويد: «اصبحت مولاها من الناس كلهم و...» و مولي العبد؛ يعني مولا سزاوارتر است به عبد در جهت تدبير و تصرف امور عبد. پيامبر(ص) هم قبل از نصب و معرفي حضرت علي(ع) فرمود: «الست اولي بكم من انفسكم»؛ يعني سزاوارتر و صاحب اختيار تام و بلافاصله در پي آن فرمود: «من كنت مولاه فعلي مولاه» يعني كسي كه من از خود او به نفس او سزاوارتر هستم علي هم مثل من از خودش به نفس او سزاوارتر است. همان گونه كه من در تصرف و مديريت و حل و فصل امور مردم از خود سزاوارترم، حضرت علي(ع) هم چنين خواهد بود. فصيحان عرب كه در غدير بودند، مثل عمر و حسان بن ثابت و حارث بن نعمان، از كلمه مولا همان فهميدند كه مقصود پيامبر(ص) بود و عرف از آن مي‏ فهميد؛ يعني همان معناي صاحب و سرپرست و اولي و سزاوارتر. اگر مولا به معني دوستي و ناصر بوده، مقصود پيامبر (ص) هم همين باشد و فصيحان عرب هم از كلمه مولا و«...الست اولي بكم من انفسكم» همين را فهميدند، ديگر بيعت براي چه؟ بخ بخ عمر چه معني داشت؟ تشويق و ترغيب پيامبر بر تهنيت گفتن به حضرت علي(ع) براي چه مقصود بود؟ چرا اين مطلب جزئي را در غدير و صحراي سوزان و در برابر 100000 نفر جمعيت در آخر عمر و در برگشت از سفر حج با ايراد خطبه طولاني و اين‏ همه مقدمات و آداب اعلام كند؟ افزون بر اين، اگر مولا به معني دوستي بود، يأس كفار چه معني داشت؟ اكمال دين و رضايت خدا بر اسلام براي چه بود؟ مضافا اگر ولي به معني محب و ناصر باشد مطلبي جديد و مهم نيست؛ زيرا در طول 23 سال بعثت در آياتي مثل«انماالمومنون اخوه» و«المومنون و المومنات بعضهم اولياء بعض» و«اشداء علي الكفار و رحماء بينهم» و... مسلمانان را بر محبت و ياري و تعاون و مساعدت به همديگر سفارش فرموده و حضرت علي(ع) هم يكي از مومنان و از مصاديق اين آيات است. پس دوستي مطلب جديدي نيست تا به چنين زمينه سازي گسترده‏اي در صحراي غدير نياز باشد و پس از آن تبريك و بخ بخ عمر و... را به دنبال داشته باشد. سرانجام بايد گفت: بر فرض محال كه مولا به معني محب و ناصر باشد، چرا مسلمانان و كساني چون عمر و... در طول 25 سال حضرت را ياري نكردند و دوستدارش نبودند؛ بلكه حتي وسيله آزار و خشم او و فاطمه(س) را فراهم كردند. چرا اصحاب پيامبر(ص) و كساني كه در غدير بودند، حضرت را تنها گذاشتند و به ياري او نيامدند؟ چرا اسباب آزار و اندوه او را فراهم آوردند؟

نويسنده: محمد تقي مظفري
منبع: مجله كوثر شماره 25

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 28289 -1 -1

خبر های قرآنی
مقالات قرآنی
دوره های آموزشی
عملکرد های سالانه دارالقرآن
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse