مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۶ سه شنبه ۵ ارديبهشت -اِثَّلاثا ٢٨ رجب ١٤٣٨ - Tuesday April 2017
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  1772   بازدید    تاریخ درج مطلب  21/12/1389    
 
 
«شهيد و شهادت» در کلام شهيدان

- خدايا پرواز را به ما بياموز تا مرغ دست آموز نشويم و از نور خويش آتش در ما بيفروز تا در سرماي بي ‌خبري نمانيم. خون شهيدان را در تن ما جاري گردان تا به ماندن خو نکنيم و دست آن شهيدان را بر پيکرمان آويز تا مشت خونين شان را برافراشته داريم. خدايا چشمي عطا کن تا براي تو بگريد، دستي عطا کن تا داماني جز تو نگيرد، پايي عطا کن که جز راه تو نرود و جاني عطا کن که براي تو برود(شهيد معلم مهدي رجب بيگي؛ متولد سال 1336).
 
- بگذاريد بند بندم از هم بگسلد، هستيم در آتش درد بسوزد و خاکسترم به باد سپرده شود، باز هم صبر مي‌ کنم و خداي بزرگ خود را عاشقانه مي ‌پرستم. آرزو داشتم که شمع باشم، سر تا پا بسوزم و ظلمت را مجبور به فرار کنم. به کفر و طمع اجازه ندهم بر دنيا تسلط يابد(شهيد دکتر مصطفي چمران متولد سال 1311محل تولد تهران محل شهادت دهلاويه سال‌1360).
 
- خدايا اگر مي‌ داني که عاشقت شده‌ام، مرا به سوي خود فراخوان والا مرا رشد بده و توفيق تکامل الي ‌الله نصيبم کن تا لايق شهادت گردم(شهيد مجتبي رسول زاده، محل تولد تهران، مکان شهادت خرمشهر به سال 1361).


 
- من هيچ ‌شاخه سبزي ندارم تا با خود به سراي ديگر ببرم، اما اميد دارم که اين شاخه ‌هاي خشک شده در اين لحظات پرثمر و پرنعمت جان بگيرند و سبز شوند (شهيد مجيد پورکرمان محل تولد تهران، محل شهادت خرمشهر به سال 1361).
 
- خدايا کمکم کن تا پايم نلرزد و هدايت کن گلوله ‌هاي آتشين مرا تا بر سينه دشمنانت فرود آيند و هنگامي که صلاح تو در آن بود که جان ناقابل اين حقير تقديم گردد، مهدي(عج) را بر بالينم فرست که سخت محتاج اهل بيت هستم. خداوندا درد تير و ترکش و خمپاره را تحمل خواهم کرد، اما اندوه خميني را هرگز(شهيد حسن رئوفي فريماني، متولد سال 1344 در تهران، محل شهادت پنجوين به سال 1362).
 
- اي خدا، اين دلم، جانم، روحم فقط تو را مي ‌خواهد. ديگر طاقت ماندن در ميان دنيا و دنيائيان را ندارد و مي‌ خواهد از وادي پر از گناه و وادي ساده کوچ کند و در وادي عشق و صفاي روحاني فرود آيد. اي انسان ‌ها روح را الهي کنيد، از مسير دنيا طلبي خارج و در مسير رضاي خدا وارد شويد و رضاي خدا بطلبيد(شهيد حسين يحيايي محل تولد تهران به سال 1344، محل شهادت شلمچه به سال 1365).
 
- خداوندا، مرغ ناچيز و محبوس در قفس، چشم به تو دوخته و با لرزاندن بال‌ هاي ظريفش آماده حرکت به سوي توست. ما نه براي اين که از قفس تن پرواز کند و در جهان پهناور هستي بال و پر بگشايد، نه زيرا زمين و آسمان با آن همه پهناوري، جز قفس بزرگ تري براي اين پرنده شيدا نيست. او مي ‌خواهد آغوش بارگاه بي ‌نهايت را باز کني و او را به سوي خود بخواني(شهيد سعيد هدي محل تولد مراغه، محل شهادت شلمچه به سال 1365).
 
- خدايا، دل دردمندم شوق آزادي دارد تا از اين غربتکده سياه، تا از اين زندان عاشقان وصالت، نداي خود را به وادي عدم بکشاند و فقط با خداي خود به وحدت برسد(شهيد علي حسيني آقايي محل تولد تهران به سال 1341، به محل شهادت سومار 1361).
 
- خدايا، ريشه‌ هاي اين علاقه به دنيا را در خاک وجود من بخشکان و تارهاي اين وابستگي را در زواياي قلب من بسوزان. خدايا، عشق به اين لجن زار متعفن که جامه مخالفت با تو را بر من پوشانده است. تو اين جامه را از تن من بيرون آور(شهيد حاج عبدالستار قنداني‌ پور متولد سال 1340).
 
- الهي، يا قدوس، با ارحم الراحمين، من ذليليم، من کوچکم، به عظمت خودت تواناييم ده. با نور خودت آشنايم کن، قطعه قطعه بدن پر دردم، عاشق اسلام و عاشق شهادت است. خدايا، نگذار چشم بسته از اين دنيا بروم(شهيد ابوالفضل راز فاني محل تولد تهران، محل شهادت در بند عراق به سال 1362).
 
- اي مهربان، من نيز عاشق تو هستم. اي بخشنده مهربان کرمي در حق من کن و مرا ببخش و مرا در صف عاشقانت قرار ده. خدايا، وجود مرا براي لقاي خودت و رساندن عاشق به معشوق آماده ساز(شهيد احمد دادستان متولد 1347 در تهران، شهادت به سال 1362).
 
- به نام او که از اويم، به نام او که زنده به اويم، زندگي مان به خاطر اوست، بودنم از اوست، رفتنم به اوست، يارم اوست، جانم اوست، معشوقم اوست احساسش مي‌ کنم با قلبم، با ذره ذره وجودم و با تمام سلول ‌هايم. اي همه چيزم، به يادت هستم. به يادم باش که بي ‌تو هيچ و پوچ خواهم بود(شهيد سيد داود مشکار گونه فراهاني متولد سال 1337 در تهران، محل شهادت اهواز به سال 1360).
 
- خدايا دوست دارم که اگر شهيد شدم، بي سر باشم که در مقابل امام حسين(ع) رو سفيد باشم... . خدايا، بر من رحم کن. خدايا هميشه خواسته‌ام که شهيد شوم. اين آرزو را برايم برآورده کن(شهيد بهزاد حداد ماهي محل تولد تهران به سال 1348، محل شهادت شلمچه به سال 1365).
 
- اي معبود من، اي آن که دل‌ هاي پاک در لقاي تو مي ‌تپد. خدايا، من با تو در شهادت دوستانم و به هنگام بلند شدن ناله‌ هاي کودکان مادر از دست داده در بمباران ‌هاي دشمن، با تو پيمان بستم و عهد نمودم که تا پايان راه بروم و حال بر پيمان خود وفا کردم. الهي، من به وفاداري و خلوص عمل نمودم، تو نيز مرا بپذير(شهيد بهنام يوسفي اردبيلي تولد به سال 1343).
 
- پروردگارا، جز شراب وصال تو چيز ديگري عطش مرا نمي ‌کاهد و جز به ديدار تو چيزي ديگر عشق مرا خاموش نمي‌ کند و جز ديدن رحمت تو در اين کار اشتياق مرا سير نمي ‌سازد(شهيد محمد حسين کاظمي محل تولد اصفهان به سال 1343، محل شهادت شلمچه به سال 1365).
 
- الهي دل من از بهر تو در کار است و گرنه مرا با دل چه کار است. آخر چراغ مرده چه مقدار است. الهي اگر طاعت بر ندارم، جز تو کسي را ندارم. الهي، دل تمناي تو دارد...(شهيد عباس ميرزايي تولد به سال 1344).
 
- خدايا، بارالها، معبودا، مولاي مهربان، رحيم، کريم، رحمان، غفور و بخشنده من. اي ستار العيوب تو گواه و شاهد باش که من گناهکار و ناتوان دوست دارم دشمن چشمانم را در اوج درد از حدقه در آورد و دستانم را قطع کند و پاهايم را از بدن جدا نمايد و قلبم را آماج رگبارهايش نمايد و سرم را از تن جدا نمايد تا دشمنان ببينند که اگر چه چشم‌ ها و دست ‌ها و پاها و قلب و سينه و سرم را از من گرفته ‌اند اما يک چيز را نتوانسته‌اند از من بگيرند و آن ايمان من است و عشق به الله، معشوقم و عشق به شهادت و امام و اسلام(شهيد مرتضي شاه محمدي محل تولد تهران، محل شهادت شلمچه به سال 1365).
 
- خدايا، گروهي مي ‌خواهند تو را با استدلال ديگران بشناسند. عده‌اي ترا در کتاب ‌ها و مطالب خشک علمي مي‌ خوانند. جهتي از آيات تو را مي ‌خوانند. اما مولا جان توفيق ده، تا ما تو را از خوشبختيت بجوييم و دريابيم. بفرموده امام حسين(ع) از نواي خدا وصل تو را مي ‌جوييم و به وجودت بر خودت استدلال مي ‌کنم. پس مرا در پرتو انوار خودت به کوي وصالت برسان(شهيد محمد رضا مصلي نژاد محل تولد استان فارس، سال شهادت 1365).
 
- خداوندا، اکنون که در مقابل تو خود را تنها مي ‌يابم و نمي‌ توانم از احاطه حکومت تو فرار کنم و در مقابل تو خود را ذليل و خوار و کوچک مي‌ بينم. يا غياث المستغيثين مرا درياب که اگر رهايم کني، در جوار شيطان خواهم بود. خداوندا بس است ديگر، دنيا برايم قفس شده است و روحم را آزار و شکنجه مي‌ دهد(شهيد رسول فره‌حسنلو محل شهادت شلمچه به سال 1367).
 
- بار خدايا، طاعت خود را با ما الهام فرما و از نافرماني خويش دورم کن و رسيدن به آن چه را که باعث خوشنودي توست، بر ما آسان ‌نما و ما را در ميان بهشتيان خود قرار ده و از دل ‌هاي ما پرده بد گماني و حجاب را بردار و از ضمير ما نقش باطل را بزدا (شهيد علي اکرامي).
 
- خدايا، ناب و خالصم گردان. به آشيانه دلم جز پرنده عشق خودت راه نده. ياريم کن تا با نفس سرکشم درافتم. ياريم کن که بنده تو باشم و سر به خاک پاک تو نهم و براي تو زندگي کنم و براي تو بميرم(شهيد رضا خان محمد سال شهادت 1362).
 
- خدايا، چه خوش است هجرت گزيدن و جهاد کردن! خدايا، چه خوش است جهاد کردن و به شهادت رسيدن! خدايا، چه خوش است از علايق بريدن و به ذات کبرايي پيوستن! خدايا، آنقدر در اين راه پا نمي ‌نهم تا از پاي بيفتم، آنقدر بر خاکت سجده مي ‌کنم تا تو را پيدا کنم. آنقدر دعا مي‌ کنم تا قلبم را خانه‌ات گرداني و آنقدر در مي ‌زنم تا تا به رويم در واکني و مشتري جانم شوي(شهيد عباس محمدي محل تولد استان خراسان، محل شهادت شلمچه به سال 1365).
 
- خدايا چه زيباست مرگ در راه تو و شمع گونه سوختني. خدايا، مي‌ دانم تو کيستي، نه آنقدر که علي‌(ع) دانست. خدايا، تو را با ديده دل ديده‌ام، نه آنقدر که محمد(ص) ديد. خدايا، به کتابت و هر آن چه از آن توست يقين دارم، نه آنقدر که رهبر عزيزم، خميني کبير، دارد. خدايا، لحظاتي در زندگي م در التهاب تو سوختم(شهيد سيد علي سيد حسيني محل تولد تهران، سال شهادت 1365).
 
- خدايا، خسته و دلشکسته‌ام. مظلوم از ظلم، پژمرده از جهل اجتماع، ناتون در مقابل طوفان حوادث، نااميد در برابر مبهم و مجهول، تنها، بيکس و فقير در کوير سوزان زندگي، محبوس در زندان آهنين حيات. دل غمزده و دردمندم، آرزوي آزادي مي‌کند و روح پژمرده‌ام خواهش پرواز دارد(شهيد دکتر چمران محل تولد تهران، سال شهادت 1360).
 
- الهي، به سوي تو روي آورده‌ام و گل سرخ به شوق تو اميد کرم تو در دل پرورده‌ام. الهي، عاشقان به سوي تو آمده‌اند و من هم چنان هم نشين با قفسم. چشمه عشق را به من بنمايان، تا اين دل سوخته را در آن شستشو دهم(شهيد غفور مومن‌زاده محل تولد اردبيل، محل شهادت شلمچه به سال 1366).
 
- پروردگارا، در اين ايثار خون ‌ها، در اين ميثاق خون با خون، مرا در وصلت عشقم پيوندي آسماني ده، مرا با گرمي خونم درون خاک آشنايي ده که من مشتاق اين وصلم، که من مجنون اين عشقم(شهيد محمدحسن وليخاني از استان تهران، محل شهادت غرب به سال 1365).
 
- اي معبود، چه زيباست جلوه‌ گاه جمالت و چه با شکوه است نمايشگاه جلالت! در حيرتم که اين منم که افتخار راز و نياز در اين جبهه جنوب با تو نصيبم شده. آيا اين منم که توفيق فروغ تابناک ملکوتي تو را دريافته‌ام! اين لحظه‌ ها که با تو نيايش مي‌کنم، نه گذشته دارد و نه حال، نه آينده. بلکه پيامي از ابديت که مرا از تمام کارهاي دنيا و زيورهاي دنيا بيزار کرده که مرا براي خواندن به بارگاهت آماده مي‌ سازد. آري اي رب اعلاي من، اين منم و نه آن مني که روزگاري طولاني سعي فراوان نمودم، امروز به غير تو ديگر نمي ‌بينم و نمي ‌فهم(شهيد بيت‌الله حسن‌زاده تولد به سال 1341).
 
- خدايا، مهاجران رفتند و ما انصار شديم. خدايا، به ابرها بگو بگريند، به کوه‌ ها بگو بشکافند، به دريا بگو بخروشد، به خورشيد بگو نتابد و به همه بگو اشک بريزند. خدايا به پرنده ‌ها بگو پرهاي شان را به خون شهدا رنگين کنند. به کبوتران بگو پيام خون را به خط شکنان برسانند. خدايا باز هم به فرشتگان بگو افمن اعلم ما لا تعلمون و فلسفه آفرينش در کربلاهاي خوزستان، مهران و ساير نقاط ايران را نشان شان بده. خدايا به محمد(ص) بگو که پيروانش باز هم حماسه آفريدند. به علي(ع) بگو که شيعيانش قيامت به پا کردند و به حسين(ع) بگو که خونش هم چنان در رگ‌ هاي ما مي‌ جوشد(شهيد حاج مسعود اميري تولد به سال 1339 در کرمانشاه، شهادت به سال 1367 در عمليات مرصاد).
 
- به تمامي مقدسات که هيچ چيز به اندازه پيام قبولي قطعنامه از سوي امام بر قلبم سنگيني نکرد. هر چه بيشتر مي‌ گريستم، شرمنده ‌تر و غمگين ‌تر مي‌ شدم. رفتم تا بلکه با عرق شرم خود در پيشگاه خدا با خون خويش و رحمت حق آن را از بين ببرم. من بيش از اين نمي‌ توانستم ناظر مظلوميت امام باشم و در قبال آن تاب بياورم(شهيد ذبيح‌الله کرمي تولد به سال 1330 در کرمانشاه، شهادت به سال 1367 در سر پل ذهاب).
 
- انساني که خدا را شناخت، عاشق او مي ‌شود، انساني که عاشق شد، تمام پليدي‌ ها را از خود مي ‌راند. انساني که خود، خدا يا اسلام را شناخت، همه کارهاي صالح را يک وظيفه مي ‌داند. من نعمتي جز خدا ندارم و شما هم نداريد. اين يک وظيفه است و همه ما مستلزميم در راه خدا جهاد کنيم(شهيد علي‌اکبر تولد به سال 1338 در نفت شهر، محل شهادت طلابيه به سال 1363).
 
- کريما، شنيده بودم که تو جز کالاي نيکو و متاع پاک را خريدار نيستي، پس از چه روي مرا که زنگار به دل و غبار به ديده و زشتي به جسم و پليدي به جان دارم خريداري؟ رحيما، بنده‌اي سرگشته‌ام که گفت و شنود، خور و خواب و نگاهم همه معصيت است و اگر دلي دارم آن هم ملوث به لوث ريا و ملون به لون غير خداست. پس به رحمت واسعه‌ات و به کرامت غباري که از سر قدوم مبارک رزمندگان اسلام برخواسته و بر چهره سياه من فرود آمده از گناهانم در گذر و بر من رحم کن، اگر چه من خواري در گلزار گلستان تو هستم(شهيد عبدالله حکمت شمار تولد به سال 1345 در تهران، شهادت به سال 1366 در شلمچه).
 
- خدايا، بگذار در معرکه نبرد حق با باطل عاشقانه بتازم و طاغوت و شيطان را بر زمين بيندازم. بگذار پروانه وار به دور شمع وجودت بگردم و بسوزم تا قيد و بند را ببرم و آزادانه در معرکه حيات جولان دهم. بگذار، با شمشير بران شهادت سکوت تاريخ را بشکنم... . بگذار از جاذبه مادي، خود را آزاد کنم(شهيد مسعود صالحي محل تولد ملاير به سال 1347، محل شهادت شلمچه به سال 1366).
- بار پروردگارا، چنين احساس مي ‌کنم که تا به حال هيچ‌ گونه سنخيتي با ائمه (ع) نداشته‌ام. لذا از تو مي ‌خواهم که در آخرين لحظات عمرم پهلوهايم بشکند، صورتم نيلي شده، از بازوانم درد بکشم و در سينه‌ام احساس سوزش کنم تا که لااقل جسدم با معصومين شباهتي داشته باشد(شهيد مرتضي عمراني‌ پور تولد به سال 1348، شهادت به سال 1365 در شلمچه).
 
- شهادت هديه‏اي است الهي براي کساني که لايق آن باشند(شهيد ماشاءالله غرقي تهران).
 
- وقتي مرگ حق است کل نفس ذائقه الموت‏ ... و بهترين نوع‏ مردن شهادت‏ در راه خدا مي ‏باشد، شهادت را انسان انتخاب‏ مي ‏کند، و مردن براساس انتخاب مي‏ باشد نه مردني که بر انسان‏ تحميل شود(شهيد محمد کچويي).
 
- بدانيد بهترين آرزويي که مرا سيراب مي‏ کند، شهادت‏ در راه خدا است(شهيد علي پورمشير تهران).
 
- اين دنيا فاني است و همه چيز در فنا شدن است، همه چيز در طبيعت مي ‏ميرد ولي شهيد زنده است، و در پيش خداي خود روزي‏ مي‏ خورد و فنا نمي ‏شود براي همين من اين راه شهادت‏ را انتخاب ‏کرده‏ام(شهيد اسماعيل احمدلو اراک).
 
- اين بنده حقير تشخيص دادم که شهادت‏ تصادفي نيست ‏بلکه ‏سعادت بزرگي است لذا آگاهانه راه خود را يافته‏ام و قدم در اين ‏راه نهاده‏ام‏(شهيد حميد بابايي روندگان تهران).
 
- احساس مي ‏کنم که شهادت اگر چه براي ما هدف نيست، بلکه ‏وسيله‏اي براي اعلام اعتقادمان به وحدانيت ‏حق و استقامت در ناملايمات مي ‏باشد، و راهي است ‏بس نزديک براي رسيدن به معشوق ‏حقيقي(شهيد محمد ابراهيم احمدپور قم).
 
- از آن جا که مرگ حق است... و هيچ کس را ياراي مقابله و فرار از مقابل اين حکم و منطق الهي نيست، و بالاخره روزي مرگ به سراغ‏ همه خواهد آمد و همه طعم مرگ را خواهند چشيد، پس چه بهتر که‏انسان مرگي را انتخاب کند که آغاز زندگي نوين و جديدي باشد، زندگي و راهي که انسان با قبول شهادت عارفانه و آگاهانه ‏انتخاب مي ‏کند، زندگي و راهي که سراسر آن معنويت و عشق و علاقه‏ به الله باشد، زندگي و راهي که در آن صراط مستقيم الهي و رضايت ‏و خشنودي پروردگار قرار گرفته، زندگي و راهي که به مراتب از عسل شيرين ‏تر و با صفاتر از اين زندگي مادي مي‏ باشد (شهيد محمد رضا تيغ بند تهران).

- مرگ‏ هاي باعزت باعث دوام بخشيدن به انقلاب مي ‏شود، و شهادت‏ هم يک مرگ با عزت است که هم در اين دنيا و هم در آن ‏دنيا پرارزش مي ‏باشد(شهيد غلامرضا طالب لو تهران).
 
- من چيزي را گواراتر از شربت شهادت‏ نمي ‏دانم. شهادت چيزي ‏نيست که بتوان آن را با زبان بيان کرد شهادت معامله‏اي است که ‏انسان با خدا مي‏ کند، يعني انسان جان خود را به فروش مي ‏گذارد و خريدارش هم فقط خداست(شهيد حسين بهزادپور تهران).
 
- از خداوند سبحان خواسته‏ام که نه اسير شوم و نه معلول، بلکه تمامي پيکرم را خالق منان از من پذيرا باشد و اگر شهادت را نصيبم نمود در صف اول معرکه شهيد شوم.

- شهادت تجلي ظهور حقيقت در دنياي سرد و ناآشناي دروغين ما و کوتاه ترين راه براي رسيدن به لقاي خداوند رحيم است. راهي کوتاه ‏به بلنداي يک قدم خالص. آري شهادت ميدان‏ جهاد است و شهيد تنديس پيروزي‏(شهيد اسماعيل فراهاني طجه).
 
- تا به حال من مرده بودم و اين لحظه آغاز جهاد و شهادت است، اين احساس را در خود مي ‏بينم که تازه دارم متولد مي‏ شوم و زندگي ‏جاويدان خود را آغاز مي ‏کنم (شهيد حسن سراينده).
 
- من فرزند انقلاب و امام و شاگرد مکتب اصيل اسلام، با چهره‏اي ‏باز به نداي پرچم دار انقلاب اسلامي امام بزرگوار لبيک گفته رو به‏ سوي جبهه خونين حق عليه باطل آورده و با خداي خود پيمان جهاد تا شهادت بسته‏ام(شهيد محمد رضا رحيمي تهران).
 
- خداوندا! اينک به فرمان تو و امر نائب امام زمان(عج) جهاد کرده‏ام و اميدوارم مرا به فيض شهادت برساني(شهيد احمد قربانخاني).
 
- پدر و مادر مهربانم از اين که زحمت کشيدند و مرا بزرگ کرديد و اجازه داديد که در جهاد شرکت کنم و به شهادت برسم و مايه‏ مباهات شما باشم تشکر مي‏ کنم (شهيد محمود کهريزي).
 
- پدر و مادرم در شهادت من صبر داشته باشيد زيرا به اين ‏ترتيب به دشمن مي ‏فهمانيد که ما پيرو راه حسين(ع) و زينب‏ کبري(س) هستيم و از شهادت باکي نداريم(
شهيد محمدرضا صداقتي).
 
- نهال انقلاب براي رشد احتياج به جانفشاني دارد. پس بر ملت ‏مسلمان ايران است که به پيام هل من ناصر ينصرني امام لبيک ‏بگويد و با جهاد خود از نهال انقلاب مراقبت کند(شهيد علي اکبر صالحي از خوراسگان).
 
- مکتب اسلام جوانان را به جهاد و شهادت در راه خدا تربيت ‏مي ‏کند(شهيد محمد صبوري)
 
منبع: جهاد و شهادت در کلام شهيدان، دفتر تحقيق و پژوهش بنياد انقلاب اسلامي

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 18796 -1 -1

شهدای روحانی
سرداران شهید
شهدای رزمنده
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse