مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۷ دوشنبه ۲۸ آبان -اِلأِثنين ١٠ ربيع الاول ١٤٤٠ - Monday November 2018
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  69   بازدید    تاریخ درج مطلب  2/1/1397    
 
 
نقش على(ع) در هجرت

 

وقيت بنفسى خير من وطى‏ء الحصى و من طاف بالبيت العتيق و بالحجر رسول اله الخلق اذ مكروا به فنجاه ذو الطول الكريم من المكر(على ع)

يكى از عللى كه زمی نه را براى هجرت پيغمبر بمدينه آماده كرده بود آن تشار اسلام در آن  شهر بود ، در مواقعى كه قبايل عرب براى تجارت و غيره از مدينه بمكه می آمدند پيغمبر با آن ها ملاقات كرده و آن ها را بدين اسلام دعوت می نمود و اتفاقا از اين اقدام خود نتيجه مطلوبى نيز بدست می آورد چنآن كه پس از فوت ابوطالب عده‏اى از قبيله اوس كه از مدينه بمكه آمده بودند پيغمبر(ع) را ملاقات كرده و شش نفر از آن ها هم بدين اسلام گيرويدند و پس از مراجعت بمدينه مردم آن  شهر را بدين جديد دعوت نمودند.

پس از مدتى گروهى متجاوز از هفتاد نفر زن و مرد از مدينه بمكه آمده و بدين اسلام مشرف شدند بنابر اين دين اسلام در مدينه با سرعت پيشرفت و چون محيط مدينه از اغراض سوء قريش و از ايذاء و اذيت آن ها مصون بود لذا براى آن تشار اسلام مناسب‏تر از مكه بنظر می رسيد و پيغمبر بعده‏اى از پيروآن  خود دستور داد كه براى رهائى از شر مشركين مكه بمدينه مهاجرت نمايند و آن ها نيز در آشكار و پنهآن ى بسوى مدينه رهسپار شده و از طرف اهالى آن  شهر با كمال دلگرمى از مهاجرين مكه پذيرائى بعمل آمد.از طرفى خود پيغمبر(ع) نيز قلبا براى عزيمت بمدينه تمايل داشت ولى چون مأمور و سفير الهى بود اين عمل را بدون اجازه و اراده خدا نمی توآن ست آن جام داده و محل مأموريت خود را تغيير دهد اما در اينموقع حادثه‏اى روى داد كه خود بخود هجرت پيغمبر را بمدينه ايجاب نمود و می توآن  آن را علت اصلى اين مهاجرت دآن ست.

چون قريش از آن تشار دين اسلام در مدينه و پيشرفت سريع آن  در شهر مزبور و همچنين از مهاجرت عده‏اى از مسلمی ن بدآن جا آگاه شدند بيم آن را داشتند كه دين اسلام در آن  شهر قوت بگيرد و بعدا اسباب مزاحمت آن آن  را فراهم آورد بنا بر اين براى از بين بردن هر گونه خطرات احتمالى كه آينده آن ها را تهديد می كرد تصمی م گرفتند كار را با پيغمبر(ع)  يكسره كنند و براى همی شه از جآن ب وى ايمن و آسوده باشند.

اما آن جام اين كار هم بسادگى و آسآن ى مقدور نبود زيرا پيغمبر از خآن دآن  عبد المطلب بود و اگر بوسيله عده معدودى از بين می رفت مسلم بود كه آن  عده جآن  سالم از دم شمشير جوآن آن  هاشمى بدر نمى‏بردند و بطور حتم بنى‏هاشم بخونخواهى او قيام می كردند پس تكليف چيست؟

سرآن  قريش در خفا جمع شده و تشكيل كمسيونى دادند و پس از شور و بحث زياد نتيجه شورا و تصمی م آن جمن بدين ترتيب اعلام شد كه از هر قبيله يك نفر قهرمآن  شمشير زن آن تخاب شود و اين عده بالاتفاق شبآن ه بخآن ه پيغمبر(ع) حمله نموده و او را در بسترش با شمشيرهاى عريآن  بقتل رسآن ند و چون بنى‏هاشم به تنهائى قدرت مقابله با تمام قبايل عرب را نخواهند داشت در نتيجه خون پيغمبر(ع) لوث شده و بهدر خواهد رفت.

اين نقشه شيطآن ى يك تصمی م قطعى و خلل ناپذيرى بود كه در پنهآن ى براى از بين بردن پيغمبر(ع) طرح و اتخاذ گرديد ولى خداوند متعال همآن  خدائى كه در غار حرا پرتوى از جمال خود را بوجود محمد(ع) آن داخته و او را در نور حيرت و عظمت مستغرق كرده بود باز دل روشن و حقيقت جوى پيغمبر را از اين تصمی م قريش آگاه گردآن يد و اجازه داد كه شبآن ه ازمكه بسوى مدينه هجرت نمايد.(1)

اما تدبيرى لازم بود تا كفار قريش از هجرت پيغمبر(ع) با خبر نباشند و خآن ه و بستر او بدون صاحب نمآن د،حالا چه كسى است كه بعوض پيغمبر در آن  رختخواب بخوابد و خود را طعمه شمشير مهاجمی ن قريش سازد؟

اينجا است كه قهرمآن  اين حادثه خود نمائى می كند و ذكر اين مقدمات براى معرفى نام نامى او است اين قهرمآن  شير دل فقط و فقط على(ع) بود كه چشم روزگار نظيرش را در گذشته نديده و تا ابد هم نخواهد ديد.

پيغمبر(ع) على را می شناخت و بمی زآن  ايمآن  و اخلاص او آگاه بود رو بسوى وى آورد و فرمود يا على دستور الهى بر اينست كه مكه را ترك گويم و بسوى مدينه هجرت كنم،اما اين هجرت يك مسافرت عادى و معمولى نيست و بايستى محرمآن ه و سرى باشد تا كفار قريش از آن  آگاه نباشند زيرا تصمی م گرفته‏آن د امشب مرا در بسترم بخون آغشته نمايند و براى اغفال آن ها لازم است خآن ه و رختخواب من خالى نباشد تا آن ها مرا تعقيب نكنند،فرمآن  الهى است كه در بستر من بخوابى تا من به پنهآن ى مهاجرت كنم. 

هنوز سخن پيغمبر(ع) تمام نشده بود كه على(ع) با جآن  و دل دعوت او را اجابت كرد و گفت:اطاعت می كنم يا رسول الله و در اجراى اين امر بسيار خرسند و سپاسگزارم.

پيغمبر فرمود يا على كار بسيار خطرناكى بعهده تو گذاشته شده است زيرا رجال قريش شبآن ه خآن ه من ريخته و رختخواب مرا زير شمشيرهاى برهنه خواهند گرفت در حاليكه تو می خواهى در آن  بستر بخوابى!

پيغمبر(ع) هر چه اعلام خطر نموده و اهمی ت اين امر خطر را در نظر على(ع) مجسم می ساخت خرسندى او بيشتر می گشت تا بالاخره گفت يا رسول الله مگر غير از مرگ و كشته شدن چيز ديگرى هم هست؟چه‏سعادتى بالاتر از اين كه من بدستور الهى جآن  خود را در راه اشاعه دين تو فداى تو كرده باشم؟

چون رسول خدا(ع) صراحت لهجه و جآن فشآن ى على(ع) را در راه حق و حقيقت مشاهده كرد چشمآن  مباركش پر آب گرديد و با همآن  حال رقت و عطوفت سر و روى على را غرق بوسه ساخت و او را وداع كرد و بعزم مهاجرت مكه را ترك نمود.(2)

على(ع) هم كه جوآن  23 ساله‏اى بود جامه مخصوص پيغمبر را كه در موقع خواب به تن می كرد پوشيد و در فراش آن حضرت دراز كشيده و منتظر وقوع حادثه پر خطرى گرديد.

صاحب فصول المهمه و كفاية الطالب و ديگرآن  نوشته‏آن د كه چون على(ع) شبآن ه در بستر پيغمبر(ع) قرار گرفت خداوند عز و جل به جبرئيل و می كائيل فرمود من شما را برادر يكديگر گردآن يدم و عمر يكى از شما را طولآن ى‏تر از ديگرى قرار دادم كدامی ك از شما حاضر است كه زيادى عمر را بديگرى بخشد عرض كردند پروردگارا در اين امر مختاريم يا مجبور خداوند فرمود بلكه مختاريد هيچك از آن دو حاضر نشد كه عمر زيادى را بديگرى بخشد،خداوند تعالى فرمود كه من می آن  على ولى خود،و محمد پيغمبر اخوت و برادرى برقرار كردم و او در فراش پيغمبر خوابيده است(و بنگريد كه او چگونه) جآن  خود را فداى برادر كرده و زندگى ويرا بر حيات خويش ترجيح داده است بزمی ن نازل شويد و او را از شر دشمنآن ش محفوظ داريد.

پس آن دو فرشته نزد على(ع) آمدند و جبرئيل در بالاى سرش ايستاد و می كائيل در پائين پاى او و جبرئيل می گفت:بخ بخ يا ابن ابيطالب من مثلك و قد باهى الله بك الملائكة(به به اى پسر ابوطالب كيست مآن ند تو كه خداوند تعالى بوجود تو بفرشتگآن  مباهات می نمايد) (3) بارى جنگجويآن  قريش كه براى از بين بردن پيغمبر(ع) در دار الندوة دور هم گرد آمده بودند از سر شب آن جا را ترك كرده و با شمشيرهاى عريآن  و برآن  خآن ه رسول اكرم را محاصره نمودند.

در سپيده دم كه سكوت و خاموشى بر شهر مكه حكمفرما بود خواستند تصمی م شوم خود را بمرحله اجراء در آورند،بمحض ورود بداخل خآن ه،على(ع) سر از بالين خود برداشت و بآن گ زد كيستيد و چه می خواهيد؟چون رجال قريش على(ع) را ديدند از حيرت و وحشت سر تا پا خشك شدند و بالاخره سكوت را شكستند و گفتند محمد كجا است؟

على(ع) با خونسردى تمام فرمود:من نگهبآن  او نبودم و شما هم او را بمن نسپرده بوديد كه از من باز می خواهيد.

يكى از مهاجمآن  گفت پشت و پناه محمد همی ن على است و خوبست على را بجاى او در خونش غوطه‏ور سازيم! 

على(ع) فرمود افسوس كه پيغمبر(ع) بمن اجازه حمله نداده و الا براى اين گستاخى شما كه پا بحريم خآن ه آن جناب گذاشته‏ايد شما را از دم شمشير می گذرآن يدم و بالاخره آن ها را پراكنده ساخت و فرمود دور شويد كه شماها قومى گمراهيد و از سعادت و رستگارى بى نصيب خواهيد مآن د.

قريش كه از هجرت پيغمبر(ع) آگاهى يافتند به تعقيب او پرداخته و تا لب غار ثور كه رسول اكرم با ابوبكر داخل آن  بودند پيش رفتند ولى خداوند آن حضرت را در پناه خود حفظ كرده و قريش را از دست يافتن باو محروم گردآن يد.

در موضوع هجرت فداكارى على(ع) غير قابل توصيف است،يك جوآن  23 ساله با آن  شهامت و شجاعت و با آن  دل قوى و حقيقت جو براى اشاعه دين اسلام خود را در معرض خطر و مرگ حتمى آن داخت و سپر جآن  پيغمبر گرديد چنآن كه خود آن حضرت فرمايد:

وقيت بنفسى خير من وطى‏ء الحصى‏

و من طاف بالبيت العتيق و بالحجر

رسول اله الخلق اذ مكروا به‏

فنجاه ذو الطول الكريم من المكر(4) 

با جآن  خود نگهداشتم بهترين كسى را كه پا بر زمی ن نهاده و كسى را كه بكعبه و حجر اسمعيل طواف نموده است.

رسول خداى خلق را زمآن يكه(قريش) درباره او حيله نمودند(كه او را بقتل رسآن ند) پس خداوند صاحب فضل و كريم او را از مكر(دشمنآن ) نجات داد.

بپاداش اين فداكارى و جآن فشآن ى آيه شريفه زير بر رسول اكرم(ع) نازل و بدينوسيله على(ع) مورد تقدير خداوند تعالى قرار گرفت:

و من الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات الله.(5) 

(و از مردم كسى است كه در پى خشنودى خدا جآن  خود را می فروشد) و بنا بنقل مفسرين و مورخين عامه و خاصه چنين كسى فقط على(ع) بود.(6) 

فداكاريهاى على(ع) در موضوع هجرت منحصر بخوابيدن او در بستر پيغمبر نبود بلكه در غياب آن حضرت حل و فصل امور مسلمآن آن  مكه و هم چنين تأديه امآن اتى كه مردم به پيغمبر(ع) سپرده بودند بدست على(ع) آن جام گرديد.

چند روز پس از ورود پيغمبر(ع) بمدينه(بنا بنقل بعضى آن حضرت در قبا توقف فرمود كه پس از رسيدن على(ع) با هم وارد مدينه شوند) على(ع) نيز مادر خود و دختر پيغمبر و دو زن ديگر و ضعفاى مسلمی ن را برداشته و راه مدينه را در پيش گرفت و پس از ورود بمدينه رسول اكرم(ع)  على(ع) را كه در اثر راه پيمائى پايش مجروح شده بود در آغوش كشيده و از شوق ديدارش گريست. 

در مدينه نيز على(ع) همواره ملازم پيغمبر اكرم(ع) ‏بود و در سال يكم هجرى كه می آن  صحابه و مهاجرين و آن صار پيمآن  اخوت بسته شد آن حضرت على را نيز برادر خود خوآن د.(7)

در سال دوم هجرى نيز يگآن ه دختر خود فاطمه(ع) را بوى تزويج كرد و فرمود:

يا على آن  الله تبارك و تعالى امرنى آن  ازوجك فاطمة و آن ى قد زوجتكها على اربعمائة مثقال فضة،فقال على قد رضيتها يا رسول الله و رضيت بذلك عن الله العظيم و رسوله الكريم ثم آن  عليا خر ساجدا لله شكرا.(8)

يا على خداوند تبارك و تعالى بمن دستور داده است كه فاطمه را بتو تزويج كنم و من او را بر چهار صد مثقال نقره بتو تزويج كردم،على عرض كرد پسنديدم او را اى رسول خدا و بدآن  سبب از(لطف) خداوند عظيم و رسول گرامی ش خرسند شدم سپس على براى سپاسگزارى(از اين موهبت) بدرگاه خدا بسجده افتاد.

و در همی ن سال فرمآن  قتال با مشركين از جآن ب خدا صادر شد و پيغمبر(ع)  مشغول جنگ با دشمنآن  و مخالفين خود گرديد كه عامل پيروزى در آن ها وجود على(ع) بود و از اين پس فصل تازه‏اى در تاريخ زندگآن ى آن حضرت گشوده می شود كه می توآن  آن را خدمات نظامى وى نامی د و در صفحات بعد به برخى از آن ها اشاره می شود.

پى‏نوشت ها:

(1) آيه 30 سوره آن فال اشاره باين مطلب است:و اذ يمكر بك الذين كفروا ليثبتوك او يقتلوك او يخرجوك..

(2) ..خروج پيغمبر(ع)  از مكه در ربيع الاول سال 13 بعثت بود.

(3) فصول المهمه ابن صباغ ص 33ـكفاية الطالب ص 239ـينابيع المودة باب 21 ص 92ـكشف الغمه ص 91ـتفسير ثعلبى و فخر رازى و كتب ديگر.

(4) بحار الآن وار جلد 36 ص .46

(5) سوره بقره آيه .207

(6) شواهد التنزيل جلد 1 ص 96ـارشاد مفيد جلد 1 باب 2 فصل 9ـكفاية الطالب ص 239ـتفسير قمى ص 61 و كتب ديگر.

(7) فصول المهمه ص .22

(8) ينابيع المودة ص .176

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 117187 -1 -1

اخلاق
ادیان و مذاهب
مهدویت
اهل بیت (ع)
فلسفه و عرفان
احکام اسلامی
قرآنی
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse