مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۸ جمعه ۲۲ آذر -اِجُّمعَة ١٥ ربيع الثاني ١٤٤١ - Friday December 2019
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  373   بازدید    تاریخ درج مطلب  29/12/1396    
 
 
تحقیر و مسخره کردن در قرآن

ملاک و میزان و معیار ارزش ها نزد خدای متعال تقوا و پاکدامنی است. از این رو هیچ کس حق ندارد دیگری را کوچک بشمرد و با چشم حقارت به او بنگرد، چه بسا همین شخص پیش خدا آبرومند باشد.
یکی از محرّمات(که از عوامل غیبت هم به شمار می رود) سخریه و استهزاء است و شک نیست که سخریه و استهزاء یکی از آن عوامل است که بسیاری از اوقات انسان های ضعیف الایمان را وادار به غیبت می کند. آری، هستند کسانی که به منظور بی اعتبار کردن دیگران از عامل تمسخر بهره می گیرند و برای مجلس آرایی و خنداندن حاضران از آبرو و حیثیت دیگران مایه می گذارند و با کارهایی از قبیل تقلید در راه رفتن، سخن گفتن، غذا خوردن و خلاصه به هر طریقی از اشاره و کنایه و... دیگران را به مسخره می گیرند و از این راه حس خودپسندی و انتقام جویی خویش را اشباع می کنند و دست کم با خرج کردن آبروی دیگران مستمعان و دوستان خود را راضی می سازند و بدین جهت است که قرآن کریم از این عمل به شدت نهی کرده و آن را به عنوان ظلم و ستم مورد توبیخ و تهدید قرار داده است و امر به توبه می کند و می فرماید: یا ایهَا الَّذینَ امَنُوا لا یسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسی انْ یکونُوا خَیرا مِنْهُم وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسی انْ یکنَّ خَیرا مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا انْفُسَکمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالالْقابِ بِئْسَ الاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الایمانِ وَ مَنْ لَمْ یتُبْ فَاولئِک هُمُ الظّالِمُونَ.(حجرات،11)؛
ای کسانی که ایمان آورده اید نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را استهزاء کنند، شاید آن ها که مورد استهزاء واقع می شوند بهتر از مسخره کنندگان باشند. و همچنین زنان یکدیگر را مسخره نکنند، زیرا ممکن است زنان مسخره شده از آن ها که مسخره می کنند بهتر باشند. و مبادا از یکدیگر عیب جویی کنید و زنهار از این که یکدیگر را با القاب زشت و ناپسند یاد کنید که پس از ایمان آوردن، نامی که نشان از فسق و فجور دارد بسیار زشت است و هر کس که از این رفتار توبه نکند ستمگر و ظالم است."
برخی از مفسّران در شأن نزول آیه فوق گفته اند: این آیه در باره ثابت بن قیس بن شماس نازل شده است. ثابت گوش هایش سنگین بود و هنگامی که وارد مسجد می شد برای او راه باز می کردند تا برود نزدیک پیامبر ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلم ـ بنشیند و سخنان حضرت را بشنود. یک روز وارد مسجد شد در حالی که مردم از نماز صبح فارغ شده و هر کدام در جایی نشسته بودند. ثابت نیز طبق روش هر روز سعی می کرد نزدیک پیامبر ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلم ـ بنشیند، به این جهت جمعیت را می شکافت و می گفت جا بدهید، جا بدهید تا خدمت پیامبر بروم.
سر انجام یکی از آن ها گفت همین جا بنشین. او نیز همان جا نشست، ولی از این که راهش ندادند تا نزدیک پیامبر بنشیند به شدت ناراحت شد. پس از این که هوا روشن شد ثابت از روی ناراحتی گفت: این مرد کیست؟ گفت: من فلان کس هستم. ثابت گفت: فرزند فلان زن؟ و نام مادر او را طوری بر زبان جاری کرد که در آن دوران(دوران جاهلیت) این گونه تعبیر را مایه سرزنش و ملامت می دانستند. آن مرد شرمنده شد و از خجالت سر به زیر افکند، سپس این آیه نازل شد.
ملاک و میزان و معیار ارزش ها نزد خدای متعال تقوا و پاکدامنی است. از این رو هیچ کس حق ندارد دیگری را کوچک بشمرد و با چشم حقارت به او بنگرد، چه بسا همین شخص پیش خدا آبرومند باشد.
مقام مؤمن در پیشگاه خدا
بنده مؤمن نزد خداوند متعال بسیار عزیز و محترم است. خداوند بندگان مؤمن را دوست می دارد و عزت و سربلندی را از آن مؤمنان می داند، چنان که می فرماید... وَ لِلّهِ الْعِزَّه وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤمِنینَ...؛(63: 8...) عزّت و سرفرازی تنها از آن خدا و پیامبر و مؤمنان است..." و به همین جهت در سوره حجرات آیه «لا یسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ...»(حجرات،11) فرمود هر کس مؤمنان را مسخره کند یا با القاب زشت از آن ها یاد کند در زمره ستم کاران محسوب می شود.
و در جای دیگر می فرماید: الَّذینَ یلْمِزُونَ المُطَّوِّعینَ مِنَ الْمُؤمِنینَ فِی الصَّدَقاتِ وَ الَّذینَ لا یجِدُونَ الا جُهْدَهُمْ فَیسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ الیمٌ؛(9: 79) آنان که از مؤمنان متعبّد و متعهّد به خاطر صدقاتی که در راه خدا می دهند انتقاد و عیب جویی می کنند و نیز افراد بی بضاعتی را که حداکثر توانشان را در طبق اخلاص نهاده اند به مسخره می گیرند، خداوند نیز آن ها را مسخره خواهد کرد و برای آنان عذابی دردناک در پیش است."
همچنین در احادیث اسلامی آمده است که احترام به مؤمن احترام به خدا است و اهانت و تحقیر مؤمن اهانت به ذات اقدس الهی و موجب خشم خداوند سبحان است و در حدیث قدسی آمده است: خداوند به کسانی که مؤمنان را بیازارند اعلان جنگ می دهد: عن أبی عبد اللّه(ع) قال: "قال اللّه عزّ و جلّ: لِیأذَنْ بِحَرْبٍ مِنّی، مَنْ اذَلَّ عَبْدِی الْمُؤمِنَ وَ لِیأمَنْ مِنْ غَضَبی مَنْ اکرَمَ عَبْدِی الْمُؤمِنَ." از امام صادق(ع) آمده است که خداوند عزّ و جلّ فرمود: "کسی که بنده مؤمن مرا خوار شمارد باید بداند که خداوند با او در جنگ است و کسی که بنده مؤمن مرا تعظیم و تکریم کند بی شک از غضب من در امان است."
رسولخدا ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلم ـ فرمود: و من اذلّ مؤمنا اذلّه اللّه...؛ کسی که مؤمنی را خوار شمارد خدا او را ذلیل خواهد کرد."
امام صادق(ع) فرمود: من حقّر مؤمنا لقلّة ماله حقّره اللّه فلم یزل عند اللّه محقورا حتّی یتوب ممّا صنع...؛
کسی که به خاطر فقر و تهیدستی مؤمنی را کوچک شمرد خداوند او را کوچک می شمارد و همیشه در نزد خدا خوار و زبون است تا آنکه از کردارش توبه کند..."
حرمت مؤمن از حرمت کعبه بیشتر است
ابن أبی الحدید در شرح این جمله از نهج البلاغه(اذا استولی الصلاح علی الزمان و اهله...) روایتی را از رسولخدا ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلم ـ چنین نقل می کند:
"و الخبر ما رواه جابر قال: نظر رسول اللّه ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلم ـ إلی الکعبه فقال: مرحبا بک من بیت ما اعظمک و أعظم حرمتک و اللّه انّ المؤمن أعظم حرمة منک عند اللّه عزّ و جلّ، لأنّ اللّه حرّم منک واحدة و من المؤمن ثلاثة: دمه و ماله و أن یظنّ به ظنّ السّوء...؛
جابر روایت کرده است که رسولخدا ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلم ـ به کعبه نظر افکند و فرمود: آفرین بر تو، خانه ای که چقدر بزرگی و احترام تو چقدر زیاد است سوگند به خدا، احترام مؤمن نزد خدا از تو بیشتر است، زیرا حرمت تو فقط از یک جهت است(که خونریزی در تو حرام است )، ولی مؤمن از سه جهت احترام دارد:
1.خون وی محترم است.
2.مال او حرمت دارد.
3.بدگمانی نسبت به او حرام است."
تذکر: آنچه بیش از هر چیز در پیشگاه خدای متعال اهمیت و ارزش دارد تقوا است و سایر امور از قبیل پول، جاه، مقام، منصب و... دلیل بر عظمت و محبوبیت انسان نیست. از این رو نباید در هیچ مؤمنی به دیده حقارت و پستی نگریست، چرا که ما نمی دانیم اولیای خدا چه کسانی هستند، چون از باطن افراد جز پروردگار هیچ کس آگاه نیست، چنان که حضرت رسول گرامی اسلام ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلم ـ نیز در ضمن یکی از سخنان خود فرمود:
"إنّ اللّه عزّ و جلّ کتم ثلاثه فی ثلاثه:... و کتم ولیه فی خلقه... و لا یزر أنّ احدکم بأحد من خلق اللّه فانّه لا یدری أی هم ولی اللّه.؛
خدای عزّ و جلّ سه چیز را در سه چیز مخفی کرده است:... ولی خود را درمیان خلق خویش مخفی داشته است... بنابر این مبادا هیچ یک از شماها احدی از بندگان خدا را کوچک شمرد، زیرا نمی داند کدام یک از آن ها ولی خدا است."
همچنین حضرت علی(ع) در ضمن حدیثی فرمود: إنّ اللّه تبارک و تعالی أخفی أربعة فی أربعة... و أخفی ولیه فی عباده فلا تستصغرنّ عبدا من عبید اللّه فربّما یکون ولیه و أنت لا تعلم؛ خدای تبارک و تعالی چهار چیز را در چهار چیز پنهان نموده است:... ولی خود را در میان بندگان خویش پنهان داشته است. پس به هیچ بنده ای از بندگان خدا با چشم حقارت نگاه مکن که شاید همان(کسی که به او بی اعتنا هستی ) ولی خدا باشد و تو ندانی."
سرانجام بد سخریه و استهزاء
بی تردید، کسی که به مردم اهانت کند و آن ها را مورد تمسخر و استهزاء قرار دهد گناه بزرگی را مرتکب شده و باید در انتظار عواقب سوء و آثار بد آن باشد، زیرا هیچ عملی بدون بازتاب نخواهد بود: "فَمَنْ یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیرًا یرَهُ وَمَنْ یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یرَهُ؛(99: 7 - 8) پس در آن روز هر کس به قدر ذرّه ای کار نیک کرده آن را خواهد دید و هر کس به قدر ذره ای کار زشت مرتکب شده آن را خواهد دید."
از آثار بد هرزه گویی و مسخره کردن دیگران غفلت و بی تفاوتی و از دست دادن احساس مسئولیت است. افرادی که به این بیماری دچار می شوند، به ناچار از ذکر خدا غافل شده و از عبادت پروردگار لذت نمی برند، یعنی در عبادت حضور قلب ندارند و با اکراه و بی میلی با آن روبرو می شوند.
از قرآن کریم استفاده می شود که یکی از موجبات غفلت و فراموشی از یاد خدا، استهزاء و تحقیر مؤمنان است، زیرا بندگان مؤمن، مظاهر دین و مفاخر شریعت سید مرسلین اند و بی اعتنایی به مقام و منزلت آنان موجب سلب توفیق و باعث تاریکی دل می شود و سر انجام انسان را با دوزخیان گمراه، همراه و همنشین می سازد.
خداوند متعال در کتابش آن گاه که وخامت حال دوزخیان و کیفیت بازپرسی از آنان را ترسیم و تشریح می کند و به جزع و فزع آنان برای بیرون آمدن و نجات از عذاب دردناک و سوزان دوزخ اشاره و با جمله «... اخْسَئُوا فِیهَا وَلا تُکلِّمُونِ »؛(23: 108) به آن ها پاسخ می دهد.
و سپس می فرماید: "إِنَّهُ کانَ فَرِیقٌ مِنْ عِبَادِی یقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَیرُ الرَّاحِمِینَ فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِیا حَتَّی أَنْسَوْکمْ ذِکرِی وَکنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَکونَ إِنِّی جَزَیتُهُمُ الْیوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ؛(23: 109 - 111) این شما بودید که وقتی گروهی از بندگان من می گفتند: «پروردگارا ما ایمان آورده ایم، ما را بیامرز و بر ما ترحّم فرما که تو بهترین رحم کنندگانی» آن ها را به باد مسخره گرفتید تا آنجا که مرا بکلی فراموش کرده بودید و تنها کارتان این بود که بر آن خدا پرستان خنده می کردید. اما امروز من به آنان به خاطر صبر و استقامتشان پاداش(نیک ) می دهم، که تنها آنان پیروز و رستگارند."
حال که معلوم شد یکی از موجبات غفلت و فراموشی از ذکر خدا استهزای مؤمنان و بی احترامی به آنان است، باید دانست که اگر کسی با همین حال از دنیا برود و توبه نکند زندگی سخت و طاقت فرسایی در انتظار اوست و در روز قیامت کور و نا بینا وارد محشر شده و مشمول رحمت الهی واقع نخواهد شد، چنان که می فرماید:
"وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکا وَنَحْشُرُهُ یوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمَی قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِی أَعْمَی وَقَدْ کنْتُ بَصِیرًا قَالَ کذَلِک أَتَتْک آیاتُنَا فَنَسِیتَهَا وَکذَلِک الْیوْمَ تُنْسَی ؛(20: 124 - 126)
هر کس از یاد من روی گرداند برای او زندگی سخت و تنگی خواهد بود و روز قیامت او را نابینا محشور می کنیم. او می پرسد: پروردگارا چرا مرا نابینا محشور کردی با این که من در دنیا بینا بودم؟ خدا در پاسخ می گوید: این به خاطر آن است که آیات ما به تو رسید ولی تو آن ها را بکلی فراموش کردی و به کیفر آن امروز تو فراموش خواهی شد(ما تو را فراموش می کنیم )."
فردا نوبت مؤمنان است
قرآن کریم در جای دیگر می فرماید: "کسانی که در دنیا افراد با ایمان را مسخره می کنند و با خنده های تمسخر آمیز و تحقیر کننده از کنارشان می گذرند و با اشاره های چشم و ابرو آنان را به مسخره می گیرند و از این کار(زشت ) خود اظهار سرور و خوشحالی نموده و به آن مباهات می کنند و... باید بدانند که فردا نوبت مؤمنان است که بر آن ها بخندند." اینک متن آیات: " انَّ الَّذینَ اجْرَمُوا کانُوا مِنَ الَّذینَ امَنُوا یضْحَکونَ؛(83: 29)
مجرمان و بد کاران همیشه در دنیا به مؤمنان می خندیدند."
" وَ اذا مَرُّوا بِهِمْ یتَغامَزُونَ؛(83: 30)
و هنگامی که از کنار مؤمنان می گذرند با اشاره های چشم و ابرو آن ها را مسخره می کنند. "
" وَ اذَا انْقَلَبُوا الی اهْلِهِمُ انْقَلبُوا فَکهینَ؛(83: 31)
و هنگامی که به سوی خانواده خود باز می گردند مسرور و خندانند."
" وَ اذا رَاوْهُمْ قالُوا انَّ هؤُلاءِ لَضالُّون؛(83: 32)
و هنگامی که آن ها را(: مؤمنان را) می دیدند می گفتند این ها گمراهانند."
" وَ ما ارْسِلُوا عَلَیهِمْ حافِظینَ؛(83: 33) در حالی که آن ها هرگز مأمور مراقبت و متکفّل آنان(: مؤمنان ) نبودند."
" فَالْیوْمَ الَّذینَ امَنُوا مِنَ الْکفّارِ یضْحَکونَ؛(83: 34) ولی امروز مؤمنان به کافران می خندند. "
" عَلی الارائِک ینْظُرُونَ؛(83: 35) در حالی که بر تخت های مزین بهشتی نشسته اند و نگاه می کنند. "
سپس به عنوان طعن و تمسخر گفته می شود: " هَلْ ثُوِّبَ الْکفّارُ ما کانُوا یفْعَلُون؛(83: 36) آیا کافران پاداش اعمالشان را گرفتند؟"
خلاصه این که سخریه و استهزاء نوعی عیب جویی است و سزاوار نیست انسان برای این که عده ای را بخنداند مرتکب این گناه شود و دیگران را تحقیر کند و کسانی که مردم را مسخره می کنند به خود مغرورند و همین غرور و خودبینی آنان سبب می شود که افراد مؤمن و متدین را به چشم حقارت بنگرند و در نتیجه برای خود عذابی سخت و دردناک آماده کنند که نمونه ای از آن در آیات فوق از نظرتان گذشت.
زیان های سوء سخریه از نظر روایات
در روایات معصومین علیهم السلام نیز از کسانی که مؤمنان را تحقیر و تمسخر می کنند به شدت نکوهش شده است. در این مورد به چند حدیث اکتفا می شود.
یاوه سرایی و خسران ابدی:
معصوم ـ علیه السلام ـمی فرماید: "کسانی که از راه غیبت، تهمت، اهانت و تحقیر مردم، دیگران را می خندانند باید بدانند که در روز قیامت از خاسران و زیانکارانند. "
امام صادق(ع) فرمود: "کان بالمدینه رجل بطّال یضحک النّاس منه فقال قد أعیانی هذا الرّجل أن أضحکه(یعنی علی بن الحسین) قال: فمرّ علی(ع) و خلفه مولیان له قال: فجاء الرّجل حتّی انتزع ردائه من رقبته، ثمّ مضی، فلم یلتفت إلیه علی(ع) فاتّبعوه و أخذوا الرّداء منه فجاؤا به فطرحوه علیه، فقال لهم، من هذا؟ فقالوا: هذا رجل بطّال یضحک أهل المدینه فقال: قولوا له إنّ للّه یوما یخسر فیه المبطلون؛ در شهر مدینه مردی پست و فرومایه بود که کار او فقط هرزه گویی و خنداندن مردم بود. یک روز گفت که این مرد(یعنی علی بن الحسین) مرا عاجز کرده است زیرا تا کنون نتوانسته ام او را بخندانم.(منتظر فرصتی بود) تا این که روزی امام سجاد(ع) به همراه دو تن از خدمت گزاران خود می گذشت. او نیز(فرصتی به دست آورد) و عبای آن حضرت را از دوش مبارکش کشید و رفت.
امام هیچ گونه اعتنایی به او نکرد. کسانی که آنجا بودند رفتند و ردای امام سجاد(ع) را از او گرفته و بر دوش مبارک آن بزرگوار انداختند.
امام(ع) پرسید: این شخص که بود؟ گفتند: او مرد هرزه گو و خوشمزه ای است که مردم مدینه را می خنداند. فرمود: به او بگویید خدا را روزی است که در آن روز یاوه سرایان زیان کار خواهند شد."
به هر حال، تردیدی نیست که این گونه افراد در روز قیامت گرفتار انواع عذاب و شکنجه خواهند شد و همان گونه که در دنیا مؤمنان را مسخره می کردند و می خندیدند اهل ایمان نیز در روز قیامت بر آن ها می خندند.
پیامبر اکرم ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلم ـ فرمود: "إنّ المستهزئین بالنّاس یفتح لأحدهم باب من الجنّة فیقال هلمّ هلمّ فیجی ء بکربه و غمّه فاذا أتاه اغلق دونه ثمّ یفتح له باب اخر فیقال هلمّ هلمّ فیجی ء بکربه و غمّه فاذا أتاه اغلق دونه فما یزال کذلک حتّی إنّ الرّجل لیفتح له الباب فیقال له هلمّ هلمّ فلا یأتیه؛
در روز قیامت کسانی را که در دنیا مردم را مسخره می کردند می آورند و دری از بهشت به روی آنان می گشایند و به آن ها می گویند بیایید بیایید. آن ها با آن همه سختی و ناراحتی به پیش می آیند و همین که نزدیک در می رسند در به روی آن ها بسته می شود. سپس در دیگری به روی آن ها باز می شود و گفته می شود شتاب کنید شتاب کنید. این بار نیز آن ها با ناراحتی حرکت می کنند و همین که نزدیک این در می روند آن نیز بسته می شود و همین طور این کار تکرار می شود تا جایی که نا امید می شوند و سر انجام دیگر به سوی هیچ دری نمی روند. در اینجا مؤمنان که ساکنان بهشت اند به آن ها نظاره می کنند به آنان می خندند."
نتیجه بحث: با توجه به مطالبی که گفته شد افراد متعهّد و مؤمن باید از این رفتار زشت و ناپسند از دو جهت دوری جویند:
1- آن که هرزگی و مسخرگی بالطبع زشت است.
2- آن که موجب گناه کبیره دیگر(یعنی غیبت) نیز می شود.
پروردگارا ما را از لغزش ها محفوظ دار.در قرآن کریم پنج معیار برای فضیلت و برتری میان افراد بشر ذکر شده است که عبارت است از:
الف. تقوا که فرمود: «انَّ اکرَمَکمْ عِنْدَ اللّهِ اتْقیکمْ...»(حجرات - 13): بهترین شما با تقواترین شما است...
ب. عقل و تعقّل(بکارگیری عقل) که خمیر مایه سایر ارزش ها است و آیات فراوانی از قرآن کریم بر آن گواهی می دهد.
ج. جهاد در راه خدا، چنانکه می فرماید: « لا یسْتَوِی الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیرُ أُولِی الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَی الْقَاعِدِینَ دَرَجَةً وَکلا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَی وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَی الْقَاعِدِینَ أَجْرًا عَظِیمًا »(نساء - 95).
افراد با ایمانی که بدون بیماری و ناراحتی از جهاد باز نشستند با مجاهدانی که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند یکسان نیستند. خداوند مجاهدانی را که با مال و جان خود جهاد کردند بر قاعدان برتری بخشیده و به هر یک از این دو دسته(به نسبت اعمال نیکشان ) خداوند وعده پاداش نیک داده و مجاهدان را بر قاعدان برتری و پاداش عظیمی بخشیده است.
د. ایمان.
ه. علم و دانش. علم و ایمان دو معیار اساسی و دو رکن شجره طیبه فضیلت و انسانیت است.
قرآن کریم در این باره می فرماید: «... یرْفَعِ اللّهُ الَّذینَ امَنُوا مِنْکمْ وَ الَّذینَ اوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ... »(مجادله - 11).
... خداوند به آن ها که ایمان آورده و بهره ای از علم دارند درجات بزرگی ارزانی می دارد.... ولی باید دانست که در میان تمام ارزش ها تقوا از همه بالاتر است بلکه تقوا اساس و پایه تمام ارزش ها است زیرا بدون داشتن تقوا نه علم کارساز است و نه جهاد راهگشا و نه عقل راهنما و نه ایمان می تواند انسان را به سر منزل مقصود برساند. در زمینه تقوا است که عقل حقایق را درک می کند و علم حلال مشکلات می شود. این همه تعریف و تشویق و ستایش از علم مشروط به آن است که هدف از تعلیم و تعلّم شناخت حقیقت و آگاهی به مسئولیت و خدمت به بندگان خدا و تحصیل خشنودی پروردگار متعال باشد، وگر نه نتیجه علم همان خواهد شد که مولوی می گوید:
بد گهر را علم و فن آموختن دادن تیغ است دست راهزن
تیغ دادن در کف زنگی مست به که آید علم ناکس را به دست
علم و مال و منصب و جاه و قران فتنه آمد در کف بد گوهران(مثنوی، دفتر چهارم، ص 693.)
منبع: سایت بیتوته

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 115092 -1 -1

اخلاق
ادیان و مذاهب
مهدویت
اهل بیت (ع)
فلسفه و عرفان
احکام اسلامی
قرآنی
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse