مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۷ پنج شنبه ۳ خرداد -اِلخَميس ٩ رمضان ١٤٣٩ - Thursday May 2018
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  155   بازدید    تاریخ درج مطلب  17/11/1396    
 
 
گوهرناب

لذّت جویی از وجد و حال عرفانی
لذّت جویی از وجد و حال عرفانی
لذّت جویی از وجد و حال عرفانی، جوانه ای است که پس از قطع شاخه های خودخواهی در «خودِ طبیعی» سر می کشد. برای توضیح این حقیقت که: لذّت جویی از وجد و حال عرفانی، جوانه ای است که پس از قطع شاخه های خودخواهی در خودِ طبیعی سر می کشد و مانعِ تابشِ انوارِ الهی بر درخت موجودیت روح آدمی می شود، توجّه به این نکته لازم است که انتقال و انحراف از یک پدیده یا از یک فعالیت روانی به پدیده یا فعالیتی دیگر، به دو نوع عمده تقسیم می شود:
نوع یکم- انتقال از یک پدیده یا یک فعالیت حصولی به حصولی دیگر، مانند انتقال از تصوّر ماه به تصوّر خورشید و از تصوّر انسان به تصوّر آب. .. یا انتقال از یک رشته تداعی معانی به تفکر منطقی، یا بر عکس، از تفکر منطقی به تداعی معانی، هم چنین، مانند انتقال از تجرید عادی به تجرید کلّی و از تفکر در یک نمود هنری به تفکر در یک عمل ریاضی. .. در این نوع انتقال، یا دیدگاه مغزی و روانی آدمی عوض می شود، مانند انتقال در تصوّرات، و یا عمل مغزی و روانی آدمی عوض می شود، مانند انتقال ازیک فعالیت به فعالیتی دیگر.
نوع دوم- از اشتغال به خوشی های حبّ ذات و خودخواهی و خودپردازی به یک تصوّر یا فعالیت، منتقل و منصرف می شود. آدمی در آن هنگام که در لذّتی غوطه ور است، در صورت انتقال و انحراف به یک تصوّر و یا فعالیت دیگر، از میان امواج خوشی های حبّ ذات و خودخواهی و خودپردازی سر برمی کشد و از خود بیرون می آید. به عبارت ساده تر: خوش گذرانی او با خویشتن قطع می شود. برای اثبات این که لذّت از امواج یا شئون خودخواهی است و مربوط به خودِ طبیعی است، می توان این جریان روشن را در نظر گرفت که در هنگام غوطه ور بودن در لذّت، با به وجود آمدنِ ناگهانی عاملِ درد، خودِ طبیعی در تضاد قرار می گیرد و هر اندازه لذّت موجود و دردی که به وجود آمده است، شدیدتر باشد، تضادّی که به وجود می آید، تندتر و شدیدتر بوده و اثر آن، ناراحت کننده تر و شکننده تر خواهد بود، در صورتی که انتقال ذهنی به تصوّرهای متنوّع و به فعالیت های گوناگون، هرگز تضادّی به وجود نمی آورد.
پدیده لذّت- نه شکوفایی و انبساط و ابتهاج- چه از مقوله لذایذِ طبیعی محسوس و چه از مقوله لذایذ روانی که ارباب وجد و حال در جستجوی آن تلاش می کنند، با اندوه مقدّس که فقط از مختصّات رشدیافتگان و سالکانِ جدّی راهِ حقّ و حقیقت می باشد، سازگار نیست. این اندوه، ناشی از نواقص مادّیات و خور و خواب و خشم و شهوت و جولان های خودپرستانه در میدان زندگی نیست، بلکه اندوه بسیار مبارکی است که ناشی از کم ترین احتمالات خویشتن درباره عدم وصول به امکانات تکاملی در این دنیاست؛ نه تنها درباره خویشتن، بلکه درباره دیگر انسان هایی که در تاریکی های جهل و فقرِ معرفت و نومیدی، از برخورداری از استعدادهای خود غوطه ورند. کمال گرایان اگر هیچ علتی برای اندوه نداشته باشند، اندوه بر حال آن غوطه وران در تاریکی ها و لب تشنگان در کنارِ آبِ حیاتِ هستی، سطوح روانی آنان را فرا می گیرد. از طرف دیگر، چگونه ممکن است اندوه مقدّس گریبان یک عارفِ کمال جو را رها کند، با این که می داند با کج شدن یک موی از ابرو، در فضای بالای سر خود، یک ماه می بیند؟
آبِ حیاتِ من است خاک سرِ کوی دوست
گر دو جهان خرّمی است ما و غمِ روی دوست
سعدی
ندهی اگر به او دل، به چه آرمیده باشی
نگزینی ار غم او، چه غمی گزیده باشی
فیض کاشی
ما در مواردی متعدّد از نهج البلاغه، این اندوه را در کلمات امیرالمؤمنین علیه السلام می بینیم که به عنوان یکی از صفاتِ مهمِّ سالکانِ راهِ حق بیان می فرماید. از آن جمله در خطبه هشتاد و هفت چنین آمده است:فَاسْتَشْعَرَ الْحُزْنَ.
آن انسانی که خدا در خودسازی وی یاری فرموده است، اندوهی در درون خود در می یابد.
هم چنین، در توصیف انسان های متّقی، به همام می فرماید:
قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ.[1]
دل های آنان اندوهگین است.
این که خداوند متعال می فرماید:
أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لا هُمْ یحْزَنُونَ.[2]
آگاه باشید که دوستان خدا، نه ترسی باشد بر ایشان و نه اندوهناک می شوند.
مقصود، خوف و اندوه معمولی است که به طور طبیعی زندگی انسان های ناموفق به حرکت در مسیر کمال را تیره و تار می نماید. به عبارتی دیگر: اولیاءاللّه که تکاپوگرانِ میدانِ مسابقه در خیرات و کمالاتند، از فقدان و نقص مادّیات و لزوم مهار کردن امیال و شهوات نمی ترسند و درباره آن ها اندوهی به خود راه نمی دهند. هم چنین، به دلیل آگاهی به این که:
أَزِمَّةُ الْأُمُورِ طُرّاً بِیدِهْ وَالْکلُّ مُسْتَمِدَّةٌ مِنْ مَدَدِهْ
اختیار همه امور در دست خداوندی است و همه موجودات از قدرت و عنایات او استمداد می کنند. ملّا هادی سبزواری
***
وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ الَّا بِاللَّهِ.
و هیچ حرکتی و قوّه ای نیست، مگر این که متعلّق به مشیت الهی است.
هرگز در امور غیر اختیاری، ترس و اندوهی به خود راه نمی دهند.
نکته دیگر این که: اکثر جهش ها و حرکت های تکاملی، مولّد تأثّرهای عمیق که موجب اندوه ها و احساسِ نقصِ وجودی بوده اند، می باشد. عاملِ حقیقی این جهش ها هنوز به طور دقیق از دیدگاه علمی روشن نشده است. فقط این مقدار می دانیم که تأثّرها و اندوه های عمیق و ضربه ای بوده است که اگر شخصیت را مختل نسازند، موجب بزرگ ترین جهش ها می باشند. با این حال، چگونه می توان وجد و حال را هدف از سلوک عرفانی قرار داد و استعدادهای عالی دیگر را نادیده گرفت؟ البته می توان وجد و شور و حال و هیجان های روانی را مانند نُقل و شیرینی های جالبی تلقّی کرد که از آغاز حرکت اطفال به طرف معرفت، ضرورت دارد. از این رو، دو نظریه مختلف عُرفا، مانند مولوی در مثنوی، با همین معنا که گفتیم، باید تفسیر شود. یعنی در مواردی که «حال» را تمجید و تحسین می نماید، شایستگی حال و لذّت روانی را به عنوان مقدّمه برای وصول به مقام و نفس مطمئنّه انجام می دهد، و در مواردی که «ارباب حال» را توبیخ می نماید، منظورش اصل و هدف قرار دادن «حال» است. از آن جمله، در دفتر سوم تحت عنوان «داستان مشغول شدن عاشق به عشق نامه خواندن. ..» چنین می گوید:
عاشق حالی، نه عاشق بر منی
بر امید حال بر من می تنی
آن که گه ناقص گهی کامل بود
نیست معبود خلیل، آفِل بود
وآن که آفل باشد و گه آن و این
نیست دلبر، لا احِبُّ الْآفِلین
آن که او گاهی خوش و گه ناخوش است
یک زمانی آب و یک دم آتش است
لیک صافی غرق عشقِ ذوالجلال
ابن کس نی، فارغ از اوقات و حال [3]
در موردی دیگر،«حال» را مانند«قال»، آفتی برای هستی شناس و یا هستی یابی معرّفی می کند:
کاشکی هستی زبانی داشتی
تا ز هستان پرده ها برداشتی
هر چه گویی ای دمِ هستی از آن
پرده دیگر بر او بستی، بدان
آفتِ ادراک آن حال است و قال
خون به خون شستن، مُحال است و مُحال [4]
پی نوشت ها:
[1] - نهج‏البلاغه، خطبه 193.
[2] - سوره يونس/ آيه 62.
[3] - مثنوى معنوى، دفتر سوم.
[4] - همان.
منبع: سایت حوزه

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 113502 -1 -1

جامعه شناسی
روانشناسی
آسیب شناسی اجتماعی
خانواده
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse