مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۶ چهارشنبه ۱ آذر -اِلأَربِعا ٣ ربيع الاول ١٤٣٩ - Wednesday November 2017
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  41   بازدید    تاریخ درج مطلب  22/7/1396    
 
 
شعرهای عاشورایی(1)

دشت بلا

گفت محمد که ز دشت بلا

بي‌سرآيند حسين مرا

اي لب تو تشنه‌ترين غنچه‌ها

کرده غمت با دل خونم چه‌ها

دل خوشي و عشق نگردند جمع

شاهد من آتش و اشک است و شمع

طوطي اگر در قفس آئينه داشت

چلچلة ما غم ديرينه داشت

غصه حريف دل مشتاق نيست

هرکه کند شکوه ز عشاق نيست

نام شاعر:نادر بختياري

*********

نور خدائي

حسين آئينه نور خدائي است

وجودش عين مصباح‌الهدايي است

اگر قرآن ناطق مرتضي بود

حسين ايجاز آن در نينوا بود

بخوان اجمال و تفضيل امامان

زخم يک جرعه زن با تشنه‌کامان

گرين يک جرعه ازجام حسين است

نصيبت نورآفاق و شين و عين است

بنازم شور مرکب راندنش را

فراز نيزه قرآن خواندنش را

عبورش را زخط آتش و خون

حضورش را در اوج هفت گردون

سپرافکندن شب را به پايش

طلوع صبح را در چشمهايش

غبار سم اسبش چون که خيزد

به مستي سرمه در چشم تو ريزد

شهامت شرح قاموس حسين است

شجاعت آستان بوس حسين است

نام شاعر:نادر بختياري

*********

سر كوي تو

زبس در گلو عقده دارد دلم

به زانوي غم سر گذارد دلم

چنان داغدار توام روز و شب

که خونابه از ديده بارد دلم

تو را اي خدايي ترين آرزو

به دست خدا مي‌سپارد دلم

تو رفتي ولي ياد تو ماندني است

پس از تو چنين مي‌نگارد دلم

اسيرم اسير غم عشق تو

سرکوي تو خانه دارد دلم

نام شاعر:عباس براتي‌پور

*********

خيمه‌هاي سوخته

ماند خاکستر بجا از خيمه‌هاي سوخته

سبز شد بانگ عزا از خيمه‌هاي سوخته

مي‌رود تا آسمان همراه بانگ يا حسين

شعله شور و نوا از خيمه‌هاي سوخته

آب آب کودکان تشنه در ظهر عطش

رفته تا عرش خدا از خيمه‌هاي سوخته

از سفير تير صيادان غزالان حرم

در بيابان شد رها از خيمه‌هاي سوخته

در شرار آتش بيداد روئيد از جگر

شيون آل عبا از خيمه‌هاي سوخته

درغبار آتش و اندوه مي‌آمد برون

سروهاي سر جدا از خيمه‌هاي سوخته

ناله‌ها مي‌داد سر بيمار دشت کربلا

ناله‌هايي جانگزا از خيمه‌هاي سوخته

کس در آن وادي غم جز زينب محزون نبود

تا برون آرد او را از خيمه‌هاي سوخته

از ميان شعله‌هاي مرگ چون آيد برون

اهل بيت مصطفي از خيمه‌هاي سوخته

مي‌تراود عطر مظلوميت خون خدا

تا ابد در کربلا از خيمه‌هاي سوخته

نام شاعر:عباس براتي‌پور

*********

حسين(علیه السلام)

شب انديشه‌ام روز از حسين است

ني‌ام را دم به دم سوز از حسين است

از آن ظلمت ستيزم همچون خورشيد

که روحم غيرت آموز از حسين است

نام شاعر:احمد ده‌بزرگي

*********

عشق

عشق يعني کوچه کوچه انتظار

رؤيت خورشيد در باغ بهار

عشق يعني با جنون تا اوج‌ها

رفتن از ساحل به بام موجها

عشق يعني يک تغزل شعر ناب

مثنوي‌هاي خداي آفتاب

عشق يعني سوختن با شعله‌ها

سبز گشتن در شکوه قله‌ها

عشق يعني هاي هاي اشک‌ها

در فرات بي‌وفا با مشک‌ها

دست‌افشان رقص سرخي واژگون

سعي در محراب با قانون خون

گفتمان مادران داغدار

حسرت ديدار گل‌ها در بهار

يک نماد از قصه جام شراب

رويکردي سبز در تفسير آب

عشق يعني يک شهود بي‌کران

سينه‌اي با وسعت هفت آسمان

درحضور آن فروغ تابناک

سر تاويل شفق در جام تاک

پايکوبي بر فراز دارها

يک غزل با ميثم تمارها

يا قنوتي هم صداي آب ها

در نماز صبح با مهتاب ها

عشق يعني کهکشان در کهکشان

چشم اميدي به سوي بي‌نشان

عشق يعني در فضاي رازها

عشق يعني بي‌کران نورها

با شقايق‌ها ميان هورها

طور سينين حيرتي بي‌انتها

شعر شبنم در گلستان خدا

اشک غم در حسرت ديدارها

همدلي تا صبح با تبدارها

عشق يعني يک سرود جاودان

رقص گلها حيرت پروانگان

عشق يعني زينبي تا اوج‌ها

ناخدايي بر فراز موجها

يک زبان در کام از سر غدير

کهکشان آسمانهاي منير

چيرگي بر خار و خسهاي سراب

مخزن‌الاسرار دخت بوتراب

انعکاس خطبه سجادها

يورشي جاويد بر بيدادها

عشق يعني رود رود مادران

در عزاي خيلي از نام‌آوران

غرق در خون ذوالجناحي اشکبار

در غم بشکوه آن تنها سوار

همنوا با عون يا جعفر شدن

روي دستان پدر پرپر شدن

داستان خيمه‌هاي سوخته

کودکاني از عطش افروخته

عشق يعني اربعين ياس‌ها

اشک سرخي در غم عباس ها

تا شهادت يک حبيب باوفا

پير برناي کتاب کربلا

جان فشاني مرگ احلي من عسل

خوش درخشيدن فراسوي زحل

عشق گفتي کربلا آمد به ياد

هيبت خون خدا آمد به ياد

عشق گفتي نينوا آمد به ياد

عصمت لاله‌ها آمد به ياد

نام شاعر:احمد ده‌بزرگي

*********

احياگر عشق

آن زنده دل هميشه بيدار حسين(ع)

احياگر عشق و روح و ايثار حسين(ع)

هر سوي که کاروان دل مي‌آيد

بيني که بود قافله سالار حسين(ع)

نام شاعر:احمد ده‌بزرگي

*********

كاروان كربلا

شيعيان ديگر هواي نينوا دارد حسين(ع)

روي دل با کاروان کربلا دارد حسين(ع)

از حريم کعبه جدش به اشکي شست دست

مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسين

ميبرد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظيم

بيش از اينها حرمت کوي منا دارد حسين

پيش روراه ديار نيستي کافيش نيست

اشک و آه عالمي هم در قفا دارد حسين

بسکه محملها رود منزل به منزل با شتاب

کس نمي‌داند عروسي يا عزا دارد حسين

رخت و ديباج حرم چون گل به تاراجش برند

تا بجائي که کفن از بوريا دارد حسين

بردن اهل حرم دستور بود و سر غيب

ورنه اين بي‌حرمتي ها کي روا دارد حسين

سروران،‌پروانگان شمع رخسارش ولي

چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسين

سر به تاج زين نهاده راه‌پيماي عراق

مي‌نمايد خود که عهدي با خدا دارد حسين

او وفاي عهد را با سر کند سودا ولي

خون به دل از کوفيان بي‌وفا دارد حسين

دشمنانش بي‌امان و دوستانش بي‌وفا

با کدامين سر کند مشکل دو تا دارد حسين

سيرت آل علي با سرنوشت کربلاست

هر زمان از ما يکي صورت نما دارد حسين

آب خود با دشمنان تشنه قسمت مي‌کند

عزت و آزادگي بين تا کجا دارد حسين

دشمنش هم آب مي‌بندد به روي اهل بيت

داوري بين با چه قومي بي‌حيا دارد حسين

بعداز اينش صحنه‌ها و پرده‌ها اشکست وخون

دل تماشا کن چه رنگين سينما دارد حسين

سازعشق است وبه دل هرزخم پيکان زخمه‌ئي

گوش کن عالم پراز شور و نواداردحسين

دست آخر کز همه بيگانه شد ديدم هنوز

با دم خنجر نگاهي آشنا دارد حسين

شمر گويد گوش کردم تا چه خواهد از خدا

جاي نفرين هم بلب ديدم دعا دارد حسين

اشک خونين گو بيا بنشين به چشم شهريار

کاندرين گوشه عزايي بي‌ريا داردحسين

نام شاعر:شهريار

*********

ارباب

الا خورشيد عالمتاب ،ارباب

قرار هر دل بي‌تاب، ارباب

نه تنها من که ديدم آفرينش

تو را مي‌خواندت ارباب، ارباب

به هر ابري که افتد چشم مستت

از او بارد شراب ناب، ارباب

تو آن بودي که هر شب در بر تو

گدايي مي‌کند مهتاب ،ارباب

من آن در را که غير از او دري نيست

کنم با قلب دق‌الباب، ارباب

بياد چشم تو بيمارم امشب

طبيبا بر سرم بشتاب، ارباب

اگرچه ريزه خوارم بازگويم

بيا امشب مرا درياب ،ارباب

به بيداري اگر قابل نباشم

مرا امشب بيا در خواب، ارباب

چو شمعي در هواي کربلايت

دلم شد قطره قطره آب، ارباب

ز چشمانم از اين چشم انتظاري

چکد هم اشک هم خوناب، ارباب

نام شاعر:حاج حيدر توكلي

*********

زمزم اشك

نام جانبخش تو چون بر دهنم مي‌آيد

عطر فردوس برين از سخنم مي‌آيد

زمزم اشک ز چشم تر من مي‌جوشد

نام شيرين تو چون بر دهنم مي‌آيد

اي مسيحا دم عالم ز نسيم مهرت

روح ايمان و يقين بر بدنم مي‌آيد

همچو جان سخت گرانقدر و عزيز است مرا

ز تو هر غم که به جان و به تنم مي‌آيد

دل نشسته است به سوگ و به عزايت شب و روز

ناله و گريه ز بيت‌الحزنم مي‌آيد

از شرار غم تو سوختم اما شادم

که به سويت خبر سوختنم مي‌آيد

گر پس ازمرگ ببويند مرا در دل خاک

نکهت مهر حسين از کفنم مي‌آيد

گرچه خارم چو «وفايي» ولي از لطف حسين

روز محشر خبر گل شدنم مي‌آيد

نام شاعر:سيد هاشم وفايي

*********

عشق

رب الارباب همه ارباب ها

قبله گاه گوشه محراب ها

با توام اي بهترين پيغام ها

با تو اي بالاترين نام ها

با تو اي زيباترين زيباآفرين

اي بهشت مطلق روي زمين

با تو اي يکتا سحاب آرزو

با تو اي پهناي ناب آرزو

با توي اي مهتاب شام خستگي

زندگي عشق، عشق زندگي

با توام با تو حيات سينه‌ها

روشني‌بخش دل آيينه‌ها

با توام دار و ندار فاطمه(ع)

اي گل و باغ و بهار فاطمه(ع)

گوش کن يک لحظه بر آواي من

گر نگيري دست من اي واي من

بي‌تو من آن سو تر از هيچم حسين(ع)

با تو من گرد خدا پيچم حسين(ع)

بي تو حتي کمتر از هر کمترم

با تو لبريز از شراب کوثرم

بي تو پستم پيش چشمان همه

با تو هستم در نگاه فاطمه(ع)

منبع: سایت بیتوته

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 109624 -1 -1

سینما
ادبیات
کتاب و کتابخوانی
هنری
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse