مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۶ چهارشنبه ۱ آذر -اِلأَربِعا ٣ ربيع الاول ١٤٣٩ - Wednesday November 2017
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  81   بازدید    تاریخ درج مطلب  22/7/1396    
 
 
سحاب آرزو

اگر چه ديده‌ام از هجر تو پر از گهر گردد

ميا چو خنده دشمن به جانم نيشتر گردد

بمان در خيمه اما گريه کمتر کن به جان من

مبادا عمه‌ام زينب ز مرگم باخبر گردد

نمي‌خواهم تو باشي بر سرم هنگام جان دادن

که ترسم درد داغ من برايت بيشتر گردد

سرت باداسلامت اي سحاب آرزوبابا

اگر مرغي چو من بشکسته سربي‌بال وپر گردد

گمانم عمه‌ام مي‌آيد ز جا برخيز و ياري کن

که چشمم را ببندي تا نبينم خون جگر گردد

تو ابراهيمي و من هم ذبيح تو ولي ديگر

گمانم نيست برخيزد که سوي خيمه‌ برگردد

زجا برخيز و بنشين پيش پاره پاره جسم من

که ترسم باعث مرگ پدر داغ پسر گردد

نام شاعر:حميد فرجي

*********

شكايت دل

شام يعني انتهاي خستگي

شهر آزار خداي خستگي

شام يعني گوشه ويرانه‌ها

مدفن شمع و گل و پروانه‌ها

شام تسکين دل شيطان بود

زينت سر نيزه‌اش قرآن بود

شام يعني وادي دشنام ها

سنگ باران سري از بام ها

سنگ در دستان نامردان شام

بوسه مي‌زد بر سر زخم امام

شام تفسير نگاهي مضطراست

شهر داغ لاله‌هاي حيدر است

شام هم مانند کوفه بي‌وفاست

صفحه‌اي از دفتر کرب و بلاست

بي‌وفايي‌ مانده از اين طايفه

شام دارد مردم بي‌عاطفه

شام يعني محملي از داغ و درد

موسم پژمردن گلهاي زرد

پاي محمل رقص و کف آزاد شد

کوچه‌هايش هلهله‌آباد شد

شام شهر بازي چوب و لب است

نيشتر بر زخم بغض زينب است

بر دل زهرائيان آتش زدند

هرکه را مي‌سوخت از آهش زدند

يک زن شامي چو ديد اشک رباب

اشک او را داد با خنده جواب

در ميان ازدحامي از نگاه

مي‌کشيد از دل عقيله آه آه

اشک شد آنجا نقاب روي او

شد پريشان قلب او چون موي او

يک نفر شرمي نکرد از معجرش

ريخت خاکستر يهودي بر سرش

نام شاعر:علي ناظمي

*********

يا مهدي ادركني

سر راه تو نشستم به تمناي نگاهي

چه شود عاقبتم را ز خدا خير بخواهي

سالِفِ برِّکَ بي خوانده‌ام و درس گرفتم

که مرا داده‌اي از روز ازل فيض پناهي

با لباسي که براي غم جد تو بپوشم

با همين رنگ سياهش ز دلم رفته سياهي

آمدم تا که بگويم سر يارم به سلامت

تسليت بر تو بگويم همره ناله و آهي

گر نگاه تو نباشد به خدا هيچ نماند

نه اماني نه قوامي نه ثباتي و سپاهي

عزّت عشق عيان است در اين سال حسيني

چه شود امر فرج را ز خدا خود تو بخواهي

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 109614 -1 -1

سینما
ادبیات
کتاب و کتابخوانی
هنری
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse