مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۶ جمعه ۲۸ مهر -اِجُّمعَة ٢٩ محرم ١٤٣٩ - Friday October 2017
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  74   بازدید    تاریخ درج مطلب  10/5/1396    
 
 
سیره صادقی(ع)

شناخت اجمالی امام صادق(ع): ششمین امام شیعیان حضرت جعفر بن محمد الصادق(ع) در 17 ربیع الاول سال 83 هجری به دنیا آمد. پدر بزرگوارش امام محمد باقر(ع) و مادر گرامیش فاطمه دختر قاسم محمد بن ابی بکر(فاطمه ام فروه) است. امام صادق(ع) مدت 31 سال در کنار پدر بزرگوارش زندگی کرد و در سال 114 ه.ق بعد از پدر به امامت رسید. آن حضرت با خلفای زیادی معاصر بود که به ترتیب عبارتند از: هشام بن عبدالملک، ولید، یزید بن ولید، ابراهیم بن ولید، مروان بن محمد از بنی امیه و سفاح و منصور از بنی عباس.

امام صادق(ع) بعد از 34 سال امامت، در سال 148 ه.ق در سن 65 سالگی توسط منصور عباسی به وسیله انگوری زهرآلود مسموم شد و در روز 25 شوال به شهادت رسید. بدن مبارکش در قبرستان بقیع در کنار قبر پدر و جد گرامیش به خاک سپرده شد.

اکنون خوشه ای از خرمن علوم و قطره ای از دریای فضیلت این امام بزرگوار، تقدیم عاشقان و رهروان آن حضرت می شود.

به امام صادق(ع) گفتند: کار خود را به چه اساسی استوار ساخته ای؟ فرمود: بر چهار بنیان: اول دانستم که عمل مرا کسی دیگر انجام نمی دهد پس تلاش نمودم. دوم دانستم که خدای بر من آگاه است پس حیا کردم. سوم دانستم که روزی مرا دیگری نمی خورد پس آرام گرفتم. چهارم دانستم که پایان کار من مرگ است پس برای آن آماده شدم.

داود رقی(از اصحاب امام صادق(ع)) می گوید: من از امام صادق(ع) می شنیدم که در هنگام اصرار دعاهایش بیشتر مواقع خدای را به حق پنج نفر می خواند، یعنی رسول خدا و امیر مؤمنان و فاطمه زهرا و حسن و حسین(درود خدا بر آن ها باد).

همانا امام صادق(ع) چون حاجتی مهم داشت بدون نماز و رکوع به سجده می رفت و هفت بار می گفت یا ارحم الراحمین سپس حاجت خود را از خدا درخواست می کرد.

امام صادق(ع) چون به ملتزم(قسمتی از دیوار کعبه بین حجرالاسود و در خانه کعبه) می رسید به غلامانش می فرمود: از من دور شوید تا در پیشگاه خداوند به گناهانم اعتراف کنم، زیرا این مکانی است که هر بنده ای در پیشگاه خدا اقرار به گناهانش کند و از خدا آمرزش بخواهد خدا او را می بخشاید.

امام صادق(ع) چون روزه می گرفت بوی خوش به کار می برد و می فرمود: بوی خوش هدیه روزه دار است.

امام صادق(ع) فرمود: هر گاه در ماه رمضان به مسافرت می روم جز به اندازه رمق داشتن غذا نمی خورم و هرگز از آب در حد سیراب شدن نمی نوشم.

از امام صادق(ع) برای ما نقل شده است که آن حضرت کودک "نابالغ" را در ماه رمضان به روزه گرفتن فرمان می داد و چون تشنگی و گرسنگی بر کودک غلبه کرده است به او فرمان می داد روزه اش را می گشود.

 

امام صادق(ع) فرمود: من در برخی زمین های کشاورزیم کار می کنم تا عرق می کنم، در حالی که افرادی هستند که به جای من کار کنند و مرا از کار کردن بی نیاز کنند، ولی من کار می کنم تا خداوند بزرگ بدان که من برای روزی حلال تلاش می کنم.

غیاث بن ابراهیم(از اصحاب امام صادق(ع)) می گوید: امام صادق(ع) هر گاه به گروهی می گذشت که مشغول دعوا بودند، از آنان نمی گذشت مگر آنکه سه بار با صدای بلند به آنها خطاب می کرد: از خدا پروا کنید.

حفص بختری(یکی از اصحاب امام صادق(ع))می گوید: امام صادق(ع) در مسابقه تیراندازی و اسب سواری حاضر می شد.

امام صادق(ع) فرمود: من با شتاب نیاز دشمن را برآورده می سازم از بیم آنکه مبادا او را رد کنم  او از من بی نیاز شود.

ابن سعد ازدی گوید: بیشترین چیزی که امام صادق(ع) ما را بدان سفارش می نمود نیکوکاری و پیوند با خویشاوندان بود.

اسحاق بن عمار(یکی از راویان حدیث) می گوید: امام صادق(ع) را همسری بود که آن حضرت را اذیت می نمود ولی همواره آن حضرت، او را می بخشید.

مالک(پیشوای فرقه مالکیه اهل سنت) می گوید: من هماره امام صادق(ع) را می دیدم و آن حضرت بسیار اهل مزاح و تبسم بود.

ابی خدیجه(از راویان حدیث) می گوید: امام صادق(ع) همچون بردگان(با تواضع تمام) می نشست و دست خویش را بر زمین می نهاد و با سه انگشت غذا می خورد.

مفضل(یکی از یاران امام صادق(ع)) می گوید از آن حضرت شنیدم که می فرمود: هیچ غذایی نمی خورم مگر اینکه دوست دارم انسان دیگری نیز در خوردن غذا با من همراه شود.

عبدالاعلی(یکی از یاران امام صادق(ع)) می گوید همراه با آن حضرت غذا می خوردم آن حضرت به کنیز خود فرمود: غذای معروف ما را بیاور. پس آن کنیز کاسه ای که در آن سرکه و روغن زیتون بود آورد و خوردیم.

امام صادق(ع) فرمود: هرگز هضم غذا بر من مشکل نشده است، زیرا هیچ گاه شروع به غذا خوردن نکردم مگر اینکه "بسم الله" گفتم و هیچ گاه از غذا خوردن فارغ نشدم مگر آنکه "الحمدلله" گفتم.

امام کاظم(ع) فرمود: پدرم به من فرمود برای تعزیت و تسلیت گفتن به مفضل(یکی از یاران حضرت) پیش او بروم و به او بگویم: ما چون با مرگ اسماعیل(فرزند آن حضرت) روبرو شدیم، صبر کردیم. اکنون تو نیز چون ما صبر پیشه کن. ما چون خواهان امری باشیم و خدا امر دیگری را بخواهد تسلیم امر خدای می شویم.

امام کاظم فرمود: امام صادق(ع) در مسجد شانه ای داشت که چون از نماز فارغ می شد با آن موی خود را شانه می زد.

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 107058 -1 -1

داستان
رفتارشناسی
تربیت کودکان
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse