مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۸ جمعه ۲۲ آذر -اِجُّمعَة ١٥ ربيع الثاني ١٤٤١ - Friday December 2019
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  591   بازدید    تاریخ درج مطلب  9/2/1396    
 
 
قلمرو شورا در منابع اسلامي

از مهم ترين اصول اجتماعي اسلام اصل شورا و مشاوره است که در منابع اسلامي با دقت و اهميت خاصي مطرح و در سيره پيامبر اکرم(ص) و پيشوايان بزرگ اسلام جايگاه ويژه اي دارد به طوري که مي توان گفت: «نهاد شورا» ستون فقرات نظام اسلامي و شيوه اي اجتناب ناپذير در مديريت جامعه اسلامي و جامعه مؤمنان مي باشد. قرآن کريم در چهار آيه موضوع شورا را مطرح کرده است:

 

1ـ در آيه 159 سوره آل عمران به پيامبر اسلام(ص) دستور مي دهد در امور، با مسلمانان مشورت کند و آن را از رموز پيروزي و موفقيت آن حضرت مي داند«فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لوکنت فظّاً غليظ القلب لانفضّوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم في الامر فاذا عزمت فتوکل علي اللّه».

 

2ـ در آيه 38 سوره شوري، هنگام بيان اوصاف برجسته مؤمنان مي فرمايد: «و الذين استجابوا لربّهم و اقاموا الصلوة و امرهم شوري بينهم؛ آن ها کساني هستند که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده و نماز را بر پاي دارند و کارهايشان بين آنان با مشورت انجام مي شود.

 

3ـ سوره بقره آيه 233 مي فرمايد: اگر در مورد بازداشتن کودک از شير قصد تصميم گيري داريد مشورت کنيد«فان ارادا فصالاً عن تراض منهما و تشاور فلا جناح عليهما» اين آيه مي گويد اگر در مورد ديگري حتي اگر کودک شير خواري باشد بخواهيد تصميم گيري کنيد. بايد مشورت نماييد، حالا اين مشورت بين پدر و مادر باشد چنان که بعضي گفته اند و يا مشاوره با ديگري مثل پزشک باشد و يا اين که هم پدر و مادر با هم مشورت کنند و هم با صاحب نظران مثل پزشک مشورت نمايند. از اين آيه استفاده مي شود که پدر يا مادر با همه علاقه و عاطفه اي که به فرزندشان دارند خداوند اجازه نمي دهد در امر تربيت و پرورش فرزندشان استبداد به خرج دهند بلکه بايد با هم يا با ديگران مشورت کنند. و بعد از مشورت آن چه را که مصلحت است تصميم گيري نمايند.

 

4ـ سوره زمر آيه 18 مي فرمايد: «فبشّر عبادالذين يستمعون القول فيتبعون احسنه؛ پس بندگان مرا که سخن را مي شنوند و نيکوترين را پيروي مي کنند بشارت ده.» مرحوم علامه طباطبايي مي نويسد، آيه«و امرهم شوري بينهم» از نظر من نزديک به آيه فوق مي باشد زيرا شورا و مشورت براي رسيدن به آراء نظريه هاي خوب يا بهترين آراء و نظريه هاست و در اين آيه هم مي فرمايد: بندگان خدا سخن را مي شنوند و بهترين را انتخاب و پيروي مي کنند. روايات و احاديث اسلامي به عنوان دومين منابع دين، شورا و مشاوره را مورد تأکيد قرار داده و از مسلمين خواسته است در امور از استبداد رأي و تک روي پرهيز نموده و با ديگران مشورت نمايند در غير اين صورت رأي او بي ارزش بوده و موجب هلاکت و نابودي مي گردد. علي(ع) فرمود: «لارأي لمن انفرد به» و فرمود: «لاتستبد برأيک فمن استبد برأيه هلک». پيامبر اسلام مشورت را يکي از اسباب حيات جامعه و ترک آن را يکي از اسباب مرگ جامعه معرفي کرده است«اذا کان امرائکم خيارکم و اغنياءکم سمحا ئکم و امرکم شوري بينکم فظهر الارض خيرلکم من بطنها و اذاکان امرائکم شرارکم و اغنيائکم بخلائکم و لم يکن امرکم شوري بينکم فبطن الارض خيرلکم من ظهرها». مشاوره موجب رشد انديشه و تفکر در جامعه اسلامي و مشارکت مردم در سرنوشت خويش، سبب تحکيم پيوندهاي اجتماعي و تقويت روحيه مسئوليت پذيري و مشارکت در امور و از بين رفتن روحيه بي تفاوتي و انزواگرايي مي گردد. مهم ترين جنبه يک حکومت مردمي بودن آن است که نقش پشتوانه را اجراء مي کند و مردم با اعتبار يافتن و شرکت در امور نقش واقعي خود را مي يابند و لذا در قرآن خطاب به پيامبر(ص) فرمود: «يا ايها النبي حسبک اللّه و من اتبعک من المؤمنين» اي پيامبر خداوند و مؤمنان که از تو پيروي مي کنند براي حمايت تو کافي است و با کمک آنان مي تواني به هدف خود نائل شوي. يکي از راه هاي مشارکت مردم در امور در قالب مشاوره با آن هاست و لذا مشارکت در قالب مشورت پشتوانه اي بس عظيم براي هر نظامي است، علي (ع) فرمود: «لامظاهرة اوثق من المشارة» هيچ پشتيباني مطمئن تر از مشورت نيست. به لحاظ اين که مشاوره با صاحب نظران و عاقلان باعث دريافت حقيقت و دوري از خطاء و لغزش است علي(ع) فرمودند: «الاستشارة عين الهداية و قد خاطر من استغني برأيه» مشورت عين هدايت است و کسي که تنها به فکر خود اکتفا کند خويشتن را به خطر انداخته است. جامعه اي که فاقد سنت مشورت است در تب و تاب خود محوري ها و خودسري ها مي سوزد و دچار عدم تعادل مي شود و لذا براي سلامت در تصميم گيري ها پيامبر اسلام(ص) فرمود: «من اراد امراً فشاور فيه و قضي هدي لارشد الامور» هر کس تصميم به اجراي کاري گيرد و سپس براي آن مشورت کند و انجام دهد به بهترين راه دست يافته است. علي(ع) فرمود: «اذا عزمت فاستشر» هر گاه عزم کاري کردي مشورت کن مشورت کردن مايه پشت گرمي و رسيدن به حق و دوري از خطاء و لغزش و در نتيجه دوري از ندامت و پشيماني است. علي(ع) فرمود: «شاور ذوي العقول تأمن الزّلل و الندم» با صاحبان خرد مشورت کن تا از لغزش ها و پشيماني ها ايمن گردي. سيره و سنت پيامبر هم بر همين اصل استوار بود تا آن جايي که در احاديث آمده است پيامبر اسلام زياد با اصحاب مشورت مي کرد. و از ابوهريره نقل شده است که گفت: هيچ کس را نديدم که با اصحاب خود بيشتر از رسول خدا با اصحاب خود مشورت نمايد.

 

نمونه هايي از مشورت پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع)

 

پيامبر همان طوري که از طرف خداوند مأموريت يافت تا با مردم مشورت کند سيره عمل آن حضرت نيز حکايت از مشورت آن حضرت مي کند امام رضا(ع) مي فرمايد: «انّ رسول الله(ص) کان يستشير اصحابه ثم يعزم علي ما يريد» رسول خدا با اصحابش مشورت مي کرد سپس بر آن چه که اراده مي کرد تصميم مي گرفت. از اين روايت استفاده مي شود که سيره مستمر و هميشگي پيامبر مشورت با مردم بود و لذا نمونه هايي از مشورت هاي آن حضرت به اشاره بيان مي شود.

 

1ـ پيامبر در جنگ بدر در سه مورد مشورت کرد.

اول: درباره اصل جنگ با اصحاب مشورت کرد. پس از اظهار نظر از طرف افراد، پيامبر براي جلب نظر انصار فرمود: «اشيروا علي يا ايها الناس» اي مردم نظر مشورتي خود را بيان کنيد. سعدابن معاذ انصاري سخناني گفت که پيامبر اکرم پس از شنيدن آن بلافاصله دستور حرکت صادر کرد.

دوم: در انتخاب و تعيين موضع نبرد با اصحاب مشورت کرد.

سوم: درباره اسيران جنگ بدر با اصحاب مشورت کرد.

 

2ـ در جنگ احد پيامبر شورايي تشکيل داد و از نحوه برخورد با لشکر قريش مشورت کرد و در نهايت برخلاف نظر خود که خروج از مدينه را نمي پسنديد تسليم نظر کساني شد که نظر به خروج از مدينه را داشتند.

 

3ـ در جنگ احزاب پيامبر براي مقابله با سپاه عظيم مشرکان در دو مورد مشورت کرد اول: در کيفيت رويارويي با دشمن مشورت کرد که سلمان فارسي در اين مجلس پيشنهاد حفر خندق را داد و پيامبر رأي او را اخذ کرد و دستور حفر خندق را صادر کرد.

 

دوم: قبايلي به انگيزه مادي در جنگ شرکت کرده بود نظر اين بود که در قبال پرداخت يک سوم ميوه هاي مدينه با آن ها صلح نمايد ولي پيامبر بعد از دريافت صلح نامه و امضاء آن با اصحاب مشورت کرد که سعد ابن معاذ و سعد ابن عباده نظر به رد صلح دادند پيامبر نظر آنان را پذيرفت و به آن عمل کرد.

 

4- در پيکارهاي بني قريظه و بني نضير در برخورد با يهود مدينه مشورت صورت گرفت.

 

5 ـ در ماجراي حديبيه پس از آن که مشرکان مانع ادامه حرکت کاروان زيارتي مسلمانان به سوي مکه شدند، رسول خدا با ياران به مشورت پرداخت، در مقام مشورت گفتند: ما براي زيارت آمده ايم نه براي جنگ که در نتيجه منجر به صلح با قريش شد.

 

6ـ در جنگ خيبر براي انتخاب منزل گاه مناسب با اصحاب مشورت نمود که براساس نظر حباب ابن منذر عمل کرد و محل استقرار نيرو را تغيير داد.

 

7ـ هنگام فتح مکه زماني که رسول خدا شنيد ابوسفيان به اردوگاه مي آيد مشورت کرد.

 

8ـ در غزوه طائف پس از محاصره دشمن درباره ماندن و ادامه محاصره مشورت صورت گرفت.

 

9ـ در غزوه تبوک نيز آن حضرت با اصحاب خود مشورت کرد.

 

10ـ درباره اسيران هوازن با اصحاب مشورت فرمود.

 

11ـ در ماجراي تهمت به عايشه، با علي(ع) و زيدبن حارثه مشورت کرد و سرانجام نظر علي را ترجيح داد.

 

12ـ در اعزام افراد براي اداره امور يک منطقه و فرمانداري و حکومت بخشي از مناطق تحت اداره مسلمانان مشورت مي کرد. رسول خدا نه تنها خود پاي بند اين اصل بود بلکه به اصحاب و تربيت يافته گان مکتب خود سفارش مي کرد که به اين اصل پايبند باشند.

 

نمونه اي از مشورت در زندگي امامان معصوم(ع)

 

1ـ علي(ع) هنگامي که مي خواست به شام برود با مهاجرين و انصار مشورت کرد.

 

2ـ امام صادق با فضيل بن يسار يکي از اصحاب خود مشورت مي کند، فضيل مي گويد: مانند من طرف مشورت تو واقع مي شود. حضرت فرمود: وقتي کسي با تو مشورت کرد نظر بده.

 

3ـ امام هفتم(ع) با اهل بيت و شيعيان خود مشورت مي کند. موسي بن مهدي موسي ابن جعفر(ع) را تهديد کرد. علي بن يقطين آن حضرت را در جريان امر قرار داد حضرت اهل بيت و شيعيان خود را جمع کرد و از آن ها در مورد کيفيت رويارويي با اين خبر مشورت کرد.

 

4ـ امام هفتم با غلام سياه خود مشورت کرد با اين که عقل و انديشه آن حضرت برترين انديشه بود، فردي گفت آيا مثل شما عاقلي با غلامي مشورت مي کند حضرت فرمود: خداوند حق را بر زبان او مي گشايد و آشکار مي سازد.

 

5ـ امام رضا(ع) با يکي از اصحاب خود مشورت کرد. طرف به امام گفت آيا مثل تو مانند من مشورت مي کند. امام با حالت غضب فرمود: پيامبر پيوسته با اصحاب خود مشورت مي کرد.

 

6ـ امام جواد(ع) از علي بن مهزيار خواست که با فردي مشورت کند و نظر او را در مورد چگونگي رويارويي با سلطان و اين که در شهر او چه چيزي رواست دريافت کند زيرا مشورت مبارک است. علاوه بر اين ها در دوران حکومت خلفاي راشدين به تأسي از پيامبر آن ها با علي(ع) مشورت مي کردند و بعد از دريافت نظر آن حضرت، از او پيروي مي کردند که نمونه هاي آن عبارتند:

1ـ مشورت در فتح ايران.

2ـ مشورت در فتح بيت المقدس.

3ـ در تعيين مبدأ تاريخ اسلام.

با دقت در مجموعه آن چه که در متون و منابع دين آمده است روشن مي شود که شورا در معارف اسلامي از جايگاه و اهميت ويژه اي برخوردار است.

1ـ شورا فضيلتي انساني است زيرا اهل مشورت از طرفي از استبداد و خودکامگي و انحصار طلبي که عامل سقوط انسانيت است بدورند و از سويي به شخصيت ديگران اعتراف مي نمايند.

2ـ شورا راه صحيح براي رسيدن به حقيقت و دريافت بهترين نظريه هاست.

3ـ نماد مساوات انساني و آزادانديشي است.

4ـ اعتقاد به حق مشارکت براي افراد جامعه با نظارت کردن و انتقاد نمودن است.

5 ـ راهي به سوي وحدت امت اسلامي از طريق ايجاد احساس مسئوليت در مردم.

6ـ دورانديشي و محکم کاري در امور را به همراه دارد.

با توجه به اهميت شورا در اسلام و نقش آن در زندگي فردي و اجتماعي انسان لازم است به چند مطلب بپردازيم.

 

شورا در لغت و اصطلاح

 

شورا در لغت به معني مشورت کردن و رأي زدن است و در عربي در چيدن عسل از خانه زنبور عسل، رياضت دادن اسبان تا سوار شوند بر آن ها در وقت فروش و آزمايش، فربه شدن و هويدا کردن استعمال شده است. در مقاييس اللغه در اصل به معني ابداء و اظهار چيزي و گرفتن چيزي استعمال شده است بعد مي گويد: «فکان المستشير ياخذالرأي من غيره» مستشير رأي خود از ديگري دريافت مي کند و در مفردات هم آن را به اخراج عسل از کندو معني کرده است سپس مي گويد: «التشاور و المشاورة و المشورة استخراج الرأي بمراجعة البعض الي البعض من قولهم شرت العسل اذا اتخذته من موضعه و استخرجته منه» يعني تشاور و مشاوره و مشورت به معني استخراج رأي و نظر از از طريق مراجعه به ديگران است که از گفتار آنان در دريافت عسل از جايش و استخراج آن از کندو اقتباس شده است. بنابراين شورا در اصل به معني مکيدن زنبور از شيره گل ها است. و کسي که با ديگران مشورت مي کند آراء نظرات آنان را دريافت مي کند و همان طوري که زنبور عسل با تلاش و جستجو گل ها و گياهان مناسب را شناسايي و سپس شيره آن ها را مي مکد پس از آن در درون خود آن را پالايش و سپس به صورت عسل شيرين خارج مي سازد و انسان از آن استفاده مي کند، انسان ها نيز افراد واجد شرائط را شناسائي و با آن ها رأي زني کرده و آراء آنان را بيابند و سپس با مقايسه بين آن ها بهترين رأي را جذب و بکار ببندد. و لذا در تعريف اصطلاحي شورا و مشورت گفته اند: آگاهي از رأي کارشناسان براي رسيدن به بهترين نظريه و رأي، نظري که به صواب و حق نزديک باشد. حضرت علي(ع) در سفارشاتش به فرزندش محمد بن حنفيه فرمود: «اضمم آراء الرجال بعض ها ببعض ثم اختر اقربها من الصواب و ابعدها من الارتياب... خاطر بنفسه من استغني برأيه و من استقبل وجوه الآراء عرف مواقع الخطاء». آراء ديگران را با هم ديگر ضميمه کن سپس بهترين آن ها را که به صواب و درستي نزديک تر و از باطل و خطاء دورتر است انتخاب کن زيرا کسي که خود رأي باشد در معرض خطر است و کسي که از آراء ديگران استقبال کند موارد خطاء را مي شناسد.

 

موضوع و قلمرو شورا

 

بعد از بيان اهميت شورا و معنا و ماهيت آن به تبيين قلمرو و موضوع شورا مي پردازيم. براي بيان قلمرو شورا بايد اولاً بدانيم هدف شورا چيست و ثانياً مراد از امر در قرآن چه مي باشد؟ آيا مقيد و محدود است يا مطلق و اگر محدود است به چه چيزي محدود است و ثالثاً شرائط مشاور چيست؟ و رابعاً آيا شورا موضوعيت دارد يا طريقت دارد يعني آيا شورا براي رسيدن به معرفت و آگاهي است و لذا در تصميم گيري مؤثر است يا احترام به حق ديگران است و تصميم با مدير است گر چه مخالف نظر ديگران باشد.

 

هدف شورا

 

با توجه به آن چه که در اهميت شورا و ماهيت شورا گفته شد هدف شورا به طور کلي دو چيز است:

 

1- اجتناب از خودمحوري و استبداد رأي و خودکامگي و انحصارطلبي و در نتيجه از پيامدهاي آن از قبيل از دست دادن ارزش هاي انساني، ندامت و لغزش بدور بودن.

 

2ـ رسيدن به معرفت و آگاهي و غنا بخشيدن به انديشه و فکر در پرتو تضارب آراء و دست يابي به توافق جمعي. و لذا در تفاسير قرآن در اين که چرا پيامبر(ص) با اين که از منبع وحي حقايق را دريافت مي کرد مأمور به مشورت شد وجوهي ذکر کرده اند که همه آن ها به اين دو هدف بر مي گردد. آن ها عبارتند از:

1ـ مشاوره براي شخصيت دادن به افراد.

2ـ براي رشد فکري مردم.

3ـ براي اين که مردم بدانند حکومت او استبدادي نيست.

4ـ براي اين که خلق خدا بدانند نزد خدا احترام دارند.

5ـ براي اين که نظر خواهي از ديگران عادي است.

6ـ براي اقتداء و تأسي امت به حضرت.

7ـ براي آزمايش افراد و اين که افراد صاحب نظر و عاقل تشخيص داده شوند.

8ـ براي استفاده از تأييد مردم و توافق جمعي.

9ـ در صورت شکست انتقاد بي جا نکنند.

10ـ براي آگاهي مشورت شوندگان به اين که نظر صحيح کدام است.

 

آيا شورا موضوعيت دارد يا طريقيت

 

با توجه به اهداف شوراء روشن مي شود که شورا هم موضوعيت دارد و هم طريقيت دارد توضيح مطلب اين که: گاهي هدف شورا دست يابي به واقعيت و کم کردن خطا در انديشه و عمل است اين نوع مشورت طريقي است و براي کسي مطلوب است که خود متحير و از واقعيت بي اطلاع مي باشد و براي خروج از تحير و اطلاع از واقع بايد مشورت کرد. که در اين صورت مشورت مقيد به عدم علم به واقعيت و حقيقت است و لذا بايد افرادي را به عنوان مشاور انتخاب کند که نسبت به موضوع تخصص و آگاهي داشته باشند اين نوع مشورت است که در تصميم گيري مؤثر است. گاهي هدف مشورت رعايت حقوق ديگران يعني مشورت شوندگان و دست يابي به واقعيت مقصود اصلي نيست، اين نوع مشورت خود موضوعيت دارد يعني مشورت به اين دليل است که رعايت حقوق ديگران و احترام به آن هاست، در واقع مشورت شونده حقي به گردن مشورت کننده دارد که بايد آن حق را دريافت کند. لذا مشورت کننده چه عالم باشد و چه نباشد بايد با او مشورت کرد گر چه در تصميم گيري مؤثّر نباشد. گاهي هدف مشورت هم دست يابي به واقع است و هم رعايت حقوق ديگران مي باشد که در واقع جمع بين دو جهت طريقت و موضوعيت است به اين بيان که تشکيل شورا در روند تصميم گيري به هدف دستيابي به واقع و حقيقت از حقوق مردم محسوب مي شود از آيات و روايات استفاده مي شود هر دو جهت مورد نظر است.

 

کلمه امر و مراد از آن

 

با توجه به اين که در قرآن کريم شورا به کلمه امر قرين گرديده است چه آن جا که خطاب به پيامبر است«وشاورهم في الامر» و چه آن جايي که ويژگي جامعه مؤمنان مطرح مي شود«و امرهم شوري بينهم» لازم است بدانيم مراد از کلمه امر چيست؟ عموم مفسران عامه و خاصه مي گويند: امري که در اين آيات به کار رفته مقيد است به مواردي که وحي در آن نازل نشده باشد و لذا در مواردي که از او امر و نواهي الهي و فرامين پيامبر خارج باشد جاي مشورت است و در نتيجه در همه شئون و ابعاد زندگي چه فردي باشد و چه اجتماعي مي توان مشورت کرد. صاحب المنار مي نويسد: فرمان مشورت در همه امور مربوط به سياست امت و مصالح دنيوي آن ها را در بر مي گيرد. وي سپس مي گويد: مراد از امر امور دنيوي است که حکومت قائم به آن است نه امر ديني محض که مدار آن وحي است. سرّ مسأله را اين چنين بيان مي کند، اگر مسائل ديني مانند عقايد و عبادات و حلال و حرام مورد مشورت قرار گيرد از دين بودن خارج و خصلت بشري به خود مي گيرند در حالي که دين الهي است، و نظر کسي در آن دخيل نيست و از اصحاب پيامبر زماني نظر خود را به آن حضرت عرضه مي کردند که اطمينان پيدا کنند در آن مورد وحي وجود ندارد. مرحوم علامه طباطبايي مي نويسد: اگر در حدود شرعي مشورت روا باشد تشريع و شريعت لغو خواهد شد. قرآن هم مؤيد اين مطلب است زيرا هم به پيامبر مي گويد: بايد بر اساس فرمان خدا حکومت کني«انّا انزلنا اليک الکتاب لتحکم بين الناس بما اريک اللّه» ما اين کتاب را به حق برتو نازل کرديم تا به آن چه که خداوند به تو آموخته در ميان مردم حکومتي کني. از اين آيه استفاده مي شود که رسول خدا موظف است بر اساس فرمان خدا حکومت کند، درباره عموم مؤمنان هم مي فرمايد: «و ما کان لمؤمن و لامؤمنة اذا قضي اللّه و رسوله امرا ان يکون لهم الخيرة من امرهم و من يعص اللّه و رسوله فقد ضلّ ضلالاً مبيناً» هيچ مرد و زن با ايمان حق ندارند که هر گاه خدا و پيامبرش دستوري دادند از پيش خود اختياري داشته باشند و هر کس نافرماني خدا و رسول او را پيشه سازد در گمراهي آشکار به سر مي برد. نويسنده کتاب دراسات في ولاية الفقيه و فقه الدولة الاسلاميه مي نويسد: گر چه لفظ امر به حسب لغت و مفهوم همه شؤون فردي و اجتماعي اعم از سياسي اقتصادي و فرهنگي و دفاعي را شامل مي شود و مشورت در همه اين مسائل حتي امور فردي مهم و پسنديده است اما متبادر از امر و قدر متيقن آن همان مشورت در مسائل حکومتي و اداره امور جامعه است که از مهم ترين آن ها مسأله جنگ و دفاع است. مرحوم نائيني(ره) مي نويسد: دلالت کلمه(في الامر) که مفرد محلّي و مفيد عموم اطلاقي است بر اين که متعلق مشورت مقررّه در شريعت مطهّره کليه امور سياسيه است هم در غايت وضوح است و خروج احکام الهيه از اين عموم از باب تخصص است نه تخصيص. با توجه به آن چه استفاده مي شود قلمرو شورا مواردي است که وحي در آن وارد نشده باشد و شريعت در آن رابطه فاقد حکم باشد ولي در اموري که خدا و پيامبر در آن حکمي ندارند مي توان مشورت کرد.

 

شرائط مشاور

 

يکي از مطالبي که در تعيين قلمرو شورا مؤثر است شرائطي است که از متون اسلامي براي مشاور ذکر شده است، در اين که اعضاي شورا بايد واجد چه صفاتي بوده و از چه اوصافي بر کنار باشند و اگر فاقد اين اوصاف باشند نمي توانند در امور مسلمين اظهار نظر نمايند مي توان قلمرو شورا را مشخص کرد، شرائط مشاوران دو دسته ثبوتي و سلبي هستند.

 

صفات ثبوتي مشاوران

 

1ـ اسلام: اولين شرط عضويت در شورا که موضوع آن رسيدگي به امور مسلمين است مسلمان بودن است زيرا يکي از حدودي که در شوري بايد رعايت شود رازداري است خدا فرموده است غير مسلمان را بطانه و همراز نگريد«يا ايها الذين آمنوا لاتتخذوا بطانة من دونکم لايألونکم خبالاً ودّوا ما عنتم» اي کساني که ايمان آورده ايد محرم اسراري از غير خود انتخاب نکنيد آن ها از هر گونه شر و فساد درباره شما کوتاهي نمي کنند، آن ها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشيد.

 

2ـ تعقل: پيشوايان حق سفارش کرده اند که با انسان هاي عاقل مشورت کنيد نه افراد کم خرد رسول خدا(ص) فرمود: «استرشدوا العاقل ولاتعصوه فتندموا» با انسان عاقل مشورت کنيد و او را نافرماني نکنيد که پشيمان مي شويد. و باز فرمود: «مشاورة العاقل الناصح رشدٌ و يمن و توفيق من اللّه فاذا اشار عليک العاقل الناصح فاياک و الخلاف فانّ في ذلک العطب» مشورت با انسان عاقل خيرخواه رشد و برکت و توفيق الهي است پس هر گاه انسان عاقل خيرخواه نظر مشورتي داد از مخالفت با آن بپرهيز که سختي بدنبال خواهد داشت و لذا مشورت با زنان عاقل مورد توجه قرار گرفته است. علي(ع) فرمود: «اياک و مشاورة النساء الامن جربت بکمال عقل» از مشورت با زنان اجتناب کنيد مگر آن که کمال عقلاني او به ثبوت رسيده باشد.

 

3ـ تقوي: پيامبر خدا(ص) فرمود: با اهل تقوا و پرهيزکاري مشورت کنيد: «شاور المتقين الذين يؤثرون الآخرة علي الدنيا و يؤثرون علي انفسهم في امورکم.» با متقين مشورت کنيد که آن ها کساني هستند که آخرت را بر دنيا ترجيح مي دهند و کارهاي شما را بر امور خويش مقدّم مي دارند.

 

4ـ تجربه: مشورت با کساني که اهل تجربه هستند مي تواند انسان را از خطاها مصون و به راه صحيح رهنمون باشد و لذا يکي از شرائط مستشار تجربه است. علي (ع) فرمود: «افضل من شاورت ذوي التجارب» برترين کسي که با وي مشورت مي کني بايد داراي تجربه ها باشد. امام صادق(ع) فرمود: «شاور في امورک مما يقتضي الدين من فيه خمسة خصال، عقل و حلم و تجربة و نصح و تقوي فاستعمل الخمسة و اعزم و توکل علي اللّه فان ذلک يؤديک الي الصواب.» در کارها با کساني مشورت کن که داراي پنج خصلت باشند، عقل، حلم و بردباري، تجربه، نصح و خيرخواهي، تقوي اين پنج خصلت را به کارگير و تصميم بگير و بر خدا توکّل کن که اين کار تو را به حق مي رساند. علي(ع) فرمود: «خير من شاورت ذووي النهي و العلم و اولواالتجارب و الحزم» بهترين کسي که با او مشورت کني صاحبان خرد و انديشه و خداوندان تجربه ها و دورانديشي هستند.

 

5ـ علم: يکي از شرائط مشاوران آن است که عالمان صالح باشند. پيامبر اکرم(ص) فرمود: «شاور و العلماء الصالحين فاذا عزمتم علي امضاء ذلک فتوکّلوا علي اللّه» با علماي صالح مشورت کنيد و چون تصميم بر اجراي آن گرفتيد به خدا توکّل کنيد.

6ـ حلم 7ـ نصح 8 ـ حزم 9ـ راز دار بودن.

 

صفات سلبي مشاوران

 

صفات منفي مشاوران عبارت است: 1- جبن و ترسو بودن 2- بخيل 3- حريص 4- استبداد رأي 5 ـ حماقت و سفاهت 6ـ تلوّن 7ـ جهل 8 ـ دروغگويي... علي(ع) در نهج البلاغه خطاب به مالک اشتر فرمود: «ولاتدخلنّ في مشورتک بخيلاً يعدل بک عن الفضل و يعدک الفقر و لاجباناً يضعفک عن الامور و لاحريصاً يزين لک الشرّه فان البخل و الجبن و الحرص غرائز شتّي يجمعها سوءالظن باللّه». بخيل را در مشورت دخالت مده زيرا که تو را از احسان منصرف مي کند و از نيازمندي مي ترساند، با افراد ترسو مشورت مکن زيرا در کارها روحيه ات را ضعيف مي کند حريص را مشاور انتخاب نکن که حرص را با ستمگري در نظرت زينت مي دهد. بخل و ترس و حرص غرايز و تمايلات مختلفي هستند که از بدگماني به خدا سرچشمه مي گيرد. با توجه به مطالبي که تا کنون گفته شد مطالب ذيل استنتاج مي شود:

 

1ـ موضوع شورا فقط فرد نيست انسان فقط در مصالح فردي ملزم به مشورت باشد بلکه جامعه هم موضوع شورا است که در همه شئون اجتماعي بايد مشورت کرد.

 

2- در تمام سطوح مديريت چه مديريت کلان و چه مديريت عالي و چه مياني و خدماتي بايد کارها را با مشورت انجام دهند چنان که پيامبر اکرم(ص) به عنوان مدير کلان و عالي جامعه و به عنوان زعيم و رهبر سياسي از طرف خدا مأمور شده بود که مشورت کند و هم سيره عملي آن حضرت بر مشورت در همه شئون زندگي استمرار داشت و لذا مديران به عنوان ادامه دهندگان زعامت و رهبري آن حضرت بايد به آن عنايت داشته و در همه کارها مشورت نمايند.

 

3ـ همه اموري که به مصالح مسلمين مربوط مي شود در قلمرو شورا قرار گيرد.

 

4ـ شورا در نظام اسلامي محدود است اولاً به اموري که حکمي از طرف خداوند و رسول او در آن وارد نشده باشد و لذا جامعه اسلامي حق به شور گذاشتن احکام صريح اسلامي و فرامين پيامبر خدا را ندارد و ثانياً افرادي که به عنوان مشاور برگزيده مي شوند از شرائط و ويژگي هايي برخوردار باشند که برخي از آن ها از صفات ثبوتي که بايد آن ها را داشته باشند و برخي از صفات سلبي هستند که بايد از آن برکنار باشند.

 

نويسنده: حجة الاسلام والمسلمين محمدرضا مصطفي پور

منبع: سايت حوزه

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 104121 -1 -1

جامعه شناسی
روانشناسی
آسیب شناسی اجتماعی
خانواده
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse