مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۸ سه شنبه ۱۹ آذر -اِثَّلاثا ١٢ ربيع الثاني ١٤٤١ - Tuesday December 2019
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  957   بازدید    تاریخ درج مطلب  5/8/1395    
 
 
راه های موفقیت‌ جوانان

اعتماد به نفس، به معنای خوداتکایی است که یکی از رموز موفقیت، داشتن چنین روحیه ای است.کسی که اعتماد به نفس ندارد، در استفاده از امکانات و استعدادهای درونی و بیرونی خود ناتوان است. نبود اعتماد به نفس، موجب فلج شدن فکر و روح انسان می‌شود. جوان خودباخته و فاقد اعتماد به نفس، همیشه از خود مایوس و به دیگران متکی و وابسته است، در نتیجه پیشرفت و کمال چندانی نخواهد داشت. مردان بزرگ تاریخ با رسیدن به حقیقت این نکته، در همان اوان جوانی ارزش وجود خود را یافتند و توانایی‌های درونی خویش را شناختند و با اعتماد به همین توانایی‌ها، در راه پیروزی گام‌های سریع تری برداشتند.

تاثیر نظم و برنامه‌ریزی در زندگی

تاثیر و اهمیت نظم در زندگی انسان، انکارناپذیر است. در اسلام نیز نکته‌های ارزشمندی در این باره وارد شده است.امام علی(ع) در آخرین لحظات زندگی خود، پیروانش را به دو عامل مهم و حیاتی که همانا رمز پیروزی و موفقیتند، سفارش کرده و فرموده است: «اوصیکُم بِتَقْوَی ا... وَ نَظمِ اَمْرِکُم؛ شما را به پرهیزکاری و نظم در کارها سفارش می‌کنم».برای برقراری نظم در زندگی، باید به برنامه ریزی کارهای روزانه پرداخت و هر کاری را در وقت مناسب آن انجام داد. امام کاظم(ع) اوقات مسلمان را به چهار بخش تقسیم کرد. اول، راز و نیاز با خدا؛ دوم، کار و تلاش برای کسب روزی؛ سوم، ارتباط سازنده با دیگران؛ چهارم، تفریح سالم.

جوان و انس با قرآن

جوانی، بهترین دوران برای مانوس شدن با قرآن مجید است، چنان که آمده است: «هر کس در حالی که جوان و با ایمان است قرآن بخواند، قرآن با گوشت و خونش آمیخته می‌شود».قرائت قرآن در سیره امامان معصوم و بزرگان، ارزش الهی داشته است. امام رضا(ع) شب هنگام در بستر خویش بسیار قرآن تلاوت می‌کرد و وقتی که به آیه ای درباره بهشت یا دوزخ می‌رسید، می‌گریست، از خدا بهشت می‌طلبید و از دوزخ به او پناه می‌برد.جاذبه قرآن به اندازه ای است که تلاوت آیه‌هایی از آن، زمینه اُنس با همه قرآن را فراهم می‌سازد. البته این اعجاز است که اگر کسی معنای حقیقی سوره‌های قرآن را نداند و فقط توانایی تلاوت آن را داشته باشد، به همین مقدار از فیض خدا بهره برد و همین عبادت لفظی، او را به عبادت فکری می‌رساند.رسول خدا(ص) می‌کوشید مردم از راه تلاوت، با قرآن مانوس شوند، آن را خوب بفهمند و به فهمیده‌های خود عمل کنند.

جوان و کرامت نفس

عزت و کرامت نفس، یکی از اساسی ترین عوامل رشد مطلوب شخصیت جوانان است. برای اینکه جوانان بتوانند از بیشترین ظرفیت و توان مندی‌های خود بهره ببرند، لازم است نگرشی مثبت به خود داشته باشند. بی گمان جوانانی که دارای احساس خود ارزشمندی و خصلت عزت نفس هستند، به پیشرفت تحصیلی و آمادگی مناسب در رویارویی با مشکلات زندگی دست می‌یابند.انسان والا به فرموده امام علی(ع): «نفس خود را عزیز می‌دارد، خود را از خواری دور نگاه می‌دارد و به پستی گناه و کرنش در برابر گناهکار و ستمگر تن نمی‌دهد».چنین انسانی «نه تنها حق دیگران را محترم می‌شمارد و چشم درشتی بدان ندارد، بلکه شرف و عزت را در بی نیازی از مردم می‌داند» و به زور بازوی خود متکی است، «از کار نمی‌گریزد و به تلاش خود متکی است».قرآن کریم عزت را خواست خدا، رسول خدا و مومنان می‌داند و می‌فرماید: «وَ لِلّهِ الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُوءْمِنینَ؛ عزت از آن خدا و پیامبر و مومنان است». (منافقون: ۸)ارزش عزت نفس چنان بالاست که سرور آزادگان جهان می‌فرماید: «مَوْتٌ فی عِزٍّ خیرٌ مِنْ حَیاهٍ فی ذُلٍّ؛ مرگ با عزت از زندگی با ذلت بهتر است». امام علی(ع) در رهنمودی، حقیقت این مرتبه وجودی را به خوبی نشان داده است، آنجا که درباره عزت نفس می‌فرماید:«کم داشتن و به کم قانع بودن و نه دست، پیش دیگران دراز کردن» است. از امام علی(ع) نقل شده است که روزی از برابر قصابی می‌گذشت، قصاب گفت: گوشت‌های خوبی آورده ام. حضرت فرمود: اکنون پول ندارم که بخرم. قصاب گفت: صبر می‌کنم. حضرت فرمود: نه! به شکمم می‌گویم صبر کند.

جوان و یاد خدا

قرآن مجید مومنان را به یاد خداوند فرا می‌خواند و دوری و غفلت از یاد خدا را از اوصاف منافقان می‌شمارد. البته باید دانست که حقیقت ذکر، تنها در اذکار نماز و عبادت‌ها خلاصه نمی‌شود، بلکه ذکر مصادیق فراوان دارد، از آن جمله: ذکر نعمت‌های خداوند، ذکر کمک‌ها و توفیقات الهی، ذکر آیات الهی، ذکر دستورهای الهی در هنگام عمل و رعایت فرمان‌های خداوند، ذکر معاد و مرگ و از همه مهم‌تر ذکر ذات خداوندی. بدین معنا که او را در همه حال حاضر و ناظر بدانیم و توجه داشته باشیم که معبود مطلق اوست، رشته تمام امور به دست اوست و تنها باید از او کمک خواست و بر او توکل کرد. به همین سبب «ذکر کثیر خداوند» از شدیدترین و مهم‌ترین وظایف انسان دانسته شده است.نماز و اذکار دیگر اعمال عبادی، همه برای رسیدن به حقیقت ذکر و توجه به عهد ازلی عبودیت و اطاعت خداوند است، بدین سبب خداوند پس از سفارش به نماز، ذکر خود را از نماز بالاتر می‌داند و می‌فرماید:وَ اَقِمِ الصَّلَوهَ، إِنَّ الصَّلَوهَ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَآءِ وَ الْمُنکَرِ وَ لَذِکْرُ ا...ِ اَکْبَرُ. (عنکبوت: ۴۵)نماز را برپا دار که نماز، تو را از کار زشت و ناپسند بازمی دارد و قطعا یاد خدا بالاتر است.در واقع ذکر خداوند و توجه به حقیقت الوهیت خداوندی و در نظر داشتن فقر ذاتی انسان، موجب آرامش می‌شود. یکی از مصادیق ذکر خداوند این است که وقتی انسان در موقعیت حرام قرار می‌گیرد و وسوسه می‌شود، از انجام گناه خودداری کند.

خودیابی و خدایابی، در پرتو عبادت

یاد خدا مایه حیات قلب است، مایه آرامش روح و روشنایی دل‌هاست. یاد خدا موجب رقت و خشوع و بهجت ضمیر آدمی است و چه زیبا می‌فرماید امام علی(ع): خدای متعال یاد خود را مایه صفا و جلال دل‌ها قرار داده است. با یاد خدا، دل‌ها پس از سنگینی، شنوا و پس از کوری، بینا و پس از سرکشی، نرم و ملایم می‌گردد، همواره چنین بوده که در فاصله‌ها خداوند بندگانی داشته است که در اندیشه‌هایشان با آنان نجوا می‌کند و در عقل‌هایشان با آنان سخن می‌گوید.انسان به همان نسبت که با غرق شدن در مادیات، از خود جدا و با خود بیگانه می‌شود، به همان نسبت نیز با عبادت خدا به خودیابی می‌رسد. عبادت، بیدار کننده آدمی و معرفت بخش جان اوست.در پرتو عبادت، انسان خود را آن گونه که هست می‌بیند و به کاستی‌ها و نقص‌های خود پی می‌برد.

جوان و انتقاد پذیری

انتقاد، حرکتی است اصلاح گرانه که به قصد پالایش و زنگارزدایی صورت می‌پذیرد. گرچه انسان می‌تواند از عقل خود بهره گیرد و راه صحیح زندگی را برگزیند، در نهاد انسان و در کنار عقل، غریزه‌ها و گرایش‌هایی هست که او را از شناخت درست واقعیت‌ها باز می‌دارد، مانند غریزه حب ذات؛ این غریزه در مواردی موجب می‌شود تا انسان اعمال خویش را پسندیده و قبول شده پندارد و یا با تاثیرپذیری از آداب و رسوم اجتماعی، عقل او از واقع بینی بازماند و در نتیجه نتواند درباره کاستی‌های خود به درستی قضاوت کند، حب و بغض عاملی در پوشیده ماندن حقایق وجود است.بر این اساس، به منظور کمک به یکدیگر و از بین بردن عیب‌ها، کاستی‌ها را به یاد می‌آورد. امام کاظم (ع) در این باره می‌فرماید: «از واجب ترین حقوق برادرت این است که او را به خیر متوجه کنی و هر چیزی را که برای دنیا و آخرتش مفید است، از او پنهان نداری».کسی که انتقادپذیر نباشد یا از انتقاد کردن به برادران مومن خود کوتاهی کند، چه بسا در حق آنان مرتکب نوعی خیانت نیز بشود، چنان که امام صادق (ع) می‌فرماید:کسی که برادرش را در حال انجام عمل ناپسندی ببیند، در حالی که می‌تواند او را از این کار باز دارد، اگر سکوت کند و او را منع نکند، نسبت به او خیانت کرده است.دین اسلام نیز با چاپلوسی که سبب سرپوش گذاشتن بر نقص آدمی، مخالف است. امام علی (ع) در نکوهش این دسته از افراد می‌فرماید:نادان ترین مردم کسی است که فریب ستایش گر چاپلوس را بخورد، ثناگری که زشت را در نظر او زیبا جلوه می‌دهد و خوبی را در نظر او منفور می‌سازد.البته انتقاد کردن از دیگران نیز شرایطی دارد و نخستین شرط آن، علم و آگاهی است. امام صادق (ع) می‌فرماید: «کسی که بدون شناخت، اقدام به انجام عملی کند، مانند رونده ای است که مسیر اشتباهی را می‌پیماید و شتاب بیشتر، تنها او را از مقصد دورتر می‌کند».همچنین، احتمال اثر بخشی انتقاد نیز بسیار حائز اهمیت است، این گونه که انتقاد کننده، خود نیز باید از عیب پاک باشد تا مشمول این نکوهش قرآنی نشود که:«یَـآاَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لاَ تَفْعَلُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید چرا آنچه را عمل نمی‌کنید، به زبان می‌آورید». (صف: ۲)نرم خویی، تذکر پنهانی، انتقاد از عمل نه عامل، انتقاد غیرمستقیم و پرهیز از جدل، از شرایط بسیار اساسی در اثربخشی انتقاد است.امام علی (ع) می‌فرماید: «نُصْحُکَ بَیْنَ الْمَلَاِ تَقْریحٌ؛ پند دادن تو در میان مردم، کوبیدن و خرد کردن است».نقد و تذکر هر چه صمیمی‌تر و در خلوت صورت گیرد، موثرتر است. امام علی (ع) می‌فرماید:«لغزش شخص عاقل را با کنایه تذکر دادن، برای او از ملامت صریح دردناک‌تر است».

جوان و دوست یابی

بیشتر ناکامی‌ها و انحرافات نسل جوان، ناشی از دوستی‌های نادرست است که ریشه در انتخاب شتابزده و بی معیار و یا احساسیِ دوستان دارد. گاه آتش احساسات سبب دوستی فرد با کسی می‌شود که شعله‌های آن، تمام عمر دامنگیر اوست. قرآن مجید از زبان آنانی که در دوست گزینی به بیراهه رفته اند، می‌گوید:«ای کاش با پیامبر دوست و همراه می‌شدم، وای بر من! کاش فلان شخص گمراه را به دوستی نمی‌گرفتم، او مرا از یاد و راه حق منحرف و گمراه کرد». (فرقان ۲۷ ۲۹)امام علی (ع) نیز هشدار می‌دهد: «با انسان شرور رفاقت مکن؛ زیرا طبع تو از شرارت‌های او الگو می‌گیرد، بدون آنکه خودت بفهمی». امام در جای دیگر می‌فرماید: «از همراهی با افراد کج اندیش و سست رای و صاحب اعمال ناپسند دوری کن؛ زیرا آدمی به طرز تفکر و روش رفیقش خو می‌گیرد».از افرادی که دارای خلق و خوی مناسبی نیستند و به دین و دنیای انسان ضربه می‌زنند، باید بنا به فرموده امام صادق(ع) دوری گزید:نگاه کن تا هر کس مفید به حال دین تو نیست، به او اعتنا مکن و علاقه ای به رفاقت با او نشان مده که هرآنچه غیر خداست، فانی و نابود شدنی است و هر علاقه ای که به غیر خدا باشد، عاقبت زشت و پایان ناخوشایندی خواهد داشت. با رعایت این گونه دقت و اهمیت در انتخاب دوستان، تصمیم‌ها و رفتارهای آدمی نیز از روی عقل و تدبیر و آینده نگری خواهد بود. ازاین رو لازم است همواره با تامل بر رفتار و کردارمان، حد اعتدال را در دوستی نگاه داریم و به تمام کارهای دوستان مان به چشم رضایتمندی ننگریم.

منبع: روزنامه آرمان

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 100832 -1 -1

ازدواج
رفتارشناسی
ناهنجاری ها
اصول تربیتی
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse