مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۶ سه شنبه ۵ ارديبهشت -اِثَّلاثا ٢٨ رجب ١٤٣٨ - Tuesday April 2017
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  73   بازدید    تاریخ درج مطلب  23/10/1395    
 
 
درباره داشته‌ها و نداشته‌ها

«دنيا دو روز است و ارزش اين همه غم و غصه را ندارد!» گفته‌هاى قديمى را وقتى مى‌شنويم، انگار به دلمان مى‌نشيند، همانكه از دل بر آيد و لاجرم بر دل نشيند. اما كمتر پيش مى‌آيد وقتى را صرف فكر كردن و اجرا كردن اين گفته‌ها بكنيم. شايد درگيرى‌هاى زندگى مانع اين كار مى‌شود و شايد بى اهميت بودن ما. اما به هر حال همه ما گهگدارى سركى در گذشته مى‌كشيم و حتما موضوعى براى افسوس خوردن پيدا مى‌كنيم كه بگوييم، اگر اين كار را نكرده بودم، زندگى الآن وضعيت بهترى داشت و هزاران اما و اگر ديگر كه هيچكدام تغيير مثبتى در وضعيت فعلى ما ايجاد نخواهند كرد. چه بايد كرد؟ آنها كه مسووليت كارها و كم كارى‌هايشان را مى‌پذيرند، جواب خوبى براى اين سوال دارند. آنها مى‌گويند: از همه آنها چيز ياد گرفته ايم و اين حداقل نتيجه مثبتى است كه مى‌توان از هركارى گرفت. چه كسى مى‌تواند ادعا كند كه يادگرفتن بيهوده است؟

اين حس پيچيده

من چيزى به دست نياورده ام، وقتم تلف شده، هيچ احساس رضايتى از گذشته ندارم، كاملا از اتفاقاتى كه افتاده نااميدم و... و نهايتا هركسى اين جملات را بشنود خواهد گفت شما از گذشته احساس پشيمانى و افسوس مى‌كنيد. كسى كه با پشيمانى زندگى مى‌كند همواره به اين موضوع فكر مى‌كند كه چه كارهايى را مى‌توانست به شكل متفاوتى انجام دهد. البته بايد بدانيد كه شما با اين احساس، در دنيا تنها نيستيد و هميشه براى همه مواردى پيش مى‌آيد كه از آنچه انجام شده پشيمان باشند. در واقع مقدار مشخصى از اين پشيمانى سالم و مفيد است. خوب است كه گه گاه نگاهى به گذشته بيندازيم و با ارزيابى آنچه انجام داده ايم راه آينده را انتخاب كنيم. اما اين حس وقتى كه به‌طور مداوم مسائل كوچك را تبديل به مشكلات بزرگ و لاينحل مى‌كند مساله ساز مى‌شود. در واقع در اين شرايط افراد خودشان و شرايط اطراف را بسيار جدى‌تر از آنچه هست مى‌گيرند و اگر اين وضع ادامه پيدا كند، زمينه ساز افسردگى خفيف خواهد شد. همه ما از اشتباهاتمان پشيمان مى‌شويم، اما نبايد اجازه داد اين پشيمانى زندگى مان را فلج كند و اجازه فعاليت بيشتر را از ما بگيرد. در واقع نبايد اجازه داد حس پشيمانى كنترل زندگى ما را به دست بگيرد.

برگشت ممنوع!

وقتى تصميم به انجام كارى مى‌گيريم، بزرگ‌ترين لطفى كه مى‌توانيم در حق خودمان بكنيم اين است كه وقت و انرژى و تمركزمان را صرفا متوجه انجام آن كار كنيم و نه فكر كردن به خود تصميم. شكست اگرچه شيرين نيست ولى هيچ چيز ترسناكى هم نيست؛ اگر برنامه و هدفى در كار باشد شكست‌هاى ميان راه نمى تواند شما را از رسيدن به آن هدف كلى باز دارد. چون تمام اين شكست‌ها قدم‌هاى رسيدن به آن هدف و دورنماى كلى هستند و ديگر پشيمانى از آنها معنى ندارد. چون هر شكست درسى به ما آموخته كه در ادامه راه به دردمان مى‌خورد. به نظر شما دليلى براى پشيمانى وجود دارد؟ به علاوه اگر هيچ شكستى در زندگى اتفاق نيفتد، فكر مى‌كنيد پيروزى معنى و مفهوم و شيرينى خاصى خواهد داشت؟

اتفاق مى‌افتد

پذيرش زندگى به همان شكلى كه هست و نه آن شكلى كه ايده آل ماست خيلى مهم است. زندگى مجموعه اى است از اتفاقات غيرمشخص كه پيش روى ما رخ مى‌دهند. آيا شما مى‌دانيد فردا برايتان چه اتفاقى خواهد افتاد؟ آيا واقعا مطمئن هستيد آنچه بر شما گذشته و شما برچسب بد و ناخوشايند رويش زده ايد زمينه يك اتفاق خوب‌تر نباشد كه فردا اتفاق مى‌افتد؟ اگر با يك ديد مثبت به وقايع بنگريم، تمام وقايع جزئى از يك سير تكاملى هستند كه ما نمى توانيم تغييرشان دهيم. جنگيدن با وقايع هيچ چيزى را عوض نمى كند. چه بايد كرد؟ پذيرفتن و از كنار آن گذشتن بهترين راه حل ممكن است. شايد بعدا با اتفاقاتى كه بيفتد، وقتى به گذشته نگاه كنيم به اين برچسب‌هاى بد و خوب بخنديم. چون در يك نگاه جامع‌تر ممكن است برچسب‌ها جور ديگرى به نظر برسند.

جبران مى‌كنم

توضيح خاصى به نظر شما مى‌رسد؟ نه چندان! اگر كارى را تا به حال انجام نداده ايد، تا زنده هستيد برايش فرصت داريد. به قول معروف ماهى را هر وقت از آب بگيريد... همان ماهى تازه است. فقط بايد مسووليت گذشته و حال و آينده را بپذيريم و كارهايى را كه دوست داريم انجام دهيم. اگر فكر مى‌كنيد تا به حال به اندازه كافى سفر نكرده ايد، خوب از همين امروز شروع كنيد. فكر مى‌كنيد دو سال گذشته عمرتان هدر رفته؟ خوب سعى كنيد امسال تلاش تان را مضاعف كنيد تا دو سال گذشته جبران شود. اما كسانى هستند كه با توجيه شرايط فعلى از پذيرش مسووليت سرباز مى‌زنند. آنها كسانى هستند كه در گذشته گيرافتاده‌اند و آينده را نيز با اين وضعيت از دست خواهند داد.

نه بايد، نبايد!

بايدهايى كه خودمان را ملزم به انجام شان كرده ايم هميشه بزرگ‌ترين سنگ راه پيشرفت ما هستند. من بايد سال گذشته در كنكور قبول مى‌شدم، دوستم بايد با من رفتار خوبى انجام مى‌داد، پدرم بايد مرا به دانشگاه آزاد مى‌فرستاد، آنها بايد آن شغل را به من مى‌دادند، من بايد ترفيع مى‌گرفتم، من بايد نمره بيست مى‌گرفتم و ميليون‌ها بايد و بايد ديگر كه تنها حس پشيمانى و عدم موفقيت را ايجاد مى‌كنند. اگر مفهوم اين بايد‌هاى گذشته از ذهن ما پاك شود، آرامش بسيار بيشترى پيدا خواهيم كرد و كمتر حس بازنده بودن خواهيم داشت. همه ما بهترين كارهايى را انجام داده ايم كه با توجه به شرايط خاص مان براى مان امكان داشت. اين يعنى موفق بودن، برنده بودن و سربلند بودن. نه بازنده بودن. نتايج كارها آن اندازه مهم نيستند كه پيشقدم شدن براى انجام شان مهم است. شما با تمام شجاعت و ثبات قدمى كه در خودتان سراغ داشتيد و نهايت انرژى كه در وجودتان يافت مى‌شد، كارهايى را انجام داده ايد كه همه و از جمله خود شما بايد به خاطر آنها به شما افتخار كنند... اين موضوع را هيچوقت فراموش نكنيد.

منبع: روزنامه آرمان

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 100219 -1 -1

جامعه شناسی
روانشناسی
آسیب شناسی اجتماعی
خانواده
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse